خانه / تفسیر سوره قیامت آیت الله مدرسی / تبلیغ قرآن و ترویج آن/پنج راه برای انسان قرآنی شدن۸

تبلیغ قرآن و ترویج آن/پنج راه برای انسان قرآنی شدن۸

تبلیغ قرآن

آیت الله العظمی مدرسی در هشتمین جلسه تفسیر سوره قیامت به راه های تبلیغ قرآن و ترویج آن به عنوان پنجمین وظیفه ما نسبت به قرآن پرداختند و همچنین پنج راه را برای انسان قرآنی شدن بیان کردند و در پایان به تفسیر آیات ۲۰ تا ۲۵ این سوره پرداختند.

بسم رب المهدی(عج)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی (سلطان احمدی دات آی آر)؛ هشتمین جلسه تفسیر و تدبر در سوره قیامت توسط آیت الله العظمی سید محمد تقی مدرسی(دام ظله) از مراجع معظم تقلید کربلای معلی و مفسر تفسیر من هدی القرآن، بامداد پنجشنبه ۹خردادماه ۱۳۹۸ برابر با بیست و چهارم ماه مبارک رمضان با محوریت تفسیر و تدبر در آیات ۲۰ تا ۲۵ سوره قیامت در دفتر تهران معظم له برگزار شد. 

معظم له در ابتدای این جلسه با بیان اینکه چگونه انسانی قرآنی شویم به ۵ راه برای انسان قرآنی شدن اشاره نموده اند و سپس به تشریح چگونگی تبلیغ قرآن و ترویج آن به عنوان پنجمین وظیفه ما نسبت به قرآن پرداختند و در پایان به تفسیر و تدبر در آیات ۲۰ تا ۲۵ سوره قیامت پرداختند.

خداوند متعال در این آیات می فرماید:

کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ ﴿۲۰﴾

چنین نیست که شما مى ‏پندارید و دلایل معاد را کافى نمیدانید بلکه شما دنیاى زودگذر را دوست دارید و هوسرانى بى‏قید و شرط را

وَتَذَرُونَ الْآخِرَهَ ﴿۲۱﴾

و آخرت را رها مى ‏کنید

وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَهٌ ﴿۲۲﴾

آرى در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است

إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ ﴿۲۳﴾

و به پروردگارش مى ‏نگرد

وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَهٌ ﴿۲۴﴾

و در آن روز صورتهایى عبوس و در هم کشیده است

تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَهٌ ﴿۲۵﴾

زیرا مى‏ داند عذابى در پیش دارد که پشت را در هم مى ‏شکند

برخی عناوین موضوعی مطرح شده در این جلسه عبارتند از: شیطان ریشه یاس در انسان/ ترس یکی از شگردهای شیطان/ وسوسه های شیطان از راه خانواده / پنج راه برای انسان قرآنی شدن / تبلیغ قرآن و ترویج آن وظیفه پنجم ما نسبت به قرآن/ راه های تبلیغ کردن و بهترین راه تبلیغ قرآن/ لزوم فعالیت دینی در فضای مجازی/لزوم هدایت مردم/تمایل بشر به دنیا و دوری از آخرت

اینک در ادامه مشروح بیانات معظم له تقدیم شما معارف جویان عزیز می گردد.

آیت الله مدرسی: تبلیغ قرآن و ترویج آن/پنج راه برای انسان قرآنی شدن

مشروح بیانات معظم له به شرح زیر است:

چگونه انسان خدایی و قرآنی باشیم؟

شاید این پرسش را از خود پرسیده باشید که آیا بنده هم می توانم یک انسان خدایی باشم؟ آیا می توانم یک انسان قرآنی باشیم؟ در پاسخ باید گفت که چرا نه! به خودم که مراجعه می کنم می بینم این امید در من وجود دارد، این آرزو هست. این مرام یکی از برنامه های زندگی من هست، حالا گاها به ادعا هم شده من می گویم این چنین هستم و آدم خوبی هستم و خود این ادعا دلیل بر این است که ممکن است به اینجا برسد. اما چه چیز سبب می شود که بعضی ها که اکثریت هستند، متاسفانه مأیوس هستند و می گویند من کجا و انسان قرآنی شدن کجا؟!

