خانه / تفسیر سوره انسان آیت الله مدرسی / دنیا نماد آخرت/معجون آیت الله مدرسی برای درمان استرس۱۴

دنیا نماد آخرت/معجون آیت الله مدرسی برای درمان استرس۱۴

دنیا

آیت الله العظمی مدرسی در چهاردهمین جلسه تقسیر و تدبر در سوره انسان به آثار ایمان به عالم غیب اشاره نمودند و سپس دنیا را نماد و آینه آخرت دانستند و به لزوم ترک و بی اعتنایی به دنیا تاکید کردند و در پایان ضمن بیان معجونی برای درمان استرس، به علت عدم ترس اولیاء الهی در سختی های دنیا نکاتی بیان فرمودند.

بسم رب المهدی(عج)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی (سلطان احمدی دات آی آر)؛ چهاردهمین جلسه تفسیر و تدبر در قرآن آیت الله العظمی «سید محمدتقی مدرسی» (دام ظله) از مراجع معظم تقلید کربلای معلی و مفسر تفسیر “من هدی القرآن (هدایت)” بامداد دوشنبه ۳۰  اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ برابر با چهاردهم ماه مبارک رمضان در دفتر تهران ایشان با محوریت تفسیر آیه ۲۸ سوره انسان برگزار شد.

خداوند متعال در این آیه می فرماید:

نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِیلًا ﴿۲۸﴾

ماییم که آنان را آفریده و پیوند مفاصل آنها را استوار کرده‏ ایم و چون بخواهیم [آنان را] به نظایرشان تبدیل مى ‏کنیم

برخی از موضوعاتی که معظم له در این جلسه بیان فرمودند: آثار ایمان به عالم غیب، دلیل شرک/دعای حضرت یوسف(ع) بعد از رسیدن به پادشاهی/دنیا آینه تمام قد آخرت با مقایسی کوچک تر/چشمانی که در قیامت گریان نیست/امکانات دنیوی بیشتر معطلی بیشتر در حسابرسی آخرت/تحمل سختی های دنیا به خاطر شیرینی آخرت/ لزوم بی اعتنایی به دنیا/ مشکلات روحی ریشه مریض های امروزی/ معجون آیت الله مدرسی برای درمان استرس/ علت عدم ترس اولیای الهی در خطرات و مشکلات

در ادامه مشروح بیانات معظم له تقدیم شما معارف جویان عزیز که امکان شرکت در این جلسه را نداشتند، می شود

تفسیر-تدبر-آیت الله مدرسی-سید محمد تقی مدرسی-مفسر-عالم غیب-دنیا-آخرت-استرس-درمان-روانی

مشروح بیانات معظم له به شرح زیر است:

رسیدن به علم غیب

یکی از حقایقی که کمتر گفته می شود این است که وجود بشر در محدوده عالم شهود است ولی او می تواند به عالم غیب برسد. می تواند ایمان به غیب داشته باشد و علم به غیب پیدا کند. خداوند که بخیل نیست، حتی خداوند سبحان اجازه داده که از راه صحیح برای رسیدن به غیب استفاده کند و می فرماید: « وَ ما هُوَ عَلَی الْغَیْبِ بِضَنینٍ». (آیه ۲۴ سوره تکویر: و در موارد غیبی که بدو وحی می شود بخیل نیست.)

رسیدن به عالم شهود و مشاهده عالم غیب

یکی از عوالم غیبی که به آن ایمان داریم، ایمان به عالم آخرت، روز آخرت، مرگ، روز حساب و کتاب، میزان و صراط است. در مرحله اول به وسیله ایمان به غیب اعتقاد داریم که عالم غیب هم اساسی ترین شرط ایمان است. در این مرحله اول چشم بسته آن را قبول داریم اما در مراحل بعدی می توانیم این ایمانی که چشم بسته کسب کرده ایم را به مشاهده مبدل کنیم و این مشاهده هم مشاهده با چشم و گوش و احساس نیست، بلکه مشاهده با عقل و روح است؛ از طریق این مشاهده عقل و روح، انسان می تواند به جایی برسد که نه تنها غیب را درک می کند بلکه با آنها زندگی می کند و حتی با آخرت خو می گیرد. چنین شخصی در دنیا است ولی در آخرت سیر می کند، که این یک مرحله از پیشرفت ایمان است.

