خانه / تفسیر سوره قیامت آیت الله مدرسی / دروغ کلید همه بدی ها/خطر توجیه گران و فتنه گران۳

دروغ کلید همه بدی ها/خطر توجیه گران و فتنه گران۳

دروغ

آیت الله العظمی مدرسی در سومین جلسه تفسیر و تدبر در سوره قیامت نکاتی درباره دروغ و عواقب آن و همچنین توجیه کردن های دروغین گفتند و به خطر فرق ضاله و توجیه گران شبهه افکن و فتنه گران خصوصا در فضای مجازی و خطر آن برای جوانان توصیه هایی بیان کردند.

بسم رب المهدی(عج)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی (سلطان احمدی دات آی آر)؛ سومین جلسه تفسیر و تدبر در سوره قیامت توسط آیت الله العظمی سید محمد تقی مدرسی(دام ظله) از مراجع معظم تقلید کربلای معلی و مفسر تفسیر من هدی القرآن (هدایت) بامداد جمعه سوم خردادماه ۱۳۹۸ برابر با هجده ماه مبارک رمضان در دفتر تهران معظم له برگزار شد.

آیت الله العظمی مدرسی در این جلسه به تفسیر و تدبر در آیات ۱۳ تا ۱۵ سوره قیامت پرداختند و توجیه کردن کارها را نوعی دروغ دانستند و گفتند: توجیه کردن انجام اعمال ناپسند نوعی دروغ است، در صورتی که تمام اعمال ما نزد خداوند ثبت شده و او چیزی را فراموش نمی کند.

خداوند در این آیات می فرماید:

یُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿۱۳﴾

و در آن روز انسان را از تمام کارهایى که از پیش یا پس فرستاده آگاه مى کنند.

بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ ﴿۱۴﴾

بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است

وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ ﴿۱۵﴾

هر چند در ظاهر براى خود عذرهایى بتراشد

برخی موضوعات مطرح شده در این جلسه عبارتند از:  مسئولیت پذیری انسان/ ثبت دقیق همه اعمال انسان و ارائه آنها در روز قیامت/ثبت و ماندگاری ابدی انجام هر عمل در دنیا تا روز قیامت/۲۴ صندوقچه روزانه هر انسان در قیامت/انتشار بوی گند با دروغ گفتن/داشتن دفتر جسابرسی اعمال/دادن مبلغی به عنوان رد مظالم/دروغ کلید همه خباثت ها و بدی ها/حالت غیر طبیعی دروغگو/خطر فرق ضاله و توجیه گران/

اینک در ادامه مشروح بیانات معظم له در این جلسه تقدیم شما معارف جویان عزیز می گردد.

آیت الله مدرسی: دروغ کلید همه بدی ها/توجیح گران در قیامت و ثبت دقیق اعمال/تفسیر و تدبر سوره قیامت

مشروح بیانات معظم له در این جلسه به شرح زیر است:

در ابتدای سوره قیامت خداوند دو مسئله را متذکر شده است که اول آن دادگاهی است که در وجدان هر کس قرار دارد و به نفس لوامه تعبیر شده است و دوم هم دادگاه اعظم روز قیامت است.

مسئولیت پذیری محور اساسی سوره قیامت

در آیاتی که امشب تلاوت شد باز به همین دو مسئله اشاره شده ولی با تفسیر و دقت بیشتری بیان شده است. اساساً محور اساسی سوره قیامت همین مسئله مسئولیت پذیری است. و مسئله دوم هم اینکه انسان می خواهد اشتباهات خود را توجیه کند.

موضوع آیه ۱۳ متذکر کردن انسان از ثبت شدن همه اعمالش

در آیه ۱۳ این سوره خداوند می فرماید: «یُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ» در روز قیامت انسان با تمام اعمالی که در دنیا انجام داده روبرو می شود. خدا او را متذکر می کند که هر کاری که انجام دادی همه این کارها ثبت و نوشته شده و از آن آمارگیری شده است و حتی آمار آن هم مشخص است به حدی که چند و چون آن هم واضح است.

