خانه / تفسیر سوره انسان آیت الله مدرسی / فواید آخرت نگری و رفتن به قبرستان/توصیه به زوار حسینی۱۳

فواید آخرت نگری و رفتن به قبرستان/توصیه به زوار حسینی۱۳

آخرت نگری

آیت الله العظمی مدرسی در سیزدهمین جلسه تفسیر و تدبر در سوره انسان به تبیین اهمیت فواید آخرت نگری پرداختند و درباره فواید رفتن به قبرستان سخن گفتند. همچنین معظم له به علت جهنمی شدن عمر سعد و بهشتی شدن حر اشاره نمودند و ضمن توصیه به ترویج فرهنگ آخرت نگری در جامعه در پایان توصیه مهمی به زائرین کربلای حسینی و زوار امام حسین(ع) نمودند.

بسم رب المهدی(عج)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی سیرجانی (سلطان احمدی دات آی آر)؛ سیزدهمین جلسه تفسیر و تدبر در قرآن آیت الله العظمی «سید محمدتقی مدرسی» مفسر تفسیر “من هدی القرآن (از هدایت قرآن)” بامداد یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ برابر با سیزدهم ماه مبارک رمضان در دفتر تهران ایشان با محوریت تفسیر آیه ۲۷ سوره انسان برگزار شد.

خداوند متعال در این آیات می فرماید:

إِنَّ هَؤُلَاءِ یُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ وَیَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ یَوْمًا ثَقِیلًا

اینان دنیاى زودگذر را دوست دارند و روزى گرانبار را [به غفلت] پشت‏ سر مى‏ افکنند (۲۷)

مهمترین موضوعات مورد بحث معظم له در این جلسه عبارتند از: دل بستگان به دنیا و دل کندگان از دنیا /فرق انسان نزدیک نگر و دور نگر/ چه کنیم دل بسته آخرت شویم؟/ دورنگیر و عاقبت بین بودن مومنین/فرق دورنگر و زودنگر/علت جهنمی شدن عمربن سعد و بهشتی شدن حرریاحی/تلاش و کوشش برای آخرت نگری و راه های آن/لزوم ترویج فرهنگ آخرت نگری در جامعه/ توصیه به رفتن به قبرستان و شرکت در تشیع جنازه/ دعایی در مواجه شدن با جنازه/ فواید رفتن به قبرستان/کافر شدن در گرانی ها/ توصیه مهم به زائرین حسینی و زوار امام حسین(ع)

اینک در ادامه مشروح بیانات معظم له را تقدیم شما معارف جویان عزیز که امکان شرکت در این جلسه را نداشتید می نمایم.

آیت الله مدرسی-سید محمد تقی مدرسی-آیت الله العظمی مدرسی-تفسیر-تدبر-قرآن-سوره انسان-توصیه-آخرت نگری-نکوهش دنیا-زیارت کربلا-توصیه به زوار-زوار حسینی-امام حسین

مشروح بیانات معظم له در این جلسه به شرح زیر است:

کسانی که به طور مطلق به دنیا توجه دارند و آخرت را فراموش کردند

خداوند سبحان تعالی در این آیه می فرماید: « إِنَّ هَؤُلَاءِ یُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ وَیَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ یَوْمًا ثَقِیلًا»، (آیه ۲۷ سوره انسان: اینان دنیاى زودگذر را دوست دارند و روزى گرانبار را [به غفلت] پشت‏ سر مى‏ افکنند.) اینها کسانی هستند که آخرت را پشت سر قرار می دهند و توجه مطلق آنها به دنیای نزدیک است.

حالا اینها چه کسانی هستند؟ البته ما «هَؤُلَاءِ» را از موضوع می فهیم. یعنی کسانی هستند که توجه اینها به دنیا و زندگی نزدیک در دنیا است و به طور کامل به آخرت و ما فیها و ما بعدها را پشت سر قرار داده اند.

دل بستگان به دنیا و دل کندگان از دنیا

در این کلمات این آیه همچون بقیه آیات قرآن، بحث های ژرفی است که یکی این که اصلا چرا انسان چنین وضعیتی پیدا می کند که به طور مطلق توجه او به مسائل نزدیک است و دورنگر نیست و دورنما ندارد؟ و در مقابل چرا بعضی ها با وجود همه فشارهای دنیا و جاذبه ها و زینت های موجود در دنیا، چشم بر دنیا بسته اند و این زینت های دنیا چشم آنها را پر نمی کند و تمام توجه آنها به آخرت است؟ جای تعجب است، اینها اینجور و آنها آنجور هستند!

اهل دنیا چکار کنند که آخرت نگر شوند؟

حالا سوال بعدی که مطرح است این که اگر بنده فقط به دنیا توجه دارم و نگاه من نزدیک نگر هست و دورنما ندارم؛ چه کاری انجام دهم که از گروهی که اهل آخرت هستند، شوم؟

دورنگر بودن آقا امیرالمومنین(ع) / مومنین دورنگر و عاقبت بین هستند

معاویه بعد از شهادت آقا امیرالمومنین(ع) یکی از بهترین اصحاب حضرت را دید و گفت به من بگو حضرت علی(ع) چه صفتی داشت؟ ابتدا گفت که نمی گویم و بعد به اصرار معاویه یک کلمه گفت: حضرت خیلی دورنگر بود. اولین صفتی که برای آقا امیرالمومنین(ع) گفت، همین دورنگری حضرت بود.

مومنین عاقبت را می بینند و در قرآن هم آمده: «الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»، « وَالْعَاقِبَهُ لِلتَّقْوَى»؛ مومنین چنین هستند و آنها همیشه می بینند که خاتمه چه می شود و آخرش آن چه هست.

حالا باز سوال پیش می آید که ما چه کنیم به این درجه برسیم؟ و آنهایی که به این درجه رسیدند، چه تحولاتی در روحیه آنها پیدا شده است؟ و از کجا به آن رسیدند؟

چرایی بهشتی شدن حرریاحی و جهنمی شدن عمربن سعد

برای توضیح عرض کنم: یک مقارنه بین دو شخصیت که هر دو شخصیت دریک شرایط اجتماعی و سیاسی بودند، و هر دو در یک روز قرار داشتند، و هر دو از یک سپاه و لشکر بود. یکی عمربن سعد(لعنت الله علیه) و دیگری حر ریاحی است. عجیب است که هر دو افسر بلندپایه و در یک ارتش خدمت می کردند و هر دو از یک خواستگاه حرکت کردند! حالا چه شد در یک روز عمر که پسرعمومی دور امام حسین(ع) بود این یک جور قضاوت کرد و به قعر جهنم رفت ولی آن یکی جور دیگر قضاوت کرد و به قله های بهشت رفت؟

به صحبت های این دو نفر خوب دقت کنید و از حالات این دو نفر علت را می توان تشخیص داد.

عمر بن سعد که پدرش فاتح نامی کشور بود و روزی از اصحاب امیرالمومنین(ع) بود، گفت: من بین انتخاب مُلک ری و جنگ با امام حسین(ع) مخیر شده ام و بعد گفت اگر راست است که خدا آتشی خلق کرده و قرار است در آنجا ما را شکنجه کند، پس ما در این دنیا آزاد زندگی می کنیم! بعد هم گفت: حالا دو سال قبل از فوت هم فوقش توبه می کنیم! اگر هم جهنم دروغ بود که ما زندگی خوبی کرده ایم! این سخنان عمربن سعد نشان می دهد به طور کامل او در آخرت شک و تردید داشت.

اما در مقابل در روز عاشورا دیدند حُرریاحی که از افسران بلندپایه است و هزاران نیرو زیر دست او است، و از طرفی رئیس یک قبیله و از شجاعان کوفه است، دارد به شدت می لرزند! گفتند تو که از شجاعان کوفه هستی چرا می لرزی؟ حر گفت: والله نمی ترسم، اما دارم می بینم که بین بهشت و دوزخ قرار گرفته ام و حاضر نیستم بهشت را کنار بزارم و به جهنم بروم!

حالا همین حر کسی بود که روز اول جلوی امام حسین(ع) ایستاد! در روایات آمده که حر نزد امام آمد و سرش را زیر انداخته بود و گفت من همان کسی هستم که راه شما را بسته ام و آمده ام توبه کنم، آیا توبه مرا قبول می کنید؟

چند نکته مقدمتا بگویم

تلاش و کوشش برای آخرت نگر شدن و راه های آن

اولا بین انسان دورنگر و زودنگرفرق است. انسان زودنگر، دور را نمی بیند و فقط چشم او نزدیک را می بیند، اصلا چشم چنین شخصی ضعیف است. چنین کسی باید یک حرکت جدی انجام دهد که چشم دورنگری پیدا کند و به بصیرت برسد.

بعضی فکر می کنند آخرت یک جای دور است که چنین نیست، در صورتی که با بسته شدن چشمش او به عالم آخرت می رود. پس انسان زودنگر باید یک حرکتی از خود نشان بدهید و زحمت بکشید تا آخرت نگر شود و عاقبت را ببیند تا فقط نگاه او محدود در دنیا نباشد.

لزوم شرکت در تشیع جنازه و رفتن به گورستان

حالا راه این آخرت نگری چیست؟ راه آن چند چیز است که یکی از راه های آخرت نگری این است که انسان به آخرت باور دارد ولی باورش راسخ نیست، و در دل و وجدان او هنوز جا نیفتاده است. می داند مرگ حق است اما باید بداند که باید چکار کنید؟ یکی از این راه ها شرکت در تشیع جنازه است.

برای رسیدن به آخرت نگری و داشتن چشم دورنگر در تشیع جنازه شرکت کنید. اصلا شرکت در تشیع جنازه یک سنت الهی است باید تشیع جنازه برود و هدف از شرکت در تشیع جنازه را هم پیامبر(ص) در زیارت اهل قبور بیان داشته و فرمودند: « انتم لنا سابقون و نحن ان شاءالله بکم لاحقون»، شما زودتر رفتید و ما هم یک روزی می آییم و به شما می رسیم.

این کلام پیامبر(ص) خیلی پر معنا است. بنابراین باید این چنین در وجدان ما رسوخ کند که وقتی جنازه ای  را تشیع می کنید و به گورستان می برید، بدانید که من هم یک روز این چنین می روم.

در روبرو شدن با جنازه چه بگوییم؟

بعضی ها گفتند اگر مواجه با جنازه ای شدید دو کار را انجام دهید. اول بگویید: « رَبِّ ارْجِعُونِ» (آیه ۹۹ سوره مومنون: حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ؛ تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‌گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید!) و خود را در مقام همان میت قرار دهید که فوت شده است و شما هم فکر کنید فوت شده اید و به خدا بگویید: خدایا ما را به دنیا برگردان و به خود بگویید شاید من همین شخصی میت هستم که دارند او را تشیع می کنند، و اکنون خدا مرا برگردانده است.

دوم بگویید: « اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ یَجْعَلْنى مِنَ السَّوادِ الْمُخْتَرَمِ»، (دعا ستایش خدایى را که مرا از گروه هلاک شدگان قرار نداد) شکر که مرا از این شخص که پرونده اش سوخت و تمام شد، قرار ندی و من هنوز برگه های پرونده ام سالم هست و می توانم عمل صالحی انجام دهم.

حالا چرا گفتند با مواجهه شدن با جنازه چنین بگویید؟ برای اینکه بدانید یک روز خودتان هم مثل او جنازه خواهید شد، اما امروز او مُرده و شماه زنده هستید.

فایده رفتن به قبرستان

ضمنا به طور کل زیارت قبور و رفتن به گورستان ها از چند جهت خیلی مفید است. یکی اینکه انسان صبور می شود و دیگر مشکلات دنیا را جدی نمی گیرد و می داند مشکلات دنیا هر چه هست در همین دنیا است.

مرحوم ابوی می گفت سختی این دنیا فقط صد سال اول آن مشکل دارد؛ یعنی هر چه باشد خوب و بد بالاخره تمام می شود. شاعر هم گفت: «شب سمور گذشت و لب تنور گذشت»، هر دو بالاخره به صبح منتهی می شود. حالا این را چه زمانی درک می کنید؟ وقتی که به زیارت اهل قبور بروید!

لزوم ترویج آخرت نگری در جامعه / فرهنگ آخرت نگری اساس دین

خدمت علماء، فضلا، وعاظ و مداحین عرض کنیم که باید فرهنگ آخرت نگری را در جامعه ترویج کنید، این فرهنگ اساس دین است و تعادل انسان را تنظیم می کند. انسانی که دنیا را می بیند و آخرت را فراموش می کند، تعادل چنین انسانی به هم خورده است و نمی تواند خوب بفهمد و عمل کند.

بی وفایی دنیا و توجه به آخرت در کلام آقا امیرالمومنین(ع)

خطبه های نهج البلاغه را مطالعه کنید؛ غالب این خطبه ها را آقا امیرالمومنین(ع) زمانی بیان کردند که حاکم مطلق و دائمی جهان اسلام بودند و در چنین شرایطی که حاکم بودند، حضرت در بی وفایی دنیا و توجه به آخرت می فرمایند: «اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ الدُّنْیا قَدْ اَدْبَرَتْ وَ آذَنَتْ بِوَداع  ، وَ اِنَّ الاْخِرَهَ قَدْ اَقْبَلَتْ وَ اَشْرَفَتْ بِاطِّلاع »؛ (خطبه ۲۸ نهج البلاغه در در بى وفایى دنیا و توجه به آخرت: پس از حمد حق، دنیا پشت کرده خبر به وداع مى دهد، و آخرت روى نموده و سر برآورده است.)

در این خطبه حضرت می فرماید که ای مردم بدانید دنیا در حال تمام شدن است و آخرت دارد می آید، فکر آخرت باشید. شما یک مدت کوتاه مهلت دارید و به این دنیا آمدید تا یک مدت امتحان شوید و بروید.

 نقل است که یکی از اصحاب امام شب خوابیده بود و حضرت مشغول عبادت بودند و این فرد را بیدار کردند و گفتند: بلند شو و عبادت کن و به حال خودت گریه کن! آن فرد هم گفت: امشب خیلی گریه کردم! حضرت فرمودند: باز هم بلند شو و گریه کن، خود حضرت نیز چه گریه هایی می کردند که می لرزیدند.

حضور قلب آقا امیرالمومنین(ع) در نماز و کشیدن تیر از پای ایشان

در منابع حدیثی نقل است که آقا امیرالمومنین(ع) در یکی از جنگ ها یک تیر به پای ایشان اصابت کرده بود و از پای حضرت جدا نشده بود و مقداری در گوشت پای حضرت فرو رفته بود. آقا امام حسن(ع) به طبیب جراحی گفتند که باید چکار کنیم؟ و آن طبیب گفت این کار خیلی سخت و مشکل است و درد هم دارد.

امام حسن(ع) به آن طبیب فرمودند وقتی که آقا امیرالمومنین(ع) در سجود هستند شما وسائل جراحی را بیاورید و کار خود را انجام دهید. موقع سجده آن طبیب با چاقوی جراحی قسمتی از ران پای حضرت را پاره کردند و تیر را در آوردند و محل را پانسمان کردند، که خون زیادی هم جاری شد و حضرت همچنان در سجود بودند و وقتی نماز تمام شد، حضرت فرمودند: این خون ها چیست؟ و گفتند: از پای شما و عمل جراحی بود، بعد حضرت فرمودند: به خدا قسم من اصلا متوجه نشدم!

حضور قلب امام سجاد(ع) در نماز و آتش گرفتن خانه

امام زین العابدین(ع) وقتی به نماز می ایستادند، رنگشان دگرگون می شد و مانند شخصی که با دنیا وداع می کند، نماز می خواندند.  در روایات آمده که یک روز حضرت در اتاقی از منزل در حال نماز بودند که آن طرف اتاق آتش گرفت و رفت و آمد شد که آتش را خاموش کنند و آب می آوردند و سر و صدا بود تا اینکه آتش را خاموش کردند ولی حضرت همچنان مشغول در نماز بودند و وقتی نماز حضرت تمام شد به ایشان عرض کردند گوشه اتاق آتش گرفت و نزدیک بود که کل خانه بسوزد، حضرت فرمودند من اصلا متوجه نشدم! بعد پرسیدند چگونه متوجه این آتش در نزدیکی خود نشدید؟ حضرت فرمودند: من داشتم آتش جهنم را خاموش می کردم. (الهتنی عن‌ها النّار الکبرى: آتش بزرگ (دوزخ) مرا از این آتش، بازداشت.(

ضعیف شدن فرهنگ آخرت نگری در جامعه/ توجه به معنی دعا و خواندن ترجمه آن

متاسفانه این فرهنگ آخرت محوری در فرهنگ ما ضعیف شده است. این خطبه های نهج البلاغه، این وصیت های حضرات معصومین(ع)، وصیت پیامبر(ص) به ابوذر، وصیت امیرالمومنین(ع) به امام حسن(ع) فراموش شده است!

 مردم دیگر به آن توجه ندارند و اگر هم این وصایا در مجلسی خوانده می شود چون به زبان عربی است، غالب مردم متوجه نمی شوند و تاثیر کم و محدودی دارد.

در صورتی که این وصایای ائمه معصومین(ع) باید به فارسی ترجه شود و یا اینکه خوب عربی را یاد بگیرید که متوجه شوید چه می خوانید.

حتی دعاها را هم که می خوانید باید چنین باشد و شما بدانید چه دارید می گویید. خواندن دعا به عربی خوب است اما باید ترجمه فارسی آن را هم بخوانید و متوجه شوید که چه می گویید، این گونه خواندن دعا باعث انسان ساز شدن می شود.

گرانی ها و کافر شدن برخی / صبر پیشه کردن و آخرت نگر بودن

یکی از فواید حرکت آخرت محوری صبر و شکیبایی است. تا در جامعه یک گرانی می شود، متاسفانه برخی مردم کافر می شوند، در این گرانی ها من به گوش خودم شنیدم که در این کشور کفر مطلق می گویند، آن هم کفری که باید فرد مرتد شود.

 مثلا می گویند پیاز گران شده است! یک جا گرانی و جای دیگر ارزانی است، حالا آیا در دوران ارزانی شما شکر خدا را کردید که اکنون در گرانی کفر می گویید! برخی ۴۰ سال هست دارند در این کشور ناشکری می کنند!

چه شده است؟ چرا ناشکر شده اید؟ چرا به خودتان نمی آیید؟ چرا صبر و شکیبایی ندارید؟ اگر انسان آخرت نگری بودید، صبر و شیکبایی داشد، همه چیز فقط دنیا نیست و نباید فقط دنیا نگر باشید. وقتی آخرت نگر شدید باعث می شود که سعی و کوشش بیشتری کنید و به یکدیگر هم رحم کنید.

در مشکلات و گرانی به هم رحم کنید و متوسل به خدا شوید

بنابراین در این دنیا که هستید، فکر آخرت باشید و به یکدیگر رحم داشته باشید، نکند یتیمی در این کشور باشد و آه بکشد که این آه یتیم و رحم نداشتن شما به دیگران باعث این گرانی ها است، کسی نباشد که در جامعه رشوه بگیرد و حکم خدا را تغییر بدهد که نتیجه آن گرانی است.

وقتی فکر آخرت باشید و به هم رسیدگی کنید، خدا هم به فکر شما هست و کارتان را درست می کنید. شما فکر می کنید این مشکلات را بنده یا شما می توانیم رفع کنیم؟ خیر چنین نیست رفع تمام این مشکلات فقط توسط خدا و آقا امام زمان(عج) به اذن خدا صورت می گیرد.

در قرآن کلمه قیامت معمولا یوم آمده است، یعنی یک روز. اما این یک روز ممکن است یک روز و یا هزاران سال باشد و خداوند می گوید این یک روز از همه جهات روز سنگینی است. پس به هم رحم کنید و آخرت محور باشید و بدانید این روز سنگین را در پیش رو دارید، همه فکر شما در دنیا نباشد به فکر این روز هم باشید. این مجالس و صحبت ها را به عنوان یک پیش گفتار بدانید و روی آن بعد فکر کنید.

اعمال نیک منجی نجات انسان در آخرت

می گویند فردی در روز قیامت از قبرش بیرون آمد و دید اطرافش تاریک و شلوغ و آتش و منظره عجیب و هولناکی بود به حدی که خیلی ترسید و هول کرد. در این لحظه ناگهان یک جوان زیبا را دید که کنار او هست و به وی سلام کرد و گفت: نترس! وضعیت تو خوب است و بیا با من حرکت کن.

آن طرف آتش بود و عده ای به جهنم می افتادند و این فرد هم با این جوان زیبارو در امنیت و دور از هول و وحشت از این مسیر عبور کرد تا اینکه به حسابرسی نزد خدا رسیدند و خداوند سبحان گفت این مشکلی ندارد و او را به بهشت ببرید. وقتی که به سمت بهشت رفت، این فرد دست این جوان را گرفت و خیلی از او تشکر کرد و آن جوان گفت: من همان سروری هستم که شما در دنیا در دل مومنین ایجاد کردید و امروز خدا من را به صورت انسانی در آورد تا در اینجا شما را مسرور کنم.

سرور مومنین در آخرت بعد از زجرهای در دنیا

ولی از آن طرف بشارت بدهم که در روایات آمده است که مومنین بعد از زجرها و مشکلات در دنیا در آخرت خیلی خوشحال و مسرور هستند. حتی قبل از فوت هم مومنین این شادی را کسب می کنند و گاهی یک روز یا یک هفته و برخی بیشتر قبل از فوت متوجه مرگ خود می شوند و این شادی و سرور را کسب می کنند و به آنها می گویند وضع شما در آخرت خوب است. حتی در این روزهای قبل از مرگ ملائکه را هم می بینند و در لحظه قبض روح و مرگ ائمه معصومین(ع) را هم خواهند دید.

توصیه به زوار حسینی کربلای امام حسین(ع)

بعضی از آقایان در کربلا تشریف می آورند و می گویند که ما برای اولین بار به زیارت امام حسین(ع) می رویم و شما چه توصیه ای دارید؟ من به بعضی از آنها، نه به همه، توصیه ام این است که اگر به حرم آقا امام حسین(ع) مشرف شدید، وقتی شما به آقا سلام می کنید، بدانید که آقا هم جواب سلام شما را می دهد. حالا گوش شنوا می خواهد.

بعد بگویید آقا من از راه طولانی و با آرزویی خدمت شما رسیده ام. گاهی برخی یک سال یا دو سال یا مدتها معطل شده اند تا این سفر زیارتی نصیب آنها شده است. به هر صورت اکنون خدمت حضرت رسیده اند و هر دیدی، بازدیدی دارد، به حضرت بگویید: امروز که من به دیدن شما آمدم، شما هم در لحظه ای که من از دنیا به سوی آخرت می روم و لحظات مرگ من است در آن لحظه شما به دیدن من بیایید. این لحظه لحظات بسیار سختی است که باید همه دار و ندار خویش را گذاشت و رفت. پس از حضرت بخواهید در این لحظه سخت، بتوانم چهره نورانی شما را ببینم و محضرتان سلام کنم.

 این مهمترین خواسته و درخواست شما در زیارت آقا امام حسین(ع) باشد. بقیع حاجات به خاطر مسائل دنیوی و پولدار شدن و امثال آن هیچ و پوچ است، ولی سوال اول و خواسته و حرف اول شما این باشد.

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

توصیه آیت الله مدرسی به زائرین حسینی و زوار امام حسین ع کربلا

https://www.instagram.com/soltanahmadi_ir

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme