تقوا دروازه شهود در بیان مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی ره

(تصویر استاد فقید در مدرسه نور،محل جلسات درس اخلاقشان)

جلسات درس  های اخلاق مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی از جمله مجالسی بود که روح را بیدار می کرد و کمتر کسی را می توان دید از این جلسات استفاده کرده  و بی نصیب مانده باشد. حقیر نیز توفیق استفاده از این جلسات نصیبم شد و گزیده هر مبحث را در ایکنا و ابنا منتشر می نمودم  تا کسانی که امکان استفاده حضوری از این جلسه روحانی را ندارند بتوانند بهره لازم را ببرند.

اینک در آستانه اولین سالگرد ارتحال آن عالم عامل مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی ره  گزیده ای یکی از جلسات درس اخلاق ایشان که در دی ماه ۱۳۸۸ در خصوص ملکه تقوا می باشد و حقیر آن را یاداشت برداری  نمودم و در ابنا منتشر شد،تقدیم سالکان راه حق می نمایم:

تقوا، یقین و مقامات معنوی

ملکه قدسیه تقوا، نسبت به تمام مقامات معنوی و ملکات فاضله نقش زیر بنایی دارد؛ در مقام توکل، رضا و تسلیم، تقوا نقش زیر بنایی ایفا می‏کند و دارای درجاتی است تا به مقام تسلیم برسد.

یقین چیست؟

یقین از مقامات معنوی است و در معارف و روایات ما در این خصوص مطالب مهمی وارد شده است. ما یک اصطلاح از نظر منطقی داریم که مسئله مفاهیم ذهنی است. منتق‏دانان آنجا مفهوم علم  و یقین را مطرح می‏کنند. فرق این دو این است که علم چیزی است که از نظر مفهومی «احتمال خلاف ندارد»، اما یقین «احتمال خلاف هم ندارد». این محکم کاری است که منطقی‏ ها یقین را اینطور تفسیر می‏کنند.

رابطه تقوا و یقین

یک اصطلاح دیگر هم در بحث معارف و مقامات معنوی وجود دارد. و آن این است که بحث، در معارف ما از  اسلام و ایمان و تقوا شروع می‏شود و بعد یقین مطرح می‏شود.

این طور نیست که تقوا، فقط ما را به مقام تسلیم برساند، بلکه ما را به مافوق تسلیم هم می‏رساند. تقوا انسان را به یقین می‏رساند.

باید «حق تقوا» را رعایت کنیم تا هنگام مرگ با مقام تسلیم بمیریم؛ این عاقبت به خیری است. اما یک وقت همین تقوا انسان را به جایی می‏رساند که به یقین می‏رسد و یقین، فقط مفاهیم ذهنیه نیست. یقین، انسان را از سنخ مفهومی بیرون می‏ آورد و به سنخ مشاهده می‏برد.

تقوا انسان را به مقام یقین می‏رساند. «مقام یقین» مقام شهود است و آنچه را بر دیگران پنهان است، او که یقین دارد، می‏بیند.

سنخ یقین، سنخ شهود است، که البته آن هم درجاتی دارد. این بحث، بحث مفهومی نیست. بحث شهود و مشاهده است. شهودی که با چشم سر نیست.

«ایمان» مربوط به قلب و واردات قلب است که سنخ آن محبت و دلبستگی است. اما یقین، یک نوع رؤیت درونی در رابطه با دل است. اما همیشگی نیست. یک‏مرتبه برای کسی که اهل یقین است، غیب، شهود می‏شود و برمی‏گردد. چون اگر شخص در حالت شهود باقی بماند، غالب تهی می‏کند. زیر بنایش هم تقوا است.

یقین سه مرتبه دارد. علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین. در «علم الیقین» نور را می‏بینید و به وسیله نور آن دیدنی‏ها را شهود می‏کنید. در «عین الیقین» خود آتش را می‏بینی. در «حق الیقین» خودت وارد آتش و «گویا» همچون آتش می‏شوی. همه اینها شهود است و هیچ ارتباطی با مسائل ذهنیه ندارد و از سنخ مفاهیم نیست.

راه رسیدن به کشف و شهود

آنهایی که می‏خواهند به شهود برسند، باید از همین مسیر بروند. جز  «راه شرع» راهی نیست. اصل «مراعات مسائل شرعیه» است. باید ترک محرمات و انجام  واجبات نمود و «مراقبت» کرد.

فقط ذکر و ورد گفتن، ما را به جایی نمی رساند و بی اثر است چون نقش زیر بنایی اینها بود. اولیای خاص خدا هم از همین راه به مقامات معنوی رسیده ‏اند. حال اگر واقعاً می‏خواهی معصوم بشوی، به ورد گفتن تنها نیست، به ترک محرمات و انجام واجبات است. مستحبات هم پیش کششتان باشد.

بنا نیست که گوش، چشم، زبان و اعضای افسار گسیخته داشته باشید و اصلاً مسائل شرعی رعایت نکنید، بعد هم به خیال این باشید که با ذکر و ورد خالی می‏شود به مقامات معنوی رسید. در این حال اصلاً فرد، حتی مسائل معنوی را درک هم نکرده است. باید شرع و شعور انسان را به بالا ببرد. این دو راه، اساسی است. باید با رعایت موازین شرعی و در کنارش، بالا بردن سطح بینش، به مقامات معنوی رسید. نباید ذکرهایمان فقط لقلقه زبانی باشد، چرا که این نوع اذکار، خود حجاب طریق الی‏ الله هستند.

به قلم :امیرمحسن سلطان احمدی

لینک این مطلبم در ابنا

لینک مشروح این درس اخلاق مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی در پایگاه اطلاع رسانی ایشان

شادی روح مرحوم “آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی ” الفاتحه

 

انعکاس این مطلبم در:

خبرگزاری اهل بیت ع- ابنا

گلستان بلاگ

موسسه فرهنگی هنری منتظران منجی

خبرپو

وبلاگ ادیان و زندگی علما