شیطان ریشه یأس و ناامیدی در انسان

در حقیقت باید دنبال این ریشه یأس بگردیم و ببینیم ریشه آن کجاست؟ در صورتی که ریشه این یأس شیطان است. شیطان ابزراهای مختلفی دارد و ما همیشه باید دشمن خود را بشناسیم. آن هم شیطان که دشمن قسم خورده و سرسختی ما است که او ما را می بیند و ما او را نمی بینیم و هزار راه برای کوبیدن ما دارد. قرآن چندین مرتبه به ما هشدار داده که این شیطان دشمن قسم خورده شما است، چرا او را دوست دارید و اطاعتش می کنید و دنبال شیطان می روید؟!

ترساندن یکی از شگردهای شیطان

یکی از شگردهای شیطان این است که ما را می ترساند. قرآن نیز می فرماید: «إِنَّما ذلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ»، (آیه ۱۷۵ سوره آل عمران: این فقط شیطان است که پیروان خود را ( با سخنان و شایعات بی اساس ، ) می ترساند. از آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید! ) و شیوه ترساندنش بدین گونه است که می گوید: اگر متدین شوید در زندگی ورشکست می شوید! اگر در این کسب وارد نشویید و این عمل را انجام ندهید، از بین می روید!

و به طور کل شیطان همیشه در لحظه تصمیم گیری انسان پیدایش می شود و باید خیلی مراقب شیطان باشیم. مثلا من تصمیم گرفتم امشب نماز شب بخوانم اما شیطان در لحظه تصمیم گیری پیدایش می شود و می گوید: تو فردا باید سر کار بروی نمی توانی، همین روحانیت که نماز می خوانند، کافی است. یا می گویند چرا نماز نمی خوانید؟ می گوید: همین که امام علی(ع) در محراب کوفه نماز خواند و فرقش را شکافتند، کافی است. یا می گویند: چرا صدقه نمی دهید؟ می گوید: خود بیشتر احتیاج دارم، چراغی که به خانه رواست به همسایه حرام است. همین صحبت های شیطان در لحظه تصمیم گیری باعث ترس در ما می شود و ما را می ترساند.

فریب و وسوسه های شیطان از راه خانواده

حالا اگر شیطان نتوانست شما را فریب دهد، از راه دیگری و آن هم از طریق ترساندن خانواده شما وارد می شود. شیطان سراغ همسر و فرزندان شما می رود و با خانواده شما صحبت می کند که شوهر یا پدر شما دارد یک کارهایی می کند، باعث ورشکستی خودش و بیچاره نمودن شما می شود، به او بگویید دارد چکار می کند و منصرفش کنید؛ از این راه شیطان خانواده شما را هم می ترساند و هم تحریک می کند که جلوی شما را بگیرد. حالا من بی خبر از همه جا وقتی می بینم همسر من نیز چنین حرفی می زند، می گویم پس شاید من اشتباه می کنم!

شاید در زندگی دیده باشید که دارید یک کاری را انجام می دهید و به هیچ کس هم نگفته اید و فقط در ذهن خودتان است اما یک دفعه می بینید کسی دیگر می فهمد! این را شیطان به آن فرد گفته است، مثال هایی بین ما معروف و مشهور است که می گویند: “گوش شیطان کر” مثالی حکیمانه است، و واقعا شیطان کار ما را به دیگری می گوید که ما را منصرف از انجام آن کار کند و یقینا این جور است. و قرآن نیز می فرماید: « وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ». (آیه ۱۲۱ سوره انعام: و در خفا ‏شیطانها به دوستان خود وسوسه مى کنند تا با شما ستیزه نمایند.)

وسوسه عمرعاص توسط خانواده اش

عمرعاص بعد از بازنشستگی به فلسطین رفت و آنجا ساکن بود؛ یک وقت مریض احوال بود و یک نامه ای از معاویه آمد که عمر من تو را می خواهم والی بر مصر کنم، و بیا اینجا را دست امیرالمومنین(ع) بگیر. عمرعاص وقتی نامه را خواند، دو تا بچه داشت که سر بالین او بودند و آنها از محتوای نامه با خبر شدند، یکی گفت: بابا مگر چند سال می خواهی زندگی کنی عمرت تمام شده و معاویه را هم می شناسی چه آدمی هست، بیا همینجا آرام زندگی کنیم و زندگی هم دارد می گذرد. اما بچه دیگر عمرعاص به او گفت: بابا همه به یک جایی و نوایی رسیدند، فقط ما ماندیم، بیا برویم و عمارت مصر را بگیریم. عمرعاص در جواب بجه هایش گفت: تو برای دنیای من فکر می کنی و تو نیز برای آخرتم. ولی آخرش عمرعاص وسوسه شد و به سمت دنیا رفت! شیطان این چنین است و اینگونه از طریق خانواده وارد می شود و ما را وسوسه می کند.

مهار و دفع ترس از مومن شدن!

اگر ما بتوانیم این ترس از وسوسه های شیطان در لحظه تصمیم گیری را از خود دور کنیم و این وسوسه شیطان را از دل بیرون کنیم، ان شاءالله به یاری خدا انسان آزاد می شود و آزاد که شد، دیگر آزاده فکر می کند.

مومنین و متدینین درست زندگی می کنند و از شیطان هم ترسی ندارد و به مردم هم خدمت می کنند و خدا هم به آنها لطف می کند و آنها را یاری می کند. من به یک فردی جهت انجام کار خیر هر وقت زنگ زدم او به من نه نگفت! یک روز پرسیدم چرا اینچنین هستی؟ به من گفت: من هر وقت کار خیر انجام دادم از این دست دادم از آن دست گرفتم.

تازه فرض کنید حالا من متدین و خوب شدم و مقداری هم در دنیا کمبود پیدا شد، خوب بشود به جای آن آخرت را به دست آورده ام. سعی کنید که بتوانید شیطان را مغلوب کنید و می توانید و آن وقت خط ما مشخص شده و خدا هم ما را یاری می کند و پیروز می شویم.

 راه هایی برای انسان قرآنی شدن

*اول: عبور از شیطان

من چند طرح امشب دارم که می خواهم خدمتتان عرض کنم و آن این است که برای اینکه انسان قرآنی بشویم چه راه هایی وجود دارد؟  اول تا شیطان هست نمی توانید، پس باید در اولین قدم از این خاکریز اول رد شوید و شیطان را مغلوب کنید.

*دوم: دعا و توکل بر خدا

دوم دعا و توکل بر خدا است. باید در لحظه ای که می خواهید تصمیم بگیرید، فراموش نکنید که خط را وصل کنید و دل را پیش خدا ببرید و بگویید: خدا به یاری تو ” توکلت علی الله” این کار را انجام می دهم.

دعا، توکل، استغاثه که در جوش کبیر خواندید همه یک معنا دارد، همین که دلتان به نور خدا روشن شود و دلتان آنجا رفت بدانید که احساس قدرت می کنید و احساس می کنید که حتی می توانید ستارگان را هم بگیرید. این را لحظه با توکل به خدا درست تصمیم گیری کنید. لحظات دیگر هم قبل و بعد از تصمیم گیری و بعد از نماز ها آن را بگویید و دعا کنید.

زیبایی معنوی در دعای کمیل/خواندن همراه با دقت

چقدر دعای کمیل زیباست؛ اول آن تضرع و التماس است و بعد می گویید: «یا رَبِّ قَوِّ عَلی خِدمَتّکَ جَوارِحی وَاشدُد علی العَزیمَهِ جَوانِحی وَ هَب لی اَلجد فی خَشیَتِکَ»،  (یا رب قدرت جوارحم را در خدمت خودت قراربده و ببند (از هواهای نفس) نیت درونم را، و همتی به من عطا کن که در راه ترس از تو بکار ببرم.) یعنی خدایا این دست و پای مرا در راه خدمتت قوی کن، دل مرا دل سخت و شدید کن که من بتوانم تصمیم بگیرم و عزم داشته باشم، و همتی به من بده که جدی تر در ترس از تو باشم.

اگر این فراز را تحلیل کنید، مثل اینکه تمام حقایق در این فراز جمع شده است، هم از نظر بدن، روح و خدمت به خدا و هم ادامه خدمت است. این فقط یک فراز از دعای کمیل است و ما چقدر این دعا را خوانده ایم ولی اصلا به معنای آن توجه نداشتیم.

*سوم: مرحله ای کار کردن (فاز به فاز جلو بروید نه یکدفعه)

مسئله سوم که خیلی هم مهم است این است که انسان مرحله ای کار کند،  فاز به فاز کار کند، این ماه یک چیز ماه بعد یک چیز دیگر را انجام دهد. آقا امیرالمومنین(ع) فرمودند: «مَنِ اعتَدَلَ یَوماهُ فهُو مَغبونٌ…[۱]»، حضرت می فرماید هر که دو روزش یکسان باشد، مغبون است. سرمایه عمر را درست خرج کنید، باید فکر کنید و با برنامه که هر ماه جلوتر بروید و رشد داشته باشید نه اینکه سرمایه عمر را به هدر بدهید.

از یک آیه یک مطلب استفاده می کنم اما قبل از آن مثال می زنم. یک دانشجو در دانشگاه به استادش گفت: استاد کتاب فیزیک خیلی قطور و بزرگ است آن را نصف کنید! استاد هم گفت فیزیک یک علم است که قسمت اولش مثلا در اول کتاب آمده و قسمت دوم آن در قسمت دوم کتاب آمده است و نمی توان کتاب را نصف کرد که اگر کامل گفته نشود، این علم را متوجه نمی شوید. شاگرد سپس گفت: پس چون بحث کتاب زیاد است، این دو ماه برای یادگیری آن کافی نیست، آن را در شش ماه تدریس کنید.

به نظرم این آیه  که تفاسیر دیگری هم دارد و قرآن که می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا»، (آیه ۱۰۴ سوره بقره: ای افراد باایمان! (هنگامی که از پیغمبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن می‌کنید) نگویید: «راعنا»؛ بلکه بگویید: «انظرنا». (زیرا کلمه اول، هم به معنی «ما را مهلت بده!»، و هم به معنی «ما را تحمیق کن!» می‌باشد؛ و دستاویزی برای دشمنان است. ) نگویید مراعات ما را کنید و دستورات را کم کنید، مثلا چهار رکعت نماز را نگویید دو رکعت شود یا به من مهلت بدهید.

مرحله ای نماز شب بخوانید

مرحله ای کار کردن در کارهای مستحبی خوب است. مثلا فردی می گوید نمی توانم نماز شب بخوانم یا هر وقت خواستم بخوانم، نتوانستم. اما برای اینکه بتوانید نماز شب بخوانید به صورت مرحله ای شروع کنید بدین صورت که ششب قبل از خواب وضو بگیرید و دو رکعت نماز شب بخوانید و بعد بخوابید، نماز شب خواندن را با همین دو رکعت نماز قبل از خواب شروع کنید و بر آن مداومت داشته باشید تا اینکه به جایی برسید که قبل از خواب تا این دو رکعت نماز شب را نخوانید، نمی توانید بخوابید. بدین صورت مرحله ای جلو بروید و خدا هم به شما توفیق می دهد به شرطی که گام اول را خودتان بردارید و به سمت خدا بروید و بعد از آن خود خدا هم به شما کمک می کند.

*چهارم: همراه و دوست پیدا کردن

چهارمین چیز همراه و دوست پیدا کردن است. خداوند در قرآن یک چیزی کلی فرموده است: «وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ»، (آیه ۲ سوره مائده: و در هر کار خیر و تقوا یکدیگر را یاری دهید و بر گناه و تجاوز همکاری نکنید.) در مسیر انجام کارهای خوب و دوری از کارهای بد با هم همکاری کنید. این آیه همه چیزها را شامل می شود.

مثلا دو نفر با هم دوست و همراه شوند و با هم تصمیم بگیرند که در روزهای دوشنبه و پنج شنبه روزه بگیرند یا هزینه خرج چند یتیم را برعهده بگیرند. این تصمیم گیری با مومنین باعث می شود که آثار عجیبی داشته باشد و یاری خداوند هم با جماعت است که مولا می فرماید: «ید اللَّه مع الجماعه».[۲]

مشاهده کنید این هیئتی های قدیمی که بیش از ۳۰ یا ۴۰ سال سابقه هیئت دارند، علت موفقیت آنها همین کار مشترک و همکاری با یکدیگر است که باعث می شود که خدا نیز به آنها لطف کند و بتوانند خدمت کنند.

چگونه همراه و دوست پیدا کنیم؟

حالا برخی می گویند چگونه همراه و دوست پیدا کنیم؟ اصلا چه کسی می آید که با ما همفکر و همسو باشد که در راه خدا کار کنیم؟ اصلا لازم نیست که حتما از اطرافیانتان باشد، باید چنین کسی را پیدا کنید و بهترین راه آن رفتن به مساجد است، خصوصا صبحگاه به نماز جماعت صبح بروید و بدانید که آنهایی که نماز صبح به مسجد می آید دوست و همراه خوبی برای امور معنوی برای شما خواهند بود.

*پنجم: داشتن پیر دیر و مُرشد (استاد اهل عمل)

پنجم باید مرشد و استاد اهل عمل پیدا کنید. باید کسی را پیدا کنید که شما را راهنمایی کند و از او بخواهید که شما را در این مسیر توجیه و هدایت کند اما هر فردی نمی تواند پیر و مرشد راه شما باشد بلکه باید استادی باشد که خودش اهل عمل باشد و این راه را طی نموده باشد. آقا امیرالمومنین(ع) می فرمایند: «فَعالِمٌ رَبّانی وَ مُتَعَلِّمٌ عَلی سَبیلِ نَجاهٍ[۳]»، (دانشمند خداشناس، دانش جوی در راه رستگاری) قرآن نیز تاکید دارد که اگر چیزی را نمی دانید از اهل ذکر و دانایان بپرسید. «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ». (آیه ۴۳ سوره نحل: پس اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید.)

لزوم یافتن استاد و نکته مهم در انتخاب استاد

بنابراین کسی که می خواهد انسانی قرآنی شود و در خود تحول حقیقی ایجاد کند، باید استاد داشته باشید و بعضی برای یافتن استاد سالها دنبال او گشته اند و حتی اگر در شهر و محله خودتان هم نبود به شهری دیگر رفته اند تا توانسته اند به استادی معتبر برسند و شاگردی اش را نمایند. و نکته مهم نیز در انتخاب استاد این است که باید به کسی رجوع کنید که مورد تایید خدا و ائمه اطهار(ع) باشد و خودش اهل ذکر و عمل باشد و به جایی رسیده باشد.

 اگر استادی نیافتید چکار کنیم؟

باید برای یافتن استاد تلاش کنید و اگر هم استادی پیدا نکردید من یک پیر و استاد سراغ دارم که همیشه هست و من ایشان را پیدا کرده ام و شما هم  او را پیدا کردید و او آقا ابوالفضل(ع) است که ما هر مشکلی پیدا کردیم سریع می گوییم یا ابوالفضل(ع) و عملا نام ایشان را می آوریم و نذر هم می کنیم. و همین آقا ابوالفضل(ع) پیر و مرشد و استاد راه ما می تواند باشد. با او ارتباط برقرار کنید و رفیق شوید.

حالا  این مسیر را حرکت کنید و قرآنی شوید. در گذشته کسانی که قرآنی بودند به زندگی آنها بنگرید و ببینید آنها به چه مراتبی رسیدند. خیلی از این افراد حتی از زمان مرگ خود نیز با خبر بودند و برخی نیز علوم خاص را داشتند و این خیلی حرف است که به چنین مقاماتی رسیده اند.

من بعضی افراد را دیده ام که تبسم دارند  با یک نگاه یک چیز می گوید؛ این افراد با این نگاه کردن مطلبی به دلشان الهام می شود و حرفی را می زنند. این فرد به نور خدا نگاه می کند و نور خدا جلوی او است و مشکلات را هم یکی پس از دیگری پشت سر می گذارند و پیشرفت می کند.

* تبلیغ قرآن و ترویج آن پنجمین وظیفه ما نسبت به قرآن

در شب های قبل عرض شد که ما ۵ وظیفه نسبت به قرآن داریم. اول خواندن قرآن، دوم تدبر و تفکر در قرآن، سوم بینش قرآنی که جهان را از دریچه قرآن بنگریم، چهارم عمل به قرآن و پنجم تبلیغ قرآن و ترویج آن است که قرآن را به دیگران هم یاد بدهیم. در این جلسه وظیفه پنجم را بیشتر توضیح خواهیم داد.

لزوم تبلیغ قرآن به صورت چهره به چهره و بیان حضوری

مسئله پنجم از وظایف قرآن، تبلیغ قرآن است. امروز در دنیا وسائل تبلیغ عمومی  از جمله رادیو، تلویزیون، اینترنت و فضای مجازی، کتاب و روزنامه خیلی زیاد پخش است، اما آن چیزی که قرآن به ما یاد داده و اسلام را بدون این ابزارهای تبلغی در اقصی نقاط  دنیا بُرد، یک چیز دیگری بود، آن زمان این ابزارهای تبلیغی نبود بلکه آن زمان هر کس یک مطلب را که یاد می گرفت بنا بود که آن را به دیگری هم بگوید.

دعای پیامبر(ص) برای مبلغین

پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودند: «ضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ تَبْلُغْهُ یَا أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ لَیْسَ بِفَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْه‏»[۴] حضرت خطاب کردند که کسی حرف مرا می شنود و به دیگران هم این حرف مرا می رساند و تبلیغ می کند، روی او نورانی باد. در این تبلیغ شما گاهی حرفی را به کسی بیان می کنید و تبلیغ می نمایید که از آن خبر ندارد، اما کسی خبر دارد ولی از تبلیغ شما استفاده می کند.

انعکاس حقایق به دیگران از راه تبلیغ

پیامبراکرم(ص) تاکید بر تبلیغ نمودند که ما باید تبلیغ ( تبلیغ قرآن ) کنیم. حالا آنهایی که در زیر منبر آقا در حج الوداع بودند نمی دانیم چند نفر بوده اند، اما این حرف ها به ما رسیده است. این همه آیات و روایات، اصلا همین قرآن چطور به دست ما رسیده است؟ از همین راه تبلیغ اینها به دست ما رسیده است. این حرکت تبلیغی تنها وسیله ما است که با آن حقایق را به دیگران بگوییم و تبلیغ قرآن نماییم.

تاثیرگذاری بیشتری تبلیغ چهره به چهره و بیان حضوری

ما بشر رادیو گوش می کنیم و تلویزیون می بینیم، و گاهاٌ از برخی موضوعات راست یا دروغ آن متاثر هم می شویم! ولی بشر فطرتی دارد که حرفی را که از دهان کسی می شنود، بیشتر به آن اطمینان دارد. از این جهت در روایتی آمده «خُذُوا اَلْعِلْمَ مِنْ أَفْوَاهِ اَلرِّجَالِ[۵]» (دانش را از دهان مردان [علم] بگیرید( . گاهی وقتی یک کتاب را می خوانید یک جور از آن کتاب متوجه می شوید، در صورتی که با خواندن کتابی دیگر جوری دیگر متوجه مطلب آن می شوید.

جدی گرفتن تبلیغ چهره به چهره / پدر به پسر بگوید…

حالا باید از همه ابزارهای تبلیغی برای تبلیغ قرآن استفاده کنید، اما تبلیغ چهره به چهره را باید جدی تر بگیرید. به طور مثال پدر به پسر بگوید و این حرف سینه به سینه، دهان به دهان به نسل آینده منتقل شود. در خطبه غدیر نیز پیامبر اکر(ص) در اول خطبه فرمودند: این حرف را به دیگران برسانید، هم به همدیگر و هم پدران به پسرانشان این حرف را برسانند.

لزوم فعالیت دینی در فضای مجازی / جوانان منفعل نباشند

نکته دیگر اینکه از اینترنت باید برای تبلیغ دین استفاده کرد. جوانان ما که در فضای مجازی حضور دارند، نباید منفعل باشند بلکه باید در اینترنت فعال باشید و فعالیت نموده و دین را تبلیغ کنید. من می شناسم افرادی را که در این فضای مجازی حضور دارند و با کانال هایی با عضویت بالا در حال تبلیغ دین هستند و در این کار هم موفق هستند. این حرکت باید عمومی شود و همه در این حوزه فعالیت دینی کنند.

سعی کنید برنامه ریزی کنید مثلا در هفته چند روز را برای این کار تبلیغی از جمله تبلیغ قرآن و ترویج آندر فضای مجازی اختصاص داده و حقیقت دین و قرآن را تبلیغ کنید. البته نماز و رو زه واجب است، اما در کنار واجبات این کار را هم انجام دهید و مردم را در این فضای مجازی دعوت به خیر کنید و آنها را از آتش جهنم نجات دهید.

از کار خیر فرار نکنید!

از کار خیر فرار نکنید! نگویید من کار دارم یا سرم شلوغ است و نمی توانم انجام دهم. شما در حقیقت سرتان شلوع نیست بلکه مشکل شما این است که هدف های بالا را کنار گذاشته اید و سر خود را با کارهای پیش و پا افتاده‌ی زندگی شلوغ کردید، بدانید که شما بزرگتر از این کارهای پیش و پا افتاده هستید و خود را بی جهت مبتلا نکنید.

مثلا گاهی با یک فردی ۵ دقیقه صحبت می کنید و او را به کاری نیک دعوت می کنید، این فرد نیز متاثر می شود و آن کار خیر را انجام می دهد. نتیجه این که تا آخر عمر شما و آخر عمر آن فرد و تا زمانی که آن کار خیر انجام می شود، برای هر دو نفر شما ثواب نوشته می شود. روایت است: «الدّالُ عَلَی الخَیرِ کَفاعِلِه[۶]» هر کس که کار خیر می کند و شما آن فرد را به این کار فرستادید، شما نیز با او شریک هستید، نه اینکه از ثواب آن فرد کم شود، بلکه به شما هم ثواب می دهند.

لزوم هدایت کردن مردم و راه تاثیرگذاری آن

پس بیایید در زندگی تصمیم بگیرید که دیگران را هدایت کنید. البته برای شروع این کار یک مسائلی وجود دارد از جمله شیطان است. و نکته دیگر نوع صحبت کردن است، نباید در این گفتگو ها خشن صحبت کرد بلکه باید خیلی نرم و زیبا صحبت کرد و سعی نمود که از کلمات زیبا استفاده کرد و حکیمانه حرف زد.

گاهی می خواهید کسی را موعظه کنید، برای اینکه تاثیر گذار باشد باید از لحظات مفید و اثرگذار استفاده کرد. مثلا او را به سفری ببرید و آنجا در شرایط خوب و لحظات مفید با او صحبت کنید، یا اینکه نامه بنویسید و یا پیامک دهید. به هر حال لحظات مفید و اثرگذار باعث تاثیرگذاری صحبت شما بر روی آن فرد خواهد بود. به هر حال این ها راه هایی است که می توان جامعه را به قرآن نزدیک و آشنا نمود.

عدم تبلیغ قرآن و باز شدن راه نفوذ و تبلیغ دشمن

و از آن طرف اگر شما با مردم و جامعه این ارتباط را برقرار نکنید و تبلیغ قرآن و ترویج آن را انجام ندهید، دشمن شبانه روز از راه های مختلف و وسایل فراوان وارد می شود و دشمن نیز راه های مختلفی برای این کار را دارد و شیطان هم این راه های مختلف نفوذ دشمن را به آنها یاد می دهد.

چند روز قبل دشمنان موشکی به فضا پرتاب کردند که بیش از ۶۰ ماهواره به همراه داشت تا از این طریق برای دنیا اینترنت ارزان قیمت در دسترس قرار دهند تا تفکرات خود را در جامعه پخش کنند و ما نباید از دشمن غفلت کنیم. چرا باید دشمن از این ابزارها استفاده کند و ما استفاده نکنیم؟

اینجا مناسب است که عرض کنم که هر کس بر اساس محیط کار خودش ضمن کار جدی برای تبلیغ مستقیم و چهره به چهره لازم است که یک تبلیغ غیر مسقیم از طریق همین ابزارهای تبلیغی همچون رادیو، تلویزیون، اینترنت و فضای مجازی هم داشته باشد و حقایق دین را تبلیغ کند. 

نکات تفسیری آیات این جلسه / آیات ۲۰ تا ۲۵ سوره قیامت

آیه ۲۰ سوره قیامت و تمایل بشر به دنیا و لزوم داشتن دورنگری

این پنج وظیفه ما نسبت به قرآن بیان شد که ان شاءالله به آن عمل کنیم. در ادامه آیات سوره قیامت در آیه ۲۰ این سوره خداوند می فرماید: «کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ»، (آیه ۲۰ سوره قیامت: این چنین نیست، بلکه شما عاشق ایندنیای زودگذر هستید.) خداوند قرآن فرستاده بعد نفس لوامه را در انسان ها قرار داده و همه چیز را همه بیان نموده است اما دل بشر به دنیا بیشتر تمایل دارد. میل او به دنیا است چون به دنیا نزدیک تر است.

اما در حقیقت مگر چند سال می خواهید در این دنیا بمانید؟ فرضا هر کس امید زندگی او مثلا ۷۵ سال است و ما باید به این امید عمل کنیم. چون مومن کسی است که فکر می کند همیشه زنده هست و برای زنده بودنش برنامه ریزی دارد. ما نیز نباید چشم کوتاه بین داشته باشیم بلکه باید چشم دوربین داشته باشیم و فکر آینده باشیم. و این نکته مهمی است که مومن چنین است.

معاویه بعد از شهادت آقا امیرالمومنین(ع) به ضرار یکی از اصحاب حضرت گفت: این که پسرات را کشت ولی پسران خودش حسن و حسین هستند! ضرار در پاسخ  گفت من به علی(ع) انصاف نکردم چون او کشته شد و من زنده هستم. ضرار خیلی دورنگر بود و منظورش به معاویه این بود که  تو فقط چند روز دنیا را می بینی و فکر آخرت نیستی.

 ما باید دنیای دور را ببینیم نه دنیای نزدیک را و بعد هم  برای خود و خانواده برنامه ریزی کنیم و این کار یک تحولی در انسان ایجاد می کند. در مسئله روان شناسی بچه که بحث می کنند می گویند بچه فقط همان چند ساعت خودش را می بیند اما بشر که بزرگتر می شود، افق دید او بازتر می شود و ما نیز باید افق دیدمان بازتر شود و آینده را ببینیم و آینده ما از امروز و پس فردا شروع می شود تا به بهشت و روز قیامت برسیم.

 یکی از علما و فضلا که از وابستگان ما نیز بود هر وقت کسی با او خداحافظی می کرد به او می گفت: ان شاءالله دیدار بهشت. و خیلی هم مطمئن این حرف را می زد و مطمئن بود که بهشت می رود و فکرش به آخرت و بهشت بود.

در آیه بعد می فرماید: « وَتَذَرُونَ الْآخِرَهَ»، (آیه ۲۱ سوره قیامت: و آخرت را رها مى ‏کنید.) خدا می فرماید بشر عادی که هنوز تربیت نشده آخرت را رها کرده است. من می گویم اشکال ندارد که دنبال دنیا رفتید اما یک مقدار هم دنبال آخرت بروید نه اینکه آخرت را کامل ترک کنید و فقط به دنیا بچسبید.

آیه بعد می فرماید: « وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَهٌ»، (آیه ۲۲ سوره قیامت: آرى در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است.)، « إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ»، (آیه ۲۳ سوره قیامت: و به پروردگارش مى ‏نگرد.) دو تا تعبیر است که یک جا ناضره با ضاد است و در آیه بعد ناظره با ظاء است که با هم فرق می کنند. یک عده روی آنها نورانی است. و وقتی این نور در چهره او است مشخص است که او بیماری ندارد، مشکلی ندارد، حتی هیچ استرسی هم ندارد و راحت است.

این کلمه ناضره به این معناست که هر چیزی که در روح آدم باشد در صورت او منعکس می شود و در آیه بعد علت آن را بیان کرده چون این افراد به خدا نگاه می کنند. حالا آیا  به رحمت خدا نگاه می کنند یا منتظر رحمت خدا هستند و چنین کسی دیگر مشکلی ندارد.

اما در آیه بعد می فرماید: «وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَهٌ»، (آیه ۲۴ سوره قیامت: و در آن روز صورتهایى عبوس و در هم کشیده است.) یک عده هم در آن روز صورت های آنها در هم و گرفته است. این افراد چه کسانی هستند؟ که در آیه بعد می فرماید: «تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَهٌ»، (آیه ۲۵ سوره قیامت: زیرا مى‏ داند عذابى در پیش دارد که پشت را در هم مى ‏شکند.) فاقره از فقرات است، فقرات یعنی ستون انسان. مثلا می گویند فلانی کمرش شکسته است در اینجا هم فاقره یعنی کمرشان می شکند و اینها می دانند که در آینده مشکلی دارند که کمر شکن است. کلمه تظن هم در اینجا گمان و احتمال است و در قرآن به معنی تصور نیز آمده است و این افراد این حالات را دارند می بینند که در جلوی آنها حالات سخنی است.

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

پی نوشت ها:

————————-

[۱] . *الأمالی للصدوق : ۴۷۷/۶۴۴ .

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : مَنِ اعتَدَلَ یَوماهُ فهُو مَغبونٌ ··· و مَن کانَ غَدُهُ شَرَّ یَومَیْهِ فمَحرومٌ ، و مَن لَم یُبالِ بما رُزِئَ مِن آخِرَتِهِ إذا سَلِمَتْ لَهُ دُنیاهُ فهُو هالِکٌ ، و مَن لَم یَتَعاهَدِ النَّقصَ مِن نفسِهِ غَلَبَ علَیهِ الهَوى ، و مَن کانَ فی نَقصٍ فالمَوتُ خَیرٌ لَهُ .  امام على علیه السلام : هر که دو روزش یکسان باشد، مغبون است . . . و هر که فردایش بدتر از دیروز او باشد، محروم است و هر که چون دنیایش تأمین شود دیگر به خیر آخرت خود اهمیتى ندهد، هلاک است و هر که به کاستى وجود خود رسیدگى نکند، خواهشهاى نفْس بر او چیره شود و هر که در کاستى باشد، مرگ برایش بهتر است .

[۲] *نهج البلاغه / خطبه ۱۲۷

وقتی با هم بودند، خدا هم کمک خواهد کرد.

[۳] .*نهج الیلاغه قصار ۱۴۷

[۴] *الکافی، ج۱ ، ص ۴۰۳٫

[۵] . *بحارالانوار جلد دوم

[۶] .* وسائل الشیعه: ج ۱۱، ص ۳۹۸.

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسى که دیگران را به کار نیک راهنمائى کند گـویـا خـود، آن را انـجـام داده اسـت.

*شبکه های اجتماعی: soltanahmadi_ir@  تلگرام | اینستاگرام | ایتا | سروش | بله | روبیکا

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme
error: Content is protected !!