رسیدن به یکتایی خدا

با این تفکر و رسیدن به عالم شهود و غیب، انسان می داند که خالق کل مخلوقات یکی است و او خدای یکتا است. و خلوقات هم یک نوع و یک نواخت خلق کرده است یعنی اصل خلقت یکی است و این اختلافات به دلایل دیگری است. بنابراین خالق دنیا خالق آخرت هم هست، خدای دنیا خدای آخرت هم هست، خدای زمین خدای آسمان هم هست، خدای امروز خدای دیروز و خدای فردا هم هست ونتیجه اینکه فقط یک خدا هست و با این تفکر به این نتیجه می رسیم که تعدد خدایان وجود ندارد و خدا یکی است.

دلیل شرک و چند خدایی

علت اینکه برخی شرک می وزند این است که آنها حقایق را نمی دانند و برای زمین یک خدا، برای آسمان یک خدا، برای شب یک خالق، و این تفکر شرک آلود باعث اشتباه فهمیدن می شود و آنها را به اشتباه می اندازد.

درخواست حضرت یوسف(ع) بعد از رسیدن به قدرت و مقام از خدا

حضرت یوسف(ع) در آخر کار وقتی به آن مقام و پادشاهی رسید، گفت: «فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ»؛ (آیه ۱۰۱ سوره یوسف: اى پدیدآورنده آسمانها و زمین تنها تو در دنیا و آخرت مولاى منى مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.)حالا حضرت یوسف(ع) در چنین مقامی و در اوج قله ایمان و تقوا که همه قله ها را به دست آورده است، به خدا چنین می گوید که ای خدایی که به من علم و قدرت دادی، تو خالق آسمان ها و زمین هستی، پس مرا عاقبت بخیر کن که وقتی فوت کردم مسلمان بمیرم! و همین اینکه وصیت پدرش نیز این بود که در زمره صالحین باشد.

ببینید، حضرت یوسف(ع) در چنین مقامی آن هم آخر کار که به همه جا رسیده است، چقدر زیبا سخن گفته و درخواست عاقبت بخیری را از خداوند دارد. همچنین وصیت پدرشان بود که گفت من باید این وصیت را اجرا کنم و بعدا در زمره صالحین باشم.

بعضی ها خدا را اینگونه خطاب می کنند: «یا مَنْ لَهُ الدُّنیا وَ الآخِرَهُ إرْحَمْ مَن لَیْسَ لَهُ الدُّنیا وَ الآخرَهُ»، ی کسی که دنیا و آخرت در دست توست، به من رحم کن.

(اى که دنیا و آخرت از اوست، رحم کن به کسى که نه دنیا دارد نه آخرت. / ذکر مورد نظر در کتاب های معتبر روایی و دعا یافت نشد.یادآوری این نکته نیز لازم است که هر چند نمی توان این ذکر را به عنوان روایت خواند ولی اگر کسی این ذکر را به عنوان ذکر شخصی نه ذکر روایی بخواند و به معصومین علیهم السلام هم نسبت ندهد ایرادی ندارد).

دنیا آینه تمام قد آخرت ولی در قیاس کوچک تر

این نکته خیلی مهم است و آن اینکه دنیا آینه تمام قد آخرت است ولی قیاس دنیا با آخرت خیلی کم است اما حقیقت آن یکی است. همین آتش در دنیا، همان آتش آخرت است، اما آتش دنیا را ۷۰ بار شسته اند تا این آتش شده است اما آتش آخرت ۷۰ بار  از آتش دنیا است.

ما در قدیم آتش دنیا را آتش زغال سنگ و هیزم می دانستیم و امروزهم آتش را گازائیل و نفت و گاز می دانیم و گاهی هم آتش نیروهای اتمی که صدها برابر از این ها قوی تر است، می دانیم؛ اما آتش آخرت از همه این ها قوی تر است.

دنیا عقرب دارد و آخرت هم عقرب است، ولی عقرب آخرت چند برابر عقرب دنیا است؛ یا اینکه دنیا مار دارد، در آخرت هم مار است اما مار در آخرت همچون یک کوه می ماند. بنابراین هر چه در دنیا هست با قیاسی بزرگتر در آخرت هم هست. حالا چرا اینجور است؟ برای اینکه ما در دنیا آخرت را بشناسیم و آن را مزه مزه کنیم.

نعمت ها و آتش دنیا با قیاسی بزرگتر در آخرت

حالا نعمت های دنیا و آخرت هم همین طور است. در دنیا نعمت هایی همچون خوراک و آشامیدن و زن و بچه هست ولی در آخرت نعمت های آن خیلی بالاتر و عمیق تر از این است. دنیا یک شمه ای از آخرت است و قرآن هم در این باره می فرماید: «وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»؛ (آیه ۲۱ سوره سجده: به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) مى چشانیم، شاید باز گردند.)

ما در دنیا به برخی گاهی یک مقدار آتش جهنم می دهیم که از غفلت بیدار شوند و به آخرت خود برسند. من خیال می کنم یکی از عذاب های جهنم همین عذاب های شیمیایی است، مثلا اگر به کسی مقدار زیادی فلفل بدهند که بخورد، چه وضعیتی پیدا می کند؟! این ظاهرش آتش نیست، اما باطن آن آتش تر از آتش است، بنابراین می توان گفت شاید یکی از عذاب های آخرت چنین باشد. از دیگر عذاب های آخرت ظلمت است که در دنیا هم ظلمت داریم، عذاب آخرت درد است که در دنیا هم درد داریم.

در روایت است که امام صادق(ع) در سر سفره ای بودند که سر سفره غذای گرمی آورند که از این غذا بخار بلند می شد، تا چشم حضرت به این بخار افتاد، فرمودند:«اعوذ بالله من النار الجهنم»، از آتش جهنم به خدا پناه می بروم و امام به یاد آتش آخرت افتاد.

همچنین در روایتی پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگر در روزه ماه رمضان احساس گرسنگی و تشنگی پیدا کردید، متذکر به روز آخرت شوید و بدانید که در روز آخرت این قدر گرسنه و تشنه می شوند، که فریاد می زنند.

 اما به اهل جهنم زقوم می دهند، که شاید همین غذاهای شیمیایی باشد که همین که می خورد کل بدن او آتش می گیردد و درد هم به همراه آن هست. یا اینکه به اهل جهنم آب می دهند، اما همین که این آب را در دست می گیرد، پوست صورت او از شدت حرارت آب در آب می ریزد.

چشمانی که در قیامت گریان نیست

اگر در دنیا دیدید کسانی از خوف خدا گریه می کنند، بدانید این اشک های چشم آنها در دنیا باعث می شود که اشک های چشم آخرت را خشک کند. پیامبر اکرم(ص) در حدیثی می فرمایند: «کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَهٌ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ إِلاَّ ثَلاَثَ أَعْیُنٍ عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشْیَهِ اَللَّهِ وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اَللَّهِ وَ عَیْنٌ بَاتَتْ سَاهِرَهً فِی سَبِیلِ اَللَّهِ»؛ در این حدیث پیامبر(ص) فرمودند سه چشم در قیامت که همه‌ی چشم ها گریان است، گریان نیست. یکی چشمی است که تا صبح برای امنیت و دفاع از کشور بیدار بوده است، چنین کسی در قیامت گریان نیست. چشم دیگر کسی است که از خوف خدا در دنیا گریان بوده است، و چشمی که به محرمات نگاه نکرده باشد، این سه چشم در قیامت گریان نیست.

(الخصال، ج ۲، ص ۹۸: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلْکُوفِیُّ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ جَدِّهِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْمُغِیرَهِ عَنِ اَلسَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَهٌ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ إِلاَّ ثَلاَثَ أَعْیُنٍ عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشْیَهِ اَللَّهِ وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اَللَّهِ وَ عَیْنٌ بَاتَتْ سَاهِرَهً فِی سَبِیلِ اَللَّهِ .همه چشمها در قیامت گریانند، جز سه چشم: چشمی که در دنیا از خوف خدا بگرید و چشمی که از نگاه حرام خودداری کند و چشمی که به خاطر نگهبانی در راه خدا بیدار بماند.).

حالا اگر این سه مورد نشد، یک راه آسان تر هم هست و آن اینکه حضرت می فرماید: «کُلُّ عَینٍ باکِیَهٌ یَومَ القِیامَهِ إلاّ عَینٌ بَکَت عَلى مُصابِ الحُسَینِ»، (. بحار الأنوار ، ج ۴۴ ، ص ۲۹۳ . پیامبر خدا(ص) فرمودند: همه چشم‏ها در روز قیامت گریان است جز چشمى که بر مصیبت‏هاى حسین بگرید. ) این آسان است که  برای آقا امام حسین(ع) گریه کنید، حتی گفتند تباکی هم بکنید.

همچنین حضرت رضا(ع) در حدیثی به “ریان ابن شبیب”[۱] توصیه به گریه کردن بر امام حسین(ع) را می نماید. یکی منبری است و درباره امام حسین(ع) صحبت می کند و مردم را به عشق امام می گریاند، یکی گریه می کند و یکی مردم را می گریاند و دیگری هم که گریه ندارد، تباکی می کند؛ و این سه نفر در روز قیامت در امن و امان هستند. حالا بعضی اشک ندارند، این افراد اگر نمی توانند گریه کنند خود را در حال گریه کردن و تباکی قرار دهید.

تحمل سختی دنیا به خاطر شیرینی آخرت

روزی پیامبر(ص) بر صدیقه کبری(س) وارد شدند و دیدند حضرت فاطمه(س) در حال آسیاب کردن هستند ودست ایشان مجروح شده است. حضرت خیلی متاثر شدند؛ می دانید پیامبر(ص) حضرت فاطمه(س) را نماد بهشت می دانستند و هر وقت دل تنگ بهشت می شدند فاطمه(س) را می بویدند و بوی بهشت از فاطمه(س) به مشام می رسید. حالا دیدند دست فاطمه(س) مجروح شده است، حضرت فرمودند: «یا بِنْتاهُ تَعَجَّلى مَرارَهَ الدُّنْیا بِحَلاوَهِ الاْخِرَهِ»، دخترم به خاطر شیرینى آخرت تلخى دنیا را تحمل کن. (مناقب ج ۳: ۳۴۲) [۲]

بنابراین اگر در دنیا در راه خدا مشکلی پیدا کردید؛ یا راه غیر خدا بود و می توانستید از این راه به لذات دنیا برسید، اما سختی را تحمل کردید و از این راه هم نرفتید، و یا در همین ماه مبارک رمضان در روزهای بلند سختی گرسنگی و تشنگی را تحمل کردید، پس بدانید که همانطور پیامبر(ص) به دخترشان چنین فرمودند، شما نیز سختی و مشکلات دنیا را به خاطر راحتی و شیرینی آخرت تحمل کنید. حتی وقتی در این ماه رمضان گرسنه و تشنه شدید، یاد گرسنگی و تشنگی آخرت بیفتید و به خاطر شیرینی آخرت این سختی های دنیا را تحمل کنید.

امکانات دنیایی بیشتر برابر با حسابرسی و معطلی بیشتر در آخرت

اگر در دنیا یک روز چیزی نصیب شما نشد، خیلی فکر آن را نکنید، بدانید که در عوض در آخرت حساب شما کمتر است. می گویند در قیامت دو نفر جهت حسابرسی نزد خدا آمد و این دو هر دو مومن بودند. خدا به اولی گفت تو در دنیا چه داشتی و آن را چه کردی؟ او نیز گفت من در دنیا چیزی نداشتم، یک لقمه مختصر نان حلال داشتم که آن را می خوردم و چیزی بیشتر به من نداده بود! خدا هم گفت راست می گوید او را به بهشت ببرید و او رفت. این فرد بعد از سالها در بهشت کسی را دید که تازه به بهشت آمده و او گفت آیا مرا می شناسی؟ گفت نه نمی شناسم! آن فرد گفت من همان کسی هستم که در حسابرسی با هم بودیم و تو به بهشت رفتی و من تازه امروز حسابرسی ام تمام شده و به بهشت آمده ام! آن فرد تازه او را شناخت و گفت پس چرا این قدر معطل شدی؟ گفت چون در دنیا امکانات زیادی داشتم و با اینکه این امکاناتم از راه حلال بود اما معطلم کردند که باید یکی یکی آنها را حسابرسی کنیم و تازه حساب من تمام شد.

گفتند حتی حضرت سیلمان(ع)  بعد از هزار سال وارد بهشت می شوند. پس اگر در دنیا چیزی ندارید، زیاد غصه نخورید و خیلی فکرش را نکنید به جاش آخرت حساب شما کمتر است.

توصیه مولا به بی اعتنایی به دنیا

اقا امیرالمومنین(ع) در وصیتی به فرزندشان فرمودند: «أُوصِیکُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَلَّا تَبْغِیَا الدُّنْیَا وَ إِنْ بَغَتْکُمَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْهَا زُوِیَ عَنْکُمَا وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلَا لِلْأَجْرِ»؛اگر دنیا دنبال شما دوید شما به دنیا اعتنا نکنید، اگر در دنیا چیزی به شما نرسید متاثر نشوید و بدانید که آخرت دارید.

(نامه ۷۲ نهج البلاغه: شما را سفارش می‏کنم به ترسیدن از خدا، و این که دنیا را مخواهید هر چند دنیا پی شما آید، و دریغ مخورید بر چیزی از آن که به دستتان نیاید، و حق را بگویید و برای پاداش – آن جهان – کار کنید.)

من نمی گویم دنیا را رها کنید، بلکه می گویم دنبال دنیا نباشید. طوری نباشید مثل برخی افراد که اگر یک روز چیزی در دنیا به آنها نرسد و یا چیزی از دنیا را از دست بدهند، شب نتوانند بخوابند و در فکر و خیال باشند، پس سعی کنید آزاد مرد باشید.

چرا دنیا نمادی از آخرت است؟

این که می گوییم دنیا نمادی از آخرت و آینه آخرت است به این دلیل و هدف است که اکنون در دنیا هستیم، دنیا را با مقیاس آخرت بسنجیم. با این سنجش در زندگی دنیا مراقب هستیم که چه چیز برای ما خوب است و چه چیز بد است، آن وقت انسان متقی مراقب است آن چیزی که برای آخرت او خوب است را انجام دهد، با این طرز تفکر انسان با اینکه در دنیا زندگی می کند، ولی متقی است و تقوای او حقیقی است.

مسئله دیگر این که ما باید در دنیا قدرت خدا را درک کنیم. البته قدرت خدا در آخرت نمایان تر و واضح تر است ولی قدرت خدا در دنیا کمی غبار آلود است و یا ما خواب آلود هستیم و آن را نمی توانیم ببینیم. حالا قدرت خدا در دنیا کاملا واضح نیست تا از این طریق ما را امتحان کند؛ همانگونه که در مدرسه موقع امتحان دانش آموزان سوالات امتحانی را واضح نمی دانند، چون امتحان است و اینجا هم قدرت خدا در دنیا واضح نیست چون می خواهد ما را امتحان کند. بنابراین باید از این جهت به دنیا توجه و دقت داشته باشیم.

ما به طور چشم بسته با یک ایمان چشم بسته می دانیم و قبول داریم که خدا ما را از یک نطفه و قبل از آن ما را از خاک آفرید و هزاران نظم در او تجلی نمود و یک روز هم به همین خاک بر می گردیم و در آخرت هم همین کار را می کند. که این موضوع را در ابتدای سوره انسان بحث نمودیم.

حالا ما این موضوع را قبول داریم اما از روی ایمانی چشم بسته است، اما گاهی باید با ایمان چشم باز فکر کنید، ببنید چه بوده اید و چه شده اید؟ و بدانید که بعد هم ما به همان خاک بر می گردیم.

داشتن توفیق بعد از نیت

یک نکته دیگر در آیه آمده است و آن بحث توفیق است. مثلا دل شما می خواهد به زیارت آقا امام حسین(ع) بروید، و همین که از منزل بیرون می روید کسی سر راه شما می آید و می گوید: کربلا نمی خواهید بروید؟ اگر می خواهید ما یک کاروان خوب داریم! حالا شما ابتدا نیت کرده بودید و اینک این نیت شما منتهی به توفیق شد و زمینه آن هم فراهم گشت.

خدا بعد از خلقت نعمت هایی را برای شما ارزانی کرده که متوجه نیستید، پس باید به این نعمتها توجه کنید. اگر زندگی مثلا یک میلیون انسان را مطالعه کنید، می بینید که خداوند چه نعمت های فراوانی به آنها داده و از چه مشکلات زیادی آنها را نجات داده است. ما باید این نعمت ها را درک کنیم.

مشکلات روحی ریشه سرطان های امروزی

درباره زیاد شدن سرطان با با یکی از مسئولین بلند پایه کشورصحبت می کردم که علت زیاد شدن این سرطان ها چیست؟ وی گفت: مرض سرطان با مرض های میکروبی فرق می کند و یکی از علت های آن استرس و هوای آلوده است. بنده گفتم غالبا بیماری هایی که در سراسر دنیا زیاده شده و رقم بالایی هم دارد بیشتر آنها به خاطر مشکلات روحی و روانی است.

اکثر بیماری ها از استرس و ناراحتی های روحی است که مثلا فرد فشارخون، مشکلات قلبی و مغزی، سکته های قلبی و مغزی و امثال آن همه نشات گرفته از همین مشکلات روحی و استرس است. در دنیا این آمارش بالا است و غربی ها می گویند هر روز و سال به سال این قرص های آرامش بخش فروش آن زیادتر می شود و نشان می دهد بشر در این خط استرس و مشکلات روحی در حال حرکت است.

معجون آیت الله مدرسی برای کاهش استرس

من به این آقای مسئول گفتم که بنده برای کاهش استرس و درمان آن یک معجونی توصیف کردم که خودم نیز از آن استفاده می کنم. و این معجون این است که نسبت به گذشته فکر خوبی های آن را نموده و شکر می کنم که خدایا تو بودی که مرا به بهترین وضع خلق کردی و به من عافیت و امنیت دادی و مرا مدیریت کردی، بنابراین از آن شکر می کنم و هیچ اندوهی نسبت به گذشته ندارم.

و نسبت به آینده که همه نگران هستند، من دعا می کنم؛ خدا هم فرموده است: «وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؛ (آیه ۶۰ سوره غافر: و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.) من هم مثل شما طبعا استرس دارم و هر انسانی استرس دارد که آینده چه می شود اما همان خدایی که تا الان زندگی شما را اداره کرده همان خدا هم آینده را مدیریت می کند فقط یک مقدار متوجه خدا باشید و دعا کنید.

واقعیت این که می گویند گذشته را فکر می کنید به فکر خوبی ها باشید و از نعمت ها و خوبی های که در گذشته خداوند به شما عطا کرده تشکر کنید خدا هم در قرآن می فرماید: «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ».

(آیه ۶۲ یونس: آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى ‏شوند.). الهی نسبت به آینده خوف ندارند، چون خواست خداست، پس هر چه می خواهد بشود. خدا نیز می فرماید: «وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ». (آیه ۴۴ سوره غافر: و کارم را به خدا مى‏ سپارم خداست که به [حال] بندگان [خود] بیناست.)

علت عدم ترس حضرت ابراهیم(ع) در منجنیق

آن آتش عظیم را مهیا کرده بودند و حضرت ابراهیم(ع) را داخل منجنیق گذشته بودند که در آتش بیندازند! در مقابل ایشان آتش عظیمی بود و حضرت ابراهیم(ع) در منجنیق نشسته بودند که او را پرتاب کنند، در این لحظه ملائکه داشتند زجه می زدند و می گفتند خدایا یک بنده مومن و موحد داشتی و این چنین می خواهند او را بسوزانند! خدا هم به ملائکه گفت بروید هر چه می خواهید اجرا کنید.( یک نکته عرض کنم و آن اینکه ملائکه برای مومنین دعا می کنند.)

ملائکه باد خدمت حضرت ابراهیم(ع) آمدند و گفتند: دستور بدهید تا با یک حرکت همه آتش را به صحرا بریزیم و از بین برود. حضرت گفت: حاجتم دارم اما نه به شما، بلکه حاجت و خواسته ام به خود خدا است. ملائک گفتند: حاجتت را بگو، ابراهیم(ع) : خودش دارد می بیند، هر چه خواست او باشد.  بعد دیگر ملائکه آمدند و باز همین پاسخ را داد تا اینکه حضرت جبرائیل آمد و حضرت ابراهیم(ع) به وی گفت: به تو نیز حاجتی ندارم اگر خدا خواست می سوزم و اگر نخواست نجات پیدا می کنم.

رسیدن به رضای الهی و از بین رفتن استرس ها

حالا اگر فرض کنید در آن لحظه یک دستگاه فشار خون بود و فشار خون حضرت ابراهیم(ع) را می گرفتند، مشاهده می شد که در بهترین وضعیت است، و علت آن هم این بود که ایشان دل خوش به رحمت خدا بود. خداوند نیز در قرآن می فرماید: «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ». (آیه ۶۲ یونس: آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى ‏شوند.).

وقتی انسان اینگونه دل خوش به رحمت خدا باشد، دیگر استرس و ترسی ندارد و رسیدن در حالت رضای الهی باعث می شود که استرس هم از بین برود.

خلق قومی تازه بعد از فانی شدن مخلوقات

خداوند در آیه ۲۸ سوره انسان می فرماید: «نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِیلًا»؛ (آیه ۲۸ سوره انسان: ما اینان را آفریدیم و محکم بنیان ساختیم و هرگاه بخواهیم همه را فانی ساخته و مانندشان قوم دیگر خلق می‌کنیم.) این کلمه «شَدَدْنَا» بحث انگیز است و خلاصه ای که از این کلمه استفاده کردم این است که زندگی اینها را به نعمت های مختلف مرتب کردیم، و وقت وقتش اینها برای ما مسئله ای نیست و اینها می روند و دیگری می آید.

فشار دنیا به یک منبری!

در زمان قدیم یک عالم دینی و منبری در گوشه ای از  تهران زندگی می کرد و دنیا  خیلی زیاد به او فشار آورده بود. در قدیم وسط تهران گورستان بود و اطراف آن خانه بود، یک روز که این عالم منبری مجلسی داشت که در آنجا منبر برود، گفت برای اینکه زودتر به آن مجلس برسم از وسط گورستان بروم. همین که وارد گورستان شد، دید یک آقایی سفید پوش در قبرستان ایستاده و این آقای سفید پوش به او گقت: این قدر فکر مشکلات دنیا را نکن! من صدها مرتبه دیدم این شهر خراب شد و باز دوباره آباد شد. یک دفعه این عالم منبری به خود آمد و دید کسی نیست.

همیشگی نبودن مشکلات دنیا / فلسفه معاد

پس بدانید این مشکلات دنیا همیشگی نیست، و ما نیز یک روز می میریم و دیگران می آیند و باز آنها می میرند و دیگری می آید. در انتهای آیه می فرماید: « بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِیلًا»؛ این ها را می گذارند و دیگری می آید. پس آن قدرتی که یک عده را می برد  و یک عده را می آورد آن قدرت باز می تواند همه اینها را در روز قیامت زنده کند و بر گرداند. این فلسفه معاد را برای ما نه فقط از نظر ایمان بلکه از نظر عرفان و مشاهده مشخص می کند که ما به جوهر آن برساند که این لحظه توجه داشته باشیم.

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

 

پی نوشت:

[۱] عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ شَبِیبٍ عَنِ الرِّضَا ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ قَالَ لَهُ:یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثَمَانِیَهَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ شَبِیهُونَ وَ لَقَدْ بَکَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ …
إِلَی أَنْ قَالَ:
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَکَیْتَ عَلَی الْحُسَیْنِ ع حَتَّی تَصِیرَ دُمُوعُکَ عَلَی خَدَّیْکَ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً قَلِیلًا کَانَ أَوْ کَثِیراً.
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَیْکَ فَزُرِ الْحُسَیْنَ ع.
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَسْکُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِیَّهَ فِی الْجَنَّهِ مَعَ النَّبِیِّ وَ آلِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَالْعَنْ قَتَلَهَ الْحُسَیْنِ.
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ یَکُونَ لَکَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلُ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَیْنِ فَقُلْ مَتَی مَا ذَکَرْتَهُ یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً.
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَی مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَیْکَ بِوَلَایَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ
وسائل‏ الشیعه ج : ۱۳ ص: ۵۰۳

از ریان ابن شبیب از حضرت رضا علیه السلام در حدیثی آمده است که ایشان به او فرمودند:
ابن شبیب، اگر برای چیزی گریه­ات گرفت برای حسین بن علی علیه السلام گریه کن چرا که او را سر بریدند همانگونه که گوسفند را ذبح می­کنند و همراه او هجده نفر از اهل بیتش که در زمین مانندی نداشتند، کشته شدند. و یقیناً آسمان­های هفت­گانه و زمین­ها برای کشته شدنش گریه کردند…
تا آن­جا که فرمودند:
ابن شبیب، اگر برای حسین علیه السلام گریه کردی آن­قدر که اشک­هایت بر گونه­ات جاری شد، خداوند تمام گناهانی که مرتکب شده­ای، کوچک یا بزرگ، کم یا زیاد، را می­آمرزد.
ابن شبیب، اگر شادمانی تو در این است که خداوند، عزوجل، را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی نداری، حسین علیه السلام را زیارت کن.
ابن شبیب، اگر شادمانی تو در این است که در اتاق­ها ساخته شده در بهشت با پیامبر و آل او، صلی الله علیهم، ساکن شوی، قاتلین حسین علیه السلام را لعن کن.
ابن شبیب، اگر شادمانی تو در این است که ثوابی برای تو باشدمانند ثوابی کسی که با حسین شهید شده است، وقتی او را یاد کردی بگو: «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» (ای کاش با ایشان بودم و به رستگاری بزرگی می­رسیدم).
ابن شبیب، اگر شادمانی تو در این است که با ما در درجات بالای بهشت باشی، به اندوه ما اندوهگین باش و به شادی ما شادمان باش و بر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را هم دوست داشته باشد، خداوند او را با آن سنگ محشور می­کند.ای دستگیر صبح قیامت سرم فدات/ هم خانواده هم پدر و مادرم فدات.

 

[۲] مناقب ج ۳: ۳۴۲٫

رَأَى النَبِىُّ صلی الله علیه و آله فاطِمَهَ علیهاالسلام وَ عَلَیْها کِساءٌ مِنْ اَجِلَّهِ الاْبِلِ وَ هِىَ تَطْحَنُ بِیَدَیْها وَ تَرْضِعُ وَلَدَها فَدَمَعَتْ عَیْنا رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله فَقالَ: یا بِنْتاهُ تَعَجَّلى مَرارَهَ الدُّنْیا بِحَلاوَهِ الاْخِرَهِ، فَقالَتْ علیهاالسلام: یا رَسُولَ اللّه ِ اَلْحَمْدُلِلّهِ عَلى نَعْمائِهِ وَالشُّکْرُ لِلّهِ عَلى آلائِهِ. روزى پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را دید که پوششى از پلاس شتر بر دوش انداخته با دستانش خمیر مى کرد و فرزندش را شیر مى داد. ـ با مشاهده این صحنه ـ اشک بر چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله حلقه زد و فرمود: دخترم به خاطر شیرینى آخرت تلخى دنیا را تحمل کن. فاطمه علیهاالسلام در پاسخ گفت: نعمتها و موهبتهاى بى پایان حق را سپاسگزارم.

بنابراین هرکه در دنیا به خاطر ایمان و عقیده اش و براى خدا، سختى یک زندگى همراه با صبر و قناعت را تحمّل کند، بهترین پاداش هاى آخرت را خواهد داشت. آنان که تلخى زندگى دنیوى را به خاطر خدا تحمّل کنند، از شیرینى نعمت هاى ابدى پروردگار برخوردار خواهند شد.

 

https://scontent-lht6-1.cdninstagram.com/vp/9c1ef1931b08fc4b13dd06f7c1e8fafd/5D9C4062/t51.2885-15/e35/60913858_2165336673564570_1340633350536265474_n.jpg?_nc_ht=scontent-lht6-1.cdninstagram.com

اینستاگرام:

https://www.instagram.com/soltanahmadi_ir

شبکه های اجتماعی: تلگرام، سروش، ایتا، بله، لنزور

soltanahmadi_ir@

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme