خانه / تفسیر سوره انسان آیت الله مدرسی / فایده تذکر و پند/راهکار تقویت اراده در بیان آیت الله مدرسی ۱۵

فایده تذکر و پند/راهکار تقویت اراده در بیان آیت الله مدرسی ۱۵

اراده

آیت الله العظمی مدرسی در جلسه پایانی تفسیر و تدبر در سوره انسان با اشاره به سه آیه پایانی این سوره به اهمیت و فواید تذکر و پند دادن اشاره و تذکر را کلید استفاده از فرصت ها دانستند و در ادامه معظم له به اهمیت اراده در رسیدن به راه هدایت و راهکار تقویت اراده نکات مهمی بیان فرمودند و تاکید به توسل فوری به خدا در لحظات شک و تردید نمودند.

بسم رب المهدی(عج)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی (سلطان احمدی دات آی آر)؛ پانزدهمین (آخرین) جلسه تفسیر و تدبر در سوره انسان توسط  آیت الله العظمی «سید محمدتقی مدرسی» (دام ظله) از مراجع معظم تقلید کربلای معلی و مفسر تفسیر “من هدی القرآن (هدایت)” بامداد سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ برابر با پانزدهم ماه مبارک رمضان در دفتر تهران ایشان با محوریت تفسیر آیات ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ سوره انسان برگزار شد.

خداوند در این آیات پایانی سوره انسان می فرماید:

إِنَّ هَذِهِ تَذْکِرَهٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا ﴿۲۹﴾

این [آیات] پندنامه‏ اى است تا هر که خواهد راهى به سوى پروردگار خود پیش گیرد

وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۳۰﴾

و تا خدا نخواهد [شما] نخواهید خواست قطعا خدا داناى حکیم است

یُدْخِلُ مَنْ یَشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا ﴿۳۱﴾

هر که را خواهد به رحمت‏ خویش در مى ‏آورد و براى ظالمان عذابى پردرد آماده کرده است

برخی از موضوعات و عناوینی که معظم له در این جلسه بیان فرمودند: حقیت و فواید تذکر و پند/ تذکر کلید استفاده از فرصت ها/تذکر به نعممت های فراموش شده/ ولایت مهمترین نعمت/ لزوم داشتن تصمیم و هدف و اراده در زندگی/ اجابت دعا در کعبه و زیر قبه حسینی/ درخواست راه هدایت از خدا/تصمیم باطل نتیجه بی هدفی و بی تصمیم بودن/ درخواست راه هدایت از خدا/ راهکار تقویت اراده/راهکاری برای لحظات شک و تردید

در ادامه مشروح بیانات معظم له تقدیم شما معارف جویان عزیز و همراهان گرامی می گردد.

تقویت-اراده-پند-اندرز-تذکر-تفسیر-تدبر-قرآن-سوره انسان-آیت الله مدرسی-سید محمد تقی مدرسی-

مشروح بیانات معظم له به شرح زیر است:

یکی از ویژگی های تمام سوره های قرآن مجید این است که در ابتدا و پایان سور قرآنی خلاصه و حقایقی که در هر سوره ذکر می شود، می آید. در نیمه اول این ماه مبارک رمضان در خدمت آیات سوره دهر یا انسان و معروف به هل اتی بودیم و امشب شبی است که در آخرین شب باید پاداش بگیریم.

حقیقت تذکر و پند در آیه ۲۹ این سوره

سه حقیقت را خداوند در این خاتمه سوره انسان بیان می فرماید که اول درباره حقیقت تذکر است که خداوند می فرماید: « إِنَّ هَذِهِ تَذْکِرَهٌ  »  این تذکر چه معنا دارد؟ و چرا در قرآن کریک کلمه تذکر حدود ۲۵۰ مرتبه با کلماتی که ریشه آن تذکر و ذکر و ذکرا است تکرار شده است؟ حتی وقتی انسان می خواهد از کسی  چیزی بپرسد، خدا می فرماید: « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ». (آیه۱۶ سوره نحل: پس از اهل ذکر ( از متخصّصین دینی عصرتان ) بپرسید اگر نمی دانید.( پس از اهل ذکر بپرسید.

در همه ابعاد تذکر و پند مسئله است و این نکته مهمی است که در اولین برنامه ما باید بدان توجه پیدا کنیم.

خلقت بشر دو نوع بوده است، یک خلق اولیه که خدا بعد از آن که بشر را خلق کرد، گفت: « فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ»، (آیه ۲۳ مومنون: پس آفرین بر خدا و پرخیر و برکت است او که نیکوترین آفرینندگان است. ) خلق اولیه خیلی خوب بود ولی آن خلق اولیه همه ابعاد خلقت ما در آن نبود، یعنی خدا فرصت به ما داد. در مغز من و شما ۸۰ میلیون سلول است، اما آخرعمر شاید ما  فقط ۱۰ میلیون یا ۲۰ میلیون از آن استفاده کرده باشیم.

نامتناهی بودن قدرت بشر به اذن خدا

قدرت بشر به اذن خداوند نامتناهی است و انتها ندارد. آقا امیرالمومنین(ع) می فرمایند: فکر می کنید فقط در همین طول و عرض یک متر و چند سانت هستید! و فکر می کنید یک جسم کوچی هستید! در صورتی که جهان بزرگ در شما وجود دارد.[۱]

قدرت انسان به حدی است که این قدر انسان می تواند اوج بگیرد و همنشین خدا شود . که قرآن نیز می فرماید: «فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِر». (آیه ۵۵ سوره قمر: در جایگاه صدق نزد خداوند حاکم مقتدر).

تذکر کلید استفاده از فرصت ها

پس نیروهای نهفته این انسان که به تعبیر دیگر فرصتهایی که دارد، بیش از امکاناتی است که بالفعل از آن استفاده می کند. حالا  کلید استفاده از این فرصت هایی که داریم، همین تذکر است.

ولایت از مهمترین نعمت های الهی و تذکر راه یادآوری این نعمت

مهمترین چیزهایی که خدا به انسان داده عقل و معرفت و همچنین ولایت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ایشان است. اینها اساس پیشرفت ما هستند.حالا رابطه بین عقل و ولایت و معرفت و وجدان وفطرت بحث های تخصصی خودش را دارد، اما اگر کلی حساب کنیم اینها نعمت هستند و سوال اینکه این نعمت را چکار کنیم؟ باید عقل خود را باز کنید و ولایت درونی را بیرونی کنید و آن را به فعلیت برسانید و این از راه تذکر می شود.

ما کلمه تذکر را می فهمیم که چه هست و می گوییم وقتی من یادم رفتم و فراموش کردم به من تذکر بده و یادآوری کن. کلمه انسان از نسیان گرفته شده و فراموش می کند. حتی شده انسان یک سوره را که حفظ کرده چند آیه آن را فراموش می کند که این طبیعت انسان است. پس این انسان آن حقیقت بزرگ را هم احتمال دارد فراموش کند! بنابراین باید به او یادآوری کرد. راه این یادآوری از طریق قرآن، پیامبر(ص)، ائمه(ع) و علما است. خدا می فرماید: «وَذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ». (آیه ۵۵ ذاریات: و پند ده که مؤمنان را پند سود بخشد.)

 تذکر به نعمت های فراموش شده

قرآن تذکر است و یک چیز نو را به میدان نمی آورد، بلکه آن چیزی که در ذهن شما هست را به میدان می آورد. آن چیزی را که خدا به شما داده را به ذهن شما می آورد. آقا امیرالمومنین(ع) می فرمایند: «وَ یُذَکِّروهُم مَنسِیَّ نِعمَتِه وَ یَحتَجّوا عَلَیهِم بِالتَّبلیغ»، (خطبه اول نهج البلاغه) به بشر می گویند آن نعمتی که خدا به تو داده چرا فراموش کردی؟ آن فطرتی که در تو هست و آن امانتی که در عالم الست به شما داد می خواهند بگویند پس بده

در این باره چند روایت در جاهای مختلف آمده که غالبا  تفسیر به ولایت شده است. چون ولایت محور است. کسی که ولایت را قبول ندارد و نمی خواهد تحمل مسئولیتی کند، پس نمی خواهد شیعه باشد؛ چنین شخصی در گام اول وضعیت خرابی دارد. پس مسئله تذکر اینجا به این شخص کمک می کند.

لزوم دقت در شنیدن و جذب تذکرات

حالا ما در بحث تذکر، قرآن و دعا می خوانیم، یا پیش استادی می رویم و او برای ما صحبت می کند، یا واعظی منبر می رود و پای منبر او می نشینیم و متذکر می شویم اما تذکری اثر دارد که در همه حالت ها حرف را در خود خوب جذب کنیم و بعد به آن دقت کنیم، تا این حرف و تذکر در وجدان و عقل و فطرت ما جذب شود.

بارها تکرار شد که خداوند می فرماید: «فَبَشِّرْ عِبادِ؛ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ »؛ ( آیه ۱۷ و ۱۸ سوره زمر: پس بندگان مرا بشارت ده، همان کسانى که سخنان را مى شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى کنند; آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند

یعنی روی کلماتی که می شنوند و متذکر می شوید، دقت و تأمل کنید؛ سعی کنید بدانید این کلمات چیست؟ وقتی دقت کردید، متوجه می شوید که بعض از کلمات خوب است ولی بعضی خوب تر هستند، که اینجاست شما متوجه کلمات خوب تر می شود که لازمه آن دقت و تأمل است. قرآن هم می فرماید: « الَّذِینَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ». اینها کسانی هستند که خدا آنها را حفظ می کند و جوهر خلقت و فلسفه خلقت را فهمیدند.

در همان ۲۵۰ مورد که عرض کردم کلمه تذکر، ذکر و ذکرا در قرآن تکرار شده است، باید در همه این آیات دقت و توجه کنید تا وجدان شما تقویت شده و تحول عمیق و ژرفی در روح شما ایجاد شود.

حفظ کردن هایی که چیزی از آن نمی فهمیم!

گفتند یک آقایی که فلانی کتاب بخاری از کتاب مذاهبه را حفظ کرده است! اما حفظ کردنی که چیزی نفهمیده در صورتی که کامپیوترها بیشتر از این حفظ می کنند. خیلی از چیزها را ما حفظ می کنیم اما به جایی نمی رسیم! چون فاصله ای که بین صحبت هایی که می شنویم و بین وجدان و عقلی که در درون داریم، چیزی طی نمی شود. در ابتدای این آیه نیز خداوند فرموده است: « ِنَّ هَذِهِ تَذْکِرَهٌ»، (آیه ۲۹ سوره انسان) این آیات قرآن تذکر هستند.

اصل انسان در آزادی، انتخاب و تصمیم

اینجا نکته مهمی است و آن اینکه اصل بشر در انتخاب، آزادی و تصمیم او است، حالا اگر کسی نخواهد تصمیم بگیرد، نخواهد انتخاب کند و نحواهد از آزادی خود استفاده کند، این انسان یک دکوری است که ظاهر انسان را دارد ولی محتوا ندارد.یعنی یک انسانی که افسارش را به کسی دیگر داده و آن کس هم هر جا خودش خواست او را می برد، پس چنین انسانی بوی از انسانیت نبرده است.

برخی انسان ها مثل باد به این طرف و آن طرف می روند!

گاهی در تابستان ها پشته زیاد می شود، یک باد اینها را می برد و یک باد دوباره آنها را می آورد.  یک روز امیرالمومنین(ع) دست کمیل را گرفتند به صحرا یا قبرستان رفتند وگفتند: برخی از انسان ها هم چنین هستند، طوری که هر کسی حرفی زد سمت او می روند، بعد کسی دیگر پرچمی برداشت سمت او می روند و مثل باد این طرف و آن طرف می روند.  خودش فکر نمی کند و اگر هم نمی داند باید نزد عالم ربانی یا ائمه معصومین(ع) برود.

دستور قرآن به داشتن اراده

بنابراین قرآن می گوید شما باید اراده داشته باشید ما بشر معمولا کار اشتباهی می کنیم می گوییم تقصیرزمانه است دیگری می گوید تقصیر گرانی است دیگری می گوید تقصیر پدر و مادرم است که خوب مرا تربیت نکردند، بالاخره حاضر است حتی دیوار خانه را مقصر بداند ولی تقصیر خود را قبول نکند.

توبه زبانی قبول نیست!

درماه رمضان توبه می کنیم و توبه خیلی مهم است اما آیا توبه می کنیم؟ آیا کسی که العفو و استغفرالله می گوید، خود را مقصر می داند؟ یا نکند چنین کسی که العفو می گوید خود را آدم خوبی می داند. پس دیگر چرا توبه می کند؟! اول باید بداند کجای من اشکال داشت! کسی که به حساب خودش هر روز نمی رسد دیگراز ما نیست. ببیند من امروز چه کار خوبی کردم و چه کار خطایی کردیم؟ در این حسابرسی حداقل اول خودش بفهمد.

در کعبه جایی که اقا امیرالمومنین(ع) به دنیا آمدند، دقیقا در طرف دیگر کعبه است. در روایات آمده که هر خطاکار در اینجا توبه کند و بگوید خدایا من فلا خطا را کردم مرا ببخش، خدا او را می آمرزد؛ البته اگر کعبه نتوانستید بروید، کربلا بروید.

چرایی قبول دعا در زیر قبه حرم حسینی

من دلیل هم دارم که هر مومنی که کربلا می رود و آنجا دعا می کند، آقا اباعبدالله(ع) آمین می گویند. به نظر بنده، شاید دقیق هم نباشد، اما به نظر فلسفه اجابت دعا در زیر قبه آقا اباعبدالله(ع) به این دلیل است که آقا برای او دعا می کند و آمین می گویند. شاید دعای ما مستجاب نشود اما دعای امام مستجباب است.[۲]

تصمیم باطل نتیجه بی تصمیمی و بی هدفی در زندگی

اگر کسی از کوه با نشاط بالا می رود، چون تصمیم به بالا رفتن دارد، بالا می رود اما اگر بی تصمیم شد و خود را رها کرد، پایین پرت می شود.

ما در زندگی در مقابل کوه مسئولیت هستیم، اگر ضعیف شدیم و تصمیم نگرفتیم، خود را به پرتگاه رها کرده ایم و ممکن است تا قعر دره هم پایین برویم. دلیل این سقوط هم بی تصمیم بودن است، چون در بین حق و باطل بی تصمیم بودن  باعث می شود انسان تصمیم باطل را بگیرد. پس نباید انسان نباید جوری زندگی کند که بی تصمیم باشد، باید در زندگی دقیق و صحیح تصمیم بگیرید. و از طرفی مسئولیت همه در مقابل قانون الهی یکسان است.

درخواست راه هدایت

در ادامه این آیه خدا می فرماید: « فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا»، (آیه ۲۹ سوره انسان) آن کسی که می خواهد راه خدا را برود. اگر راه خدا را نمی دانید باید این راه را پیدا کنید و از خدا این راه را بخواهید، همانطور که در نماز مکرر می گویید: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ»، (آیه ۶ سوره حمد: ما را به راه راست هدایت فرما.) و در ادامه ویژگی این راه مستقیم را از خدا درخواست دارید و باز می گویید: « صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ». (آیه ۷ سوره حمد: راه آنان که گرامى‏ شان داشته اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان.)

«أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»  چه کسانی هستند؟

بنابراین راه راست و هدایت را از خدا می خواهید و هدایت هم از ناحیه خدا است، اما باید گام اول را خودتان بردارید و از خدا این راه هدایت را درخواست کنید. این همه قرآن می خوانید، تاریخ می خوانید، در این تاریخ نیم میلیون سال بشر ببینید خداوند بیشترین نعمت را به چه کسانی داده است؟ «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» چه کسانی هستند؟ آیا غیر از این است که اینها محمد و آل محمد(ص) هستند؟

در بعضی از روایت هست که در قیامت همین که مردم در زمین پهناور قیامت مبعوث می شوند، به سراغ حضرت آدم(ع) می روند و می گویند ما بچه های شما هستیم و بیایید و ما را شفیع شوید، حضرت آدم(ع) هم می گوید من از خدا خجالت می کشم، چون به شجره ممنوعه نزدیک شدم. شما نزد پسرم نوح(ع) بروید!

نزد حضرت نوح(ع) می آیند و ایشان هم می گوید من زود دعا کردم که پسرم غرق نشود و از خدا خجالت می شکم و آنها را رد می کند. تا اینکه نزد دیگر پیامبران ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) می روند و همه آنها را رد می کنند و همه می گویند نزد پیامبر اکرم(ص) بروید. تا اینکه همه بشر خدمت آقا رسول الله(ص) می رسند و حضرت میگویند من شفاعت شما را می کنم.

قبض روح پیامبر(ص) بعد از نزول یک آیه

روایت در ذیل این آیه داریم که وقتی خداوند فرمود: «وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى»، (آیه ۵ سوره ضحی: و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى.) و این آیه نازل شد، پیامبر(ص) قبول کردند که قبض روح شوند. حضرت عزرائیل مامور بود قبض روح پیامبر(ص) را وقتی انجام دهد که خود پیامبر(ص) این اجازه را بدهند، و حضرت هم اجازه ندادند تا وقتی که این آیه نازل شد.

وقتی می گویید: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ؛ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ» (آیه ۶ و ۷ سوره حمد) این راه مستقیم ذهن را به سمت پیامبر(ص) می برد که ایشان گُل سر سبد خلقت بوده اند و راه مستقیم هم همین راه پیامبر(ص) است و دیگر راه ها غلط است.

البته بعضی ها راه های دیگری را می روند، که ان شاءالله خداوند آنها را هدایت کند، ممکن است بین دو نقطه ۵۰ یا ۶۰ راه باشد، اما از این مجموع راه ها فقط یک راه مستقیم است و این آیه هم می فرماید: « فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا». (آیه ۲۹ سوره انسان) بنابراین ما باید اراده خود را مهار کنیم که راه مستقیم را انتخاب کند.

راهکار قوی کردن اراده

اینجا این نکته را عرض کنم که اراده و نیت ما ضعیف است! چکار کنیم؟ گاهی مشکلات زیاد است و بشر کم می آورد. پس چکار کنیم این اراده خود را تقویت کنیم؟ باید به سمت خدا حرکت کنید، و از خدا بخواهید که اراده ما را خدا تکمیل کند. به همین دلیل در آیه بعد خداوند می فرماید: « وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا». (آیه ۳۰ سوره انسان: و تا خدا نخواهد [شما] نخواهید خواست قطعا خدا داناى حکیم است)

تمام بشر آن اراده ای که خدا به آنها داده این اراده آنها متصل به اراده خدا است و اگر آن اراده الهی کمک نکند به هیچ جا نمی رسیم. برای همین است که می گویند اول هر کاری و صحبتی بگویید: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» یعنی من به اراده تو، به قدرت تو و به آن نوری که به ما می دهی که آن نور اراده است، من حرکت می کنم. به همین دلیل در این آیه خداوند می فرماید: « وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ»، شما بدون خواست و اراده خدا هیچ کاری را نمی توانید انجام دهید.

راهکاری برای انتخاب صحیح در لحظات شک و تردید

گاها انسان درجایی و کاری دچار تردید می شود، مثلا می گوید: آیا بروم؟ آیا نروم؟ و از یک طرف شیطان و از طرف دیگر ملائکه هم هستند. هر کدام از هر طرف یک حرفی می زنند! یادتان باشد اگر در چنین وضعی قرار گرفتید سریع در چنین شرایط و وضع حساسی به خدا متوسل شوید و از خدا کمک بخواهید. بگویید: خدایا کمکم کن. یک دفعه همه شیطان ها فرار می کنند و ملائکه تقویت می شوند.

بزرگترین کار را بشر زمانی می تواند انجام دهد که با اراده اش به اراده خداوند متصل شود. البته خداوند به ما اراده داده است اما هر جا در اراده کم آوردید، سریع به خدا متوسل شوید.

و خدا هم در پایان آیه می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا».اولا خدا علم دارد که چه کسی به او استعانه و توکل می کند و چه کسی به او بی تفاوت است و در ادامه می فرماید خدا حیکم است. به نظر می رسد «حَکِیمًا» یعنی: به همان نسبت و مقداری که شما به خدا توکل کردید، خدا به شما به همان نسبت می دهد. چون توکل هم مراتبی دارد، یک وقت انسان توکل می کند و می گوید: «توکلت علی الله»، اما این توکل کردن او سست است، اما اگر انسان با آن روحیه جدی به خدا توکل کند، اینجا فرق می کند. خداوند نیز می فرماید: « وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا». (آیه ۳ سوره اسراء: و بر خدا اعتماد کن همین بس که خدا نگهبان [تو]ست.)

ختم سوره انسان با امید

سوره هل اتی با امید ختم می شود. عرض شد این سوره خیلی از نعمت های الهی در آن بیان شده است و چون این سوره در شأن اهل بیت(ع) نازل شده است از این جهت امید دهنده است و خدا هم می فرماید: «دشه در قصه اهل بیت از این جهت امید دهنده است خدا در آیه پایانی این سوره می فرماید: « یُدْخِلُ مَنْ یَشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ». (آیه ۳۱ سوره انسان: هر که را خواهد به رحمت‏ خویش در مى ‏آورد).

این قدر رحمت الهی زیاد است و این قدر خدا می بخشد تا شیطان هم روز قیامت چشم به رحمت خدا دارد.

چرایی معصیت شیطان

این تعبیر شاید درست نباشد، اما نقل کردند که کسی خدمت پیامبر(ص) رسید و گفت: چرا شیطان که خدا را دیده بود، باز معصیت کرد؟ حضرت از علم غیب خویش به او گفتند: این شیطان دید که اسماء ۵ تن آل عبا در ساق عرش موجود است، گفت: من هر کاری کنم آخر کار متوسل به خدا و این اسماء الحسنی می شوم و خدا مرا می آمرزد! یک دفعه این راوی تکان خُرد و گفت: بعد از این همه مشکلاتی که برای ما درست می کند، آخر هم به بهشت می رود؟ که حضرت گفت: نه یادش می رود، هر چه می خواهد فکر کند یادش می رود.

بنابراین رحمت خدا این قدر زیاد است، که همه شامل آن هستند، حالا نکند این رحمت شامل ما نشود! پس باید فکر کنیم این رحمت چقدر است؟

رحمت خداوند در پاداش حسنات و عذاب دردناک بعد از رحمت و نعمت

در روایت هست که حضرت فرمودند خدا برای هر گناه یک عذاب مقرر نموده و برای هر کار خیر ده تا حسنه مشخص کرده است، حالا کسی که گناهان او بیشتر از ده تا شود، خیلی ناتوان است که نتوانسته از حسنات خود استفاده کند.[۳]

در ادامه آیه خداوند به عذاب دردناک ظالمین اشاره نموده و می فرماید: « وَالظَّالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا»، اما کسی که با همه این رحمت ها و نعمت ها باز هم اهل آتش باشد، این عذاب دردناکی در روز قیامت دارد.

لزوم رابطه عمیق با اهل بیت(ع) / گریه حورالعین در بهشت بر امام حسین(ع)

رحمت خداوند این قدر زیاد است که خداوند این همه ائمه معصومین(ع) و اولیاء گذاشته که ما بتوانیم از رحمت الهی استفاده کامل را ببریم. ما باید در این چند روز دنیا یک رابطه نزدیک و عمیق با اهل بیت(ع) داشته باشیم و به آنها متوسل شویم. خصوصا رابطه عمیقی همه با امام حسین(ع) دارند و خداوند هم یک حرارت خاصی در قلوب مومنین انداخته است.

تمام بهشت نعمت است و نعمتهای بهشت بی افق و بی نهایت است، اما گاهی در همین بهشت می بینید چند حورالعیم در حال گریه کردن هستند و گریه آنها بر حسین بن علی(ع) است. با اینکه بهشت جای نعمت، لذت و رحمت است با هم حورالعینی هستند که آنجا برای آقا اباعبدالله(ع) گریه می کنند.

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

پی نوشت:

۱] . *میبدی، حسین بن معین‌الدین، دیوان أمیر المؤمنین(ع)، محقق، مصحح، زمانی، مصطفی، ص ۱۷۵، قم، دار نداء الإسلام للنشر، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.

برخی از کتاب‌های عرفانی و ادبی، ابیاتی را به امام علی(ع) نسبت داده‌اند که در یکی از آنها آمده است: «آیا گمان مى‏کنى که تو موجود کوچکى هستى در حالى‌که عالم بزرگ در تو نهفته است». این شعر اگر چه دارای سند نیست، اما دارای محتوای عمیقی می‌باشد و در بیان حقیقت واقعی انسان و بیان جایگاه و مقامی است که انسان توان رسیدن به آن‌را دارد، اما توجهی به آن نکرده و خود را تنها یک جسم کوچک بی‌فایده می‌پندارد. این سخن در واقع در واقع شعری است منسوب به امام علی(ع) که عبارت کامل آن چنین است:

دَوَاؤُکَ فِیکَ وَ مَا تَشْعُرُ
وَ دَاؤُکَ مِنْکَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ [تزعم] أَنَّکَ‏ جِرْمٌ‏ صَغِیرٌ
وَ فِیکَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَکْبَرُ
وَ أَنْتَ الْکِتَابُ الْمُبِینُ الَّذِی
بِأَحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمُضْمَر

[۲] .*وسائل الشیعه/ج۱۴/ص۵۳۷٫

أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ فِی عُدَّهِ الدَّاعِی قَالَ رُوِیَ أَنَّ اللَّهَ عَوَّضَ الْحُسَیْنَ ع مِنْ قَتْلِهِ أَرْبَعَ خِصَالٍ جَعَلَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ إِجَابَهَ الدُّعَاءِ تَحْتَ قُبَّتِهِ وَ الْأَئِمَّهَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ وَ أَنْ لَا تُعَدَّ أَیَّامُ زَائِرِیهِ مِنْ أَعْمَارِهِمْ.    روایت شده که: همانا خداوند در عوض کشته شدن امام حسین علیه السلام چهار خصلت به ایشان عطا کرد، شفا را در تربت او، اجابت دعا را زیر گنبد او و امامان را از ذریه او قرار داد و اینکه روزهای زائران او از عمر آنها حساب نمی شود.

[۳] .* بحار ۶۸/ص۲۴۳٫

عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع یَقُولُ وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ فَقُلْتُ لَهُ وَ کَیْفَ هَذَا فَقَالَ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها.  فَالْحَسَنَهُ الْوَاحِدَهُ إِذَا عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ عَشْراً وَ السَّیِّئَهُ الْوَاحِدَهُ إِذَا عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ وَاحِدَهً فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّنْ یَرْتَکِبُ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ عَشْرَ سَیِّئَاتٍ وَ لَا تَکُونُ لَهُ حَسَنَهٌ وَاحِدَهٌ فَتَغْلِبَ حَسَنَاتُهُ سَیِّئَاتِهِ . هشام از حضرت صادق(ع) نقل می کند که حضرت سجاد علیهما السّلام فرمود. واى بکسى که یگانش برده‏گانش غالب باشد، عرض کردم چطور؟ فرمود، مگر نشنیده‏اى که خداوند در قرآن می فرماید. هر کس عمل نیکى انجام دهد ده برابر ثواب خواهد داشت و کسى که عمل زشتى انجام دهد جز به همان مقدار عملش کیفر نخواهد شد.

براساس آیه ۱۶۰سوره انعام یک کار خوب که انجام دهى ده برابر نوشته مى‏شود، ولى عمل بدى که مرتکب شوی یک گناه نوشته و ثبت مى‏شود. پناه می بریم بخدا از کسى که در یک روز ده عمل زشت و گناه انجام می دهد و یک عمل نیک بجا نمى‏آورد که حسناتش سیئاتش را از بین ببرد.

 

اینستاگرام

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme
error: Content is protected !!