 در آیه قبل گفتیم انسان دنبال توجیه اعمال خود و به نوعی فرار از آن است، اما در روز قیامت تمام اعمال خود را ثبت شده مشاهده می کند، حتی خطاها و اشتباهاتی که در گذشته کرده و خودش فراموش نموده آنها را در قیامت به او تذکر می دهند. سپس در انتهای آیه خداوند می فرماید:«بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ»، حتی اعمالی که در اول زندگی انجام داده اید یا در آخر زندگی، همه آن اعمال را در روز قیامت به شما متذکر می شوند.

انسان کارهایی را که انجام می دهد، به مرور فراموش می کند و یادش می رود؛ و فکر می کند خدا هم یادش می رود، در صورتی که خدا همه اعمال ما را ثبت و ضبط کرده است. و در قرآن می فرماید: «یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ».  (آیه ۶ سوره مجادله: در آن روز که خداوند همه آنها را برمى انگیزدو از اعمالى که انجام دادند باخبر مى سازد، اعمالى که خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش کردند.)

تحول در دنیا هست ولی عدم نیست

علمی که امروز در دنیا معروف به علم انرژی است؛ در این علم می گوید: یک چیز، چیزی نیست که معدوم شود. تحول در دنیا هست ولی عدم نیست. مثلا ما نفت را به یک نیروگاه می دهیم و نیروی الکتریسیته می شود، سپس آن نیرو تبدیل به برق می شود، حالا برق یک جا را گرم می کند و گرما هم در جو پخش می شود. نتیجه اینکه این چیز هست و به چیزی دیگری تبدیل شده ولی از بین نرفته است. این آلوددگی آسمان هم از همین انرژی است که آسمان را آلوده کرده است، چون اصل آن از بین نرفته است.

صدور یک انرژی از هر کار و عمل انسان

انسان هم هر کار خوب یا بد، کم یا زیاد، کوچک یا بزرگ را که انجام می دهد از او یک انرژی صادر می شود و این انرژی وجود دارد و از بین نمی رود. مثلا فردی نمازی می خواند، شاید در ظاهری چیزی نباشد اما این نماز هست؛ چون از این فرد که نماز خوانده یک انرژی صادر شده و او از این انرژی استفاده کرده، رکوع و سجودی داشته و صدور این انرژی از این فرد صورت گرفته است، حالا چه برونی و چه درونی این انرژی از این فرد صاد شده و همه این انرژی ها صادر شده در علم خدا هست. حالا  شاید یک روز بشر پیشرفت کند و به این علم خدا برسد، که اگر رسید یک چیزهای غریب و عجیبی را مشاهده خواهد کرد.

بنابراین گفته اند کسی که نماز می خواند این نمازش به آسمان می رود، و از آسمان های مختلف عبور می کند تا به عرش برسد و آنجا متوقف شود. این عبور از آسمان ها هم نیاز به امضاء دارد تا بتواند مثلا از آسمان اول به آسمان دوم برود تا جایی که متوقف می شود و نیاز به یک امضاء دارد که به عرش برود که آن امضاء هم صلوات بر محمد و آل محمد(ص) است.

در این آسمان ها باید هر کس یک امضایی کنند تا به عرش برسد، حالا خدایی نکرده یک موقع این نماز امضاء و تایید نمی شود و آن را پس می دهند. می گویند در چنین وضعی آن نماز مقبول نشده را در یک پارچه ای می بندند و آن را به سر آن فرد می زنند و می گویند: این چه نمازی بود که خواندی! طهارتت کجا بود؟ پول حلالت کجا بود؟

صادر شدن بوی گند از دهان با گفتن دروغ

آن وقت دروغ هم همین جور مثل نماز است. کسی که دروغ می گوید از دهان او یک بوی گندی صادر می شود که این بوی صادر شده می ماند و یک روز آن را بر سر آن فرد دروغ گوینده می زنند و به او برمی گردد.

هر روز انسان در دنیا با ۲۴ صندوقچه در قیامت

روایت است که هر شبانه روز ۲۴ صندوق وجود دارد که در روز قیامت یک سری صندوق های کوچک به شخص می رسد که اعمال هر ۲۴ ساعت عمر او در آن صندوق ها قرار دارد. یکی از این صندوقچه ها را باز می کنند، می بیند خالی است و آن فرد می گوید در این لحظه خواب بودم وعملی از من سر نزد، صندوق بعدی را که باز می کنند می بینند پر از طلا و جواهرات و بوی خوش است، می گوید در این لحظه مشغول نماز خواندن بودم، بعد یک صندوقچه دیگر را باز می کنند که می بیند بوی گند می دهد و در آن پر از مار و عقرب است، و می گوید در این لحظه مرتکب گناه و خطا شدم. سپس حضرت می فرماید: این کارهای انسان در هر شبانه روز است که همه آنها ثبت شده است.۱]

 مغفرت الهی و بخشش گناهان

یکی از کارهای مهمی که باید دنبال آن بود تا به وسیله آن کارهای خطای خود را از بین برد، مغفرت است. با مغفرت از خدا بخواهید که کارهای خطای شما را از بین ببرد. به خدا بگویید: خدایا به قدرت خودت که قدرت مطلق است، این خطاهای مرا از بین ببر. خداوند در روز قیامت به مومنین لطف می کند و هر کار بدی که در گذشته داشته اند را از یادشان می برد، که رنجور و متألم نشوندف اما در دنیا نباید خطاها را از یاد ببریم، بلکه همواره از خدا درخواست مغفرت و بخشش کنیم.

دفتر حسابرسی گناهان توسط خود شخص

علماء  و زهاد ما در قدیم دفتر حسابرسی اعمال داشتند و اگر در روز گناهی از آنها سر می زد، آن را در آن دفتر یاداشت می کردند و خودشان به حساب خودشان حسابرسی می کردند. گفتند یکی از علماء حدود ۶۰ یا ۷۰ سال عمر داشت که این عالم داشت دفتر حسابرسی خود را بررسی میکرد و دید در این ۷۰ سال عمرش ۷۰ تا گناه در این دفترش ثبت شده است وقتی آن را دید یک صیحه و فریاد زاد و همانجا از غصه این گناهان فوت کرد. و خداوند نیز در آیه ۱۳ این سوره می فرماید:«یُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ».

دادن مبلغی به عنوان رد مظالم

در گذشته رسم برخی از مومنین این بود که پولی جمع می کردند و می گفتند: رد مظالم است. رد مظالم نوعی صدقه است که این افراد می گفتند مثلا در بچگی مراقب نبودم و شیشه  همسایه را شکستم، یا کار و خطایی کردم که یادم نیست و یا فرد را الان نمی شناسم که از او حلالیت بگیرم، پس برای کسب حلالیت مبلغی را با عنوان رد مظالم صدقه می دادند.

حالا در روز قیامت به انسان می گویند: «یُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ»، اینها همه اعمال تو در دنیا است. وقتی به او بگویند تو در فلان جا خطا کردی او به شدت ناراحت می شود، حالا اگر این خطاب از سوی خدا باشد، انسان چه وضعی پیدا می کند؟ در صورتی که وقتی خداوند تجلی کرد، کوه متلاشی شد، حالا وای اگر خدا از ما ناراضی باشد.

آیه ۱۴ آیه محوری سوره قیامت

این آیه ۱۳ با آیه اول این سوره با هم تطابق دارند. در آیه بعد خداوند می فرماید: « بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ»؛ (آیه ۱۴ سوره انسان: بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است.) این آیه بحث ژرف و عمیقی دارد و خیلی این آیه مهم است. به نظر بنده این آیه محور این سوره است.

قرار داشتن بشر بین دو نفس لوامه و اماره و توجیه گری او

بشر بین دو نفس اماره و لوامه است؛ از طرفی باید نفس لوامه را راضی کند و از طرفی نفس اماره او را به سمت بدی جهت می دهد. در این درگیری بین این دو نفس، بشر یک مشکل بزرگ دارد که توجیه می کند.

قتل قابیل با توجیه نفس اماره

قابیل چرا هابیل را کشت؟ قابیل به هابیل گفت: چون قربانی تو قبول شده و از من قبول نشده پس تو را می کشم! هابیل هم گفت: خوب به من چه، تو تقوا نداشتی و خدا قربانی تو را قبول نکرد. قرآن هم می فرماید: « وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ۖ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ». (آیه ۲۷ سوره مائده: و داستان دو فرزند آدم را به درستى بر آنها بخوان: هنگامى که هر کدام، کارى براى تقرّب انجام دادند; امّا از یکى پذیرفته شد، و از دیگرى پذیرفته نشد; (برادرى که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: «(من چه گناهى دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران مى پذیرد.)

وقتی قابیل قصد کشتن هابیل را نمود، هابیل گفت: من هرگز تو را نمی کشم. که قرآن می فرماید: « لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ ۖ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ». (آیه ۲۸ سوره مائده: اگر تو براى کشتن من، دست دراز کنى،من هرگز به قتل تو دست نمى گشایم، چون من از خداوند که پروردگار جهانیان است مى ترسم. )، بعد از این سخنان، نفس سرکش سراغ قابیل آمد و او را وسوسه نمود که برادر خود را بکشد.

نفس اماره قابیل را توجیه می کرد که به کشتن برادر راضی شود و به او می گفت: اشکال ندارد، بعد از کشتن او دعا می کنی و خدا تو را می آمرزد و با سخنان توجیه کننده او را توجیه به کشتن هابیل کرد و او نیز حرف نفس اماره را پذیرفت و برادر خود را کشت. که قرآن فرمود: «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ». (آیه ۳۰ سوره مائده: ۲۹نفس سرکش، به تدریج او را به کشتن برادرش ترغیب کرد; و (سرانجام) او را کشت; و از زیانکاران شد.).

توجیه کردن نوعی دروغ

اصل این توجیه کردن ها دروغ است. به طور مثال پدر به پسرش می گوید: بلند شو برو نان بخر، پسر هم می گوید: نمی توانم، پای من درد می کند، و به هر نحوی توجیه می آورد که نرود؛ در صورتی که این توجیه کردن ها نوعی دروغ است. یا مثلا به فردی می گویند برای کار خیر کمک کن، او می گوید پول ندارم و وضع خودم خراب است و به این طریق برای اینکه کمک نکند، توجیه می کند.

حالا این توجیه کردن ها این قدر زیاد شده که خودمان را هم گول زدیم و کار به جایی می رسد که انسان نفس لوامه را کنار می زند و با نفس اماره است. و قرآن هم می فرماید: « یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ…». (آیه ۹ سوره بقره: مى‏خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند در حالى که جز خودشان را فریب نمى‏دهند.)

دروغ کلید همه خباثت و بدی ها

ما چه کنیم دروغ را برداریم؟ آقا پیامبراکرم(ص) فرمودند: تمام خبائث و کارهای غلط و مسائل بد و خبیث در یک اتاق جمع شده و در اتاق را قفل زدند و کلید آن را دروغ گذاشته اند![۲] بنابراین دروغ کلید همه خبائث و بزهکاری ها و بدکاری ها است. و این تعبیر در چند روایت دیگر نیز آمده است. حالا فرقی ندارد که این دروغ را به خودمان بگوییم یا اینکه به مردم دروغ بگوییم.

حالت غیر طبیعی دروغگو / کشف دروغ با دستگاه های دروغ سنج

اولا کسی که دروغ می گوید آن نفس لوامه اش به او می گوید این حرف دروغ است، نگو! از این جهت دروغگو یک حالت طبیعی ندارد و در لحظه دروغ گفتن حالت غیر طبیعی دارد و می توان به دروغ گفتنش پی برد.

امروز وسائل و ابزارهایی برای کشف دروغگو دارند که وقتی فردی دروغ می گوید، مشخص می شود و آن دستگاه می گوید که این فرد دروغ می گوید! چون وقتی فردی دروغ می گوید اعصابش به هم می خورد و استرس پیدا می کند و این دستگاه متوجه می شود و دروغ سنج است.

بنابراین اگر ما بشر برای تشخیص دروغ، دستگاه دروغ سنج ساخته ایم! آیا خداوند نمی تواند دروغ ما را تشخیص بدهد؟! در روایات آمده که اولین کسی که به دروغگو می گوید چرا دروغ می گویی؟ نفس لوامه او است، و بعضی روایات می گوید که خدا است که به او می گوید چرا دروغ می گویی!

گاهی وقتها وضع انسان به جایی می رسد که همین قدرتی که خدا به او داده آن را به خاطر دروغ گفتن از او می گیرد. به طور مثال به فردی می گویید برای انجام کار خیر کمک کند، ولی او می گوید: من خودم ندارم! و خدا هم قدرت مالی و پول را از او می گیرد.

سنجیده حرف بزنید نه تند و سریع!

متاسفانه ما عادت کردیم تا به هم می رسیم، به یکدیگر تعارف هایی می کنیم و القابی به کار می بریم که همه اش دروغ است و حتی چند لحظه بعد این تعارف های دروغی مشخص می شود. در حرف زدن دقت داشته باشید و حرفی را که می خواهید بزنید اول آن را بسنجید و بعد بگویید. آقا امام زین العابدین(ع) می فرمود: ای کاش من یک گردنی به درازی گردن شتر داشتم که حرفی می خواستم بزنم را اول خوب بسنجم و بعد آن را بگویم. نباید زود و تند حرف زد. در روایات است که هر کس زیاد حرف می زند، زیاد هم اشتباه می کند.

حداقل بعد از دروغ گفتن استغفار کنید!

اولاً سعی کنید که ان شاءالله اصلا دروغ نگوید. و ثانیاً اگر حرفی زدید که بعد متوجه شدید که این حرف شما دروغ است، سریع استغفار کنید و خود را ملامت نمایید.

لزوم ترمیم نفس لوامه و تقویت آن / سنجش روزانه رفتار و اعمال

انسان باید نفس لوامه اش را ترمیم کند. یعنی اگر صبح تا شب به این نفس لوامه ضربه زدید، یک جایی دروغی گفته اید، یک جایی توجیهی غلط نمودید، شب بنشینید و صادقانه کلاه خود را قاضی کنید و ببینید کجای کار امروز شما درست و کجای آن غلط بود. و بعد دقت کنید که هر جا غلط بود آن را اصلاح کنید. به نفس لوامه هم بگویید آفرین خوب کردی که به من تذکر دادی، نه اینکه نفس لوامه را ضعیف کنید، بلکه او را هر روز تقویت کنید.

بنده در جلساتی شرکت می کردم و آنجا رفیقی داشتم، ایشان در جلسات کار بسیار خوبی انجام می داد و آن اینکه تمام بحث جلسه را می نوشت. یک روز بنده در یک مسئله با ایشان اختلاف نظر پیدا کردم، من گفتم اینجور نیست ولی ایشان گفت آن جور است.  شب ساعت ۱۲ شب بود که این دوست ما زنگ زد و گفت: من جرفی که امروز به شما زدم و اختلاف نظری پیدا کردیم، غلط است و حرف شما درست بود! من تعجب کردم این وقت شب زنگ زده گفتم: فردا در جلسه همدیگر را می دیدیم، آنجا می گفتید. این دوست ما در پاسخ گفت: نه شیخ شاید فردا فوت می کردم. بعد من پرسیدم از کجا فهمیدی؟ گفت: من هر شب مطالبی که در طی روز نوشتم که چه کسی چی گفت را می سنجم که ببینم چه کسی درست گفته و چه کسی غلط گفته است و هر جا غلط است آن را اصلاح می کنم.

علت تاء تانیث در کلمه « بَصِیرَهٌ» / انسان دقیق متوجه کردارش است

خداوند در آیه بعد این سوره می فرماید: «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ»، (آیه ۱۴ سوره قیامت: بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است.)کلمه «بَصِیرَهٌ» با تاء تانیث آمده است در صورتی که انسان از نظر زبان عربی مذکر است! حالا چطور مذکر و مونث با هم جمع شده است؟ این چند توجیه دارد. یک توجیه گفتن این «بَصِیرَهٌ» یعنی بصیره نفس حاکم است. ولی شاید غالب مفسیرین گفته اند: کلمه «بَصِیرَهٌ» تاء آن تاء مبالغه است. مثل کلمه “علامه” است، علامه که زن نبود مرد بود؛ یعنی انسان نسبت به خودش خوب آشنا و روشن است و اگر بخواهد بگوید نفهمیدم، بی خود می گوید چون هم فهمیده و هم خوب می فهمد.

فردی خدمت امام صادق(علیه اسلام) آمد و گفت: آیا روزه بر من واجب هست یا نیست؟ حضرت فرمودند: اگر می توانی روزه بگیر و اگر نمی توانی روزه نگیر، سپس این آیه « بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ » را خواندند. انسان در حقیقت خودش می فهمد چه هست و باید جدی باشید که این نفس بصیر را که خدا ما را بصیر قرار داده از بین نرود.

توجیه گری و عذرآوردن پوچ

در آیه بعد خداوند می فرماید: «وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ»، (آیه ۱۵ سوره قیامت: هر چند در ظاهر براى خود عذرهایى بتراشد.)  این انسان می خواهد برای دیگران عذر بیاورد. کلمه «مَعَاذِیرَ» صیغه جمع است، عذرها، توجیه ها است، چرا جمع آمده است؟ چون ما بشر برای خودمان همه اش توجیه می کنیم، مثلا وقتی می خواهیم حرفی حق بزنیم، راحت بی توجیه آن را بیان می کنیم؛ اما اگر بخواهیم حرف ناحقی بگوییم، در کنار آن حرف دیگر حرف هایی را از اینجا و آنجا می زنیم و در حال توجیه کردن حرف خود هستیم که آن حرف دروغ را بزنیم.

حالا خداوند می گوید اگر صد تا عذر و توجیه هم بگویید، خودتان بهتر می دانید که این عذرها دروغ است!

 خطر موج توجیه گرا و وسوسه گرا / وجود فرق ضاله

دیگران هم برای ما همین کار را می کند. مشکل بزرگ امروز در دنیا وجود توجیه گرانی است که با حرف های مختلف می خواهند حق را باطل کنند. شنیدم فلان فرقه های ضاله دو هزار اشکال را بر پیامبر(ص) و اولیاء و حتی قرآن نمودند و این حرفها تازه نیست!

 ان شاءالله خداوند جوانان ما را از این موج توجیه گرا و وسوسه گرا حفظ کند، شیطان هم بر این افراد توجیه گرا کاملا مسلط است و به آنها کمک می کند. چنانچه قرآن هم می فرماید: « وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلی‏ أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ». (آیه ۶ سوره انعام: و شیاطین به دوستان خود مطالبی را مخفیانه القاء می کنند ، تا با شما به مجادله برخیزند اگر از آنها اطاعت کنید ، شما هم مشرک خواهید بود!).

هشدار خطر حضور فتنه گران حتی در اتاق خواب فرزندانمان / فتنه شوخی نیست!

بدانید این افراد توجیه گرا از قدیم در همین دنیا در بین ما بوده اند ولی اکنون از طریق این فضای مجازی و اینترنت به ما نزدیک تر شده اند. به حدی نزدیک شده اند که حتی در اتاق خواب بچه های ما نیز حضور دارند و از طریق همین فضای مجازی و اینترنت فتنه می کنند.

بدانید فتنه شوخی نیست، اینها فتنه است و از فتنه های آخرالزمان است، یادم هست در قدیم علماء و خطبای ما بعد از روضه می گفتند: « وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ فِتَنٍ آخِرِ الزَّمَانِ»، ولی ما این فتنه را فراموش کرده ایم!  فتنه بازی نیست! این فتنه ها می تواند یک بچه مسلمان  را یک جور دیگر کند، حق را در ذهن او به باطل تبدیل کند. مثل همان کاری که بنی امیه کرد و روایات صحیح را تفسیر غلط و جعل نمود.

فتوای شریح قاضی و شهادت امام

شریح قاضی یک پیرمردی که سالیان سال قاضی کوفه بوده است، چنین شخصی در فتنه قرار می گیرد و با پول و تهدید فتوا بر قتل آقا امام حسین(علیه السلام) می دهد و یک عده هم حرفش را توجیه کردند و به کربلا آمدند و امام را به شهادت رساندند. و این فتنه ها همیشه هست و باید مواظب باشید.

سه بیدار کننده انسان از غفلت

در آیه بعد خداوند می فرماید: «وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ»، (آیه ۱۵ سوره قیامت: هر چند در ظاهر براى خود عذرهایى بتراشد.) در آخرت همه چیز ظاهر می شود. ولی قبل از آن خدا در ما نفس بصیر گذاشته، و از آن طرف قرآن را هم نازل کرده و همه چیز واضح در آن هست، و از طرف دیگر ترس از قیامت را هم قرار داده که ما یک روز باید پاسخگوی اعمال خود باشیم.

نتیجه اگر این سه چیز ما را بیدار نکند، پس چه چیز می خواهد ما را بیدار کند؟!

 عاقبت سنج باشید

ما  کسانی را که در مقابل ما هستند دیدیم و می بینیم که آنها به چه عاقبت های بدی مبتلا شدند و چه کج راه هایی رفتند باید سرنوشت آنها برای ما عبرت شود و ما آن راه ها را نرویم و متوجه باشیم. اول راه را نبینید بلکه ابتدا ببینید آخر این راه به کجا منتهی می شود. پس عاقبت سنج باشید و تزکیه داشته باشید.

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

پی نوشت ها:

۱]  *عده الداعی ص ۱۱۳٫

عن رسول الله صلى الله علیه و آله : یُفتَحُ لِلعَبدِ یَومَ القِیامَهِ عَلى کُلِّ یَومٍ مِن أیّامِ عُمرِهِ أربَعَهٌ و عِشرونَ خَزانَهً ـ عَدَدَ ساعاتِ اللَّیلِ و النَّهارِ ـ فخَزانَهٌ یَجِدُها مَملوءَهً نورا و سُرورا فیَنالُهُ عِندَ مُشاهَدَتِها مِنَ الفَرَحِ وَ السُّرورِ ما لَو وُزِّعَ عَلى أهلِ النّارِ لأَدهَشَهُم عَنِ الإحساسِ بِألَمِ النّارِ ، و هِیَ السّاعَهُ الّتی أطاعَ فیها رَبَّهُ ، ثُمَّ یُفتَحُ لَهُ خَزانَهٌ اُخرى فیَراها مُظلِمَهً مُنتِنَهً مُفزِعَهً فیَنالُهُ عِندَ مُشاهَدَتِها مِنَ الفَزَعِ و الجَزَعِ ما لَو قُسِّمَ عَلى أهلِ الجَنَّهِ لَنَغَّصَ عَلَیهِم نَعیمَها ، و هِیَ السّاعَهُ الّتی عَصى فیها رَبَّهُ ، ثُمَّ یُفتَحُ لَهُ خَزانَهٌ اُخرى فیَراها فارِغَهً لَیسَ فیها ما یَسُرُّهُ و لا ما یَسوؤهُ ، و هِیَ السّاعَهُ الّتی نامَ فیها أوِ اشتَغَلَ فیها بِشَیءٍ مِن مُباحاتِ الدّنیا ، فیَنالُهُ مِنَ الغَبنِ و الأسَفِ عَلى فَواتِها ـ حَیثُ کانَ مُتَمَکِّنا مِن أن یَملَأها حَسَناتٍ ـ ما لا یوصَفُ ، و مِن هذا قَولُهُ تَعالى : «ذلکَ یَومُ التَّغابُنِ» تغابن /۹        پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : در روز قیامت براى هر روز از روزهاى عمر انسان بیست و چهار گنجینه، به تعداد ساعات شبانه روز، گشوده مى شود. گنجینه اى را پر از نور و شادمانى مى بیند و با مشاهده آن چنان شادى و سرورى به او دست مى دهد که اگر میان دوزخیان تقسیم شود احساسِ دردِ آتش را از یادشان مى برد. این گنجینه ساعتى است که در آن پروردگارش را اطاعت کرده است. سپس گنجینه دیگرى برایش باز مى شود و آن را تاریک و بدبو و وحشتناک مى یابد و از مشاهده آن چنان ترس و وحشتى به او دست مى دهد که اگر میان بهشتیان تقسیم شود، نعمتِ بهشت را به کام آنها تلخ مى سازد و آن ساعتى است که در آن پروردگارش را نافرمانى کرده است. آن گاه گنجینه دیگرى برایش گشوده مى شود و آن را خالى مى یابد و در آن چیزى که او را شادمان یا ناراحت کند یافت نمى شود و آن ساعتى است که در آن خواب بوده یا به امور مباح دنیا اشتغال داشته است. پس، از این که مى توانسته این ساعت و لحظات را با کارهاى خوب پُر کند و نکرده چنان احساسى از غبن و اندوه به او دست مى دهد که در وصف نمى گنجد. و از این باب است این سخنِ خداوند متعال: «آن [روز] روز حسرت خوردن است».

 

[۲] جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْکَذِبُ (بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۲۶۳).

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme