خانه / تفسیر سوره انسان آیت الله مدرسی / قرآن ستیزان و صبر علما/چگونگی استفاده از قرآن/تهدید آیت الله مدرسی۱۱

قرآن ستیزان و صبر علما/چگونگی استفاده از قرآن/تهدید آیت الله مدرسی۱۱

قرآن

آیت الله العظمی مدرسی در یازدهمین جلسه تفسیر سوره انسان به مناسبت آیه ۲۳ این سوره به علت نزول تدریجی و تببین چگونگی استفاده و اهداف قرآن پرداختند و مهمترین مشکل بشر را بیان کردند. همچنین به ویژگی علمای ربانی،لزوم رساندن قرآن به مردم و مشکلات آن، صبر علما در برابر قرآن ستیزان اشاره نمودند و ماجرای فشارهای آمریکا به ایشان در صدور فتوا جهت حمله آمریکا به عراق اشاره کردند.

بسم رب المهدی(عج)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی سیرجانی( سلطان احمدی دات آی آر)؛ یازدهمین جلسه تفسیر و تدبر در قرآن آیت الله العظمی «سید محمدتقی مدرسی» (دام ظله) مفسر تفسیر هجده جلدی “هدایت” بامداد امروز جمعه ۲۷ اردیبهشت ماه  ۱۳۹۸ برابر با یازدهم ماه مبارک رمضان در دفتر تهران ایشان با محوریت تفسیر آیات ۲۳ سوره  انسان برگزار شد.

            در این آیه خداوند می فرماید:

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلًا ﴿۲۳﴾

به راستی ما قرآن را به تدریج بر تو نازل کردیم.

موضوعات مهم بیانات معظم له در این جلسه عبارتند از:  قدرتی برای کسب علم / چیستی حکمت و اهداف آن / مهمترین مشکل بشر و سرگردانی او/ نداشتن و دوری از هدف در زندگی / چگونگی استفاده از قرآن و اهداف آن/ توصیه قرآنی به رجوع به علما و بیان ویژگی های علمای ربانی / لزوم رساندن قرآن به مردم و مشکلات و دشمنان آن / لزوم صبر علما در مواجه با صف آرایی بر علیه قرآن / نقل حکایاتی از صبر علما در برابر دشمنان اسلام / راهکار میرازی شیرازی در تحریم تنباکو/ فشارهای آمریکا به آیت الله العظمی مدرسی برای فتوا دادن / علت شهادت آیت الله العظمی صدر

اینک در ادامه مشروح بیانات معظم له در این جلسه تقدیم شما معارف جویان عزیز می شود، امید که از این طریق شما نیز مهمان این جلسات نورانی و بهره مند از محضر مرجعیت شوید.

آیت الله مدرسی-سید محمد تقی مدرسی-تفسیر-تدبر-سوره-انسان-استفاده از قرآن-علمای ربانی-تهدید-فشار-فتوا-مشروطه-اهداف قرآن

مشروح بیانات آیت الله العظمی مدرسی در این جلسه به شرح زیر است:

سر رشته علوم و معارف بشر

معارف و علوم بشر رشته های مختلفی دارد ولی سررشته آنها به یک سری از اصول عقلی، وجدانی و فطری منتهی می شود که هر چه آن سر رشته ها در ذهن انسان واضح تر باشد  و تبلور بیشتری پیدا کند، آن معارف و علوم آسان تر می شود.

قدرتی برای کسب علم

قرآن مجید چند هدف دارد. یکی از اهداف آن همین است، یعنی بشر یک عقلی خدا به او داده و همچنین فطرت و وجدانی به او داده است، که این عقل، فطرت و وجدان به اضافه توفیقات و الطاف الهی، قدرت او را برای کسب معارف چند برابر نموده و مضاعف می کند. از این جهت باید توجه داشته باشیم که اگر این قدرت ضعیف شود، ممکن است کسی معرفت و علمی را دریافت کند، اما  این علم او آن شفافیت را ندارد. این را ما حکمت می گویید که خداوند می فرماید: « یُؤْتِی الْحِکْمَهَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً». (آیه ۲۶۹ سوره بقره: (خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) مى دهد; و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانى داده شده است.)

چیستی حکمت و اهداف آن / علم نوری از سوی خدا

حالا این حکمت چیست؟ حکمت سررشته تمام معارف و تمام علوم است، که اگر او چیزی بیش از قبل در ذهن انسان تبلور پیدا کند، حکمت می شود. که در روایات آمده است: « اِنَّ الْمُؤْمِنَ یَنْظُرُ بِنُورِ الله»؛ ( بحارالانوار، جلد ۶۴، صفحه ۷۴، حدیث ۲٫ :امام صادق(ع) فرمودند: مؤمن با نور خداوند مى‌نگرد و حقایق را مى‌بیند.) ودر روایتی دیگر آمده که علم نور است: «الْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء»؛ (مصباح الشریعه، ص ۱۶: امام صادق(ع) فرمودند: علم، نوری است که خدا آن را در دل هرکس می خواهد می اندازد.

علت پیشرفت علمی اصحاب پیامبر(ص) تا مرز نبوت

همچنین امام صادق(ع) در رابطه با اصحاب پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اصحاب پیامبر(ص) این قدر در فقه و علم پیشرفت کردند که به مرز نبوت رسیدند. سلمان، ابوذر، مقداد به علم بلایا و منایا رسید و از دیگر علوم هم بهره بردند. و علت آن به خاطر حکمت آنها بود که خدا هم به آن تاکید دارد و این یک هدف حکمت است.

هدف دوم حکمت این است که از این علمی که تحصیل می شود، هدف را مشخص می کند. پس حکمت هدف علم را مشخص می کند. گاهی انسان معلومات زیادی دارد اما از این معلومات هدفی برای زندگی اش مشخص نکرده است. در زندگی هدف او در « اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ» نیست.

مهمترین مشکل بشر امروز سردرگمی در هدف

مشکلی که الان در دنیا بشر گریبان گیر است، این است که بشر ابزار را خوب تهیه می کند، وسایل را خوب تهیه می کند، ولی سردرگم هدف است. فرضاً خودروی آخرین مدل را دارد و در یک جاده و مسیر خوب و هموار هم حرکت می کند، اما این راننده نمی داند کجا می خواهد برود و هدفی ندارد!

و بشر این قدر در این نقطه بی هدف بودن سردرگم است که فلاسفه اروپا امریکا و حتی فلاسفه شرق در این باره درمانده اند و نتوانستند توجیه کنند که چرا باید پایبند ارزش ها باشیم؟ چرا باید دنبال عدالت و حقوق بشر باشیم؟ اصلا چه فرق می کند. اگر علم است اما آنها به این نکته نرسیدند و متاسفانه به عقل هم عقیده ندارند و نمی دانند عقل چیست؟

از طرفی وجدان و فطرت آنها و از طرفی خود مردم می گویند: چرا نباید عدالت باشد و این بمب های اتم برای چیست؟  و از طرف دیگر وقتی به شیوه بحث و روش استفاده از معلومات، مراجعه می کنند به نتیجه می رسند!

تاکید قرآن به هدفدار و هدفمند بودن بشر

یا می خواهند مثلا پول زیادی کسب کند، یا اینکه می گویند می خواهیم کشورمان بهتر شود، خوب حالا سوال می شود برای چه هدفی و چرا؟ این نکته را بیان می کند و به ما هدف می گوید که شما باید هدفدار و هدفمند باشید.

چگونه از قرآن استفاده کنیم و اهداف استفاده از آن چیست؟

خداوند در آیه ۲۳ سوره انسان بیان می فرماید: « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلًا»؛ (آیه ۲۳ سوره انسان: ) دراین آیه رابطه با قرآن بیان شده است و سوالی که برای ما مطرح می شود این است که ما چگونه با قرآن انس بگیریم؟ و چگونه از آن استفاده کنیم؟ این کتاب آسمانی چه در سطح جهان و چه در سطح سیاستمداران، اقتصاد دانان و هر سطحی باید چگونه تجلی کند و مورد استفاده قرار گیرد؟ ما از قرآن خوب حرف می زنیم و آن را می خوانیم، اما نمی دانیم باید چکار کنیم؟

چند آیه یاداشت کردم که این آیات درباره چگونه استفاه کردن از قرآن مجید است.

**هدف اول استفاده از قرآن:

*تاکید قرآن به تدبر در آن و پاک کردن دلها برای فهم آن

خداوند در سوره محمد(ص) می فرماید: « أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا »؛ (آیه ۲۴ سوره محمد(ص): آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!) در این آیه خداوند می فرماید مردم چرا تدبر در قرآن نمی کنند؟ دلیل آن چیست؟ بعد در ادامه پاسخ می دهد: « أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا »؛چون دل های این ها قفل دارد، بسته است و مهر و موم شده است.

گام نخست به سوی قرآن این است که دلهای خود را پاک کرده و جلا دهیم. دل مثل یک آینه می ماند، اما آینه ای که کثیف شده باشد و آلودگی در آن این قدر زیاد است که هر چه را جلوی آن بگذارید، نمی توانید چیزی ببینید و چیزی نشان نمی دهد.

چرایی عدم تدبر در قرآن

اول: قفل و زنجیر دل ها

حالا این قفل و زنجیرهای دل ما چیست؟ این قفل و زنجیرها چند نوع است که یکی این است که خود ما نمی خواهیم از قرآن استفاده کنیم. یعنی ما پای درس و آیه های آن می نشینیم، اما برای ما سخت است که بدانیم این آیات چه می گوید! چون می ترسیم که اگر دقت کنیم ببینیم یک موقع این آیات یک مسئولیتی را برای ما ایجاد کنند و ما باید آن را تحمل کنیم.

انسان ممکن است یک کتاب رُمان ۳۰۰ یا ۴۰۰ صفحه را اول شب شروع کند و آخر شب هم تمام کند! اما اگر بخواهد یک سوره از این کتاب آسمانی را در آن تدبر کند برای او مشکل است!

توصیه به تدبر روزانه پنج دقیقه در یک آیه

پارسال عرض کردم  که شما در هر روز ۵ دقیقه در یک آیه تدبر کنید. نمی دانم کسانی که سخنان ما را شنیدند، چقدر عمل کردند؟ و به چه نتیجه ای رسیدند؟ در فوتبال می نشینید حتی یک ساعت و نیم و روی تیم های فوتبال تفکر می کنید، اما اگر بخواهید ۵ دقیقه در یک آیه تدبر کنید برای شما سخت است و این کار قهرمان می خواهد که در آیات تدبر کند. چون دل من دنبال این تدبر در قرآن نیست! گاهی یک آیه، یک تحول عظیم در انسان ایجاد می کند و از این رو به آن رو می شود.

دوم: تطبیق ذهنیت های خودمان به قرآن به جای برداشت از آن

قفل دوم اینکه ما می خواهیم به سمت قرآن برویم و قرآن هم یک رود پاک و تمیزی است. حالا من سمت این رود و قرآن می روم، اما یک مقدار آب آلوده هم با خود می برم و وقتی لب این رود پاک و تمیز هستم، از آب آلوده خودم می خورم! مثلا یک کسی در یک چلوکبابی بسیار خوب هست و کباب هم برای او آورده اند، اما او یک دفعه ساندویچی که در کیفش داشته را بر می دارد و می خورد.

اشتباه ما در اینجا این است که ما می خواهیم ذهنیت هایی که در ذهن خود داریم را بر قرآن تطبیق بدهیم و نمی خواهیم از قرآن چیزی برداشت کنیم! غالب کسانی که منحرف شدند به این دلیل بوده است، این افراد با رجوع به قرآن به جای اینکه از آن استفاده کننند، در آن می گردند و یک آیه متشابه را پیدا می کنند و سعی دارند که از این آیه متشابه برای تایید تئوری های ذهنی خود استفاده کنند. خداوند هم می فرماید: « فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ». (آیه ۷ سوره آل عمران: امّا آنها که در دلشان میل به باطل است، به سبب فتنه‌جویى و میل به تأویل از متشابهات پیروى مى‌کنند، در حالى که تأویل آن را جز خداى نمى‌داند.)

مشکل بشر این است که او نمی رود ببینید قرآن چه می گوید!  بلکه او می رود در قرآن چیزی را پیدا کند که حرف خود را به آن آیه مطرح کند. در روایات داریم که این افراد قرآن می خوانند، اما قرآن آنها را لعنت می کند!

*قرآن کامل تر از آیین های قبل / لزوم فهمیدن و درک آیات

خداوند در سوره مومنون می فرماید: «أَفَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ یَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ»؛ (آیه ۶۸ سوره مومنون: آیا در این سخن نمى‌اندیشند یا براى آنها چیزى نازل شده که براى نیاکانشان نازل نشده بود؟) از این آیه هدف دوم استفاده از قرآن مشخص شده است.

تدبر یعنی تأمل، کلمه از دبر یعنی آخر گرفته شده است، که آخرش چه هست و منتهی الیه این کجاست؟ برخی کسانی که قرآن را می خوانند، در گذشته دین دیگری داشتند، و مسائل اساسی که در قرآن هست، همان حرفهایی است که در دین گذشته آنها بوده و هنوز خمیرمایه وحی در دین آنها است، حالا چطور آن حرف ها را از دین خودشان گرفتند ولی الان از قرآن قبول نمی کنند!

وقتی قرآن می خوانید باید خلاصه این آیات را درک کنید و بفهمید که قرآن نتیجتا چه می خواهد بگوید.

منظور از مبارک و با برکت بودن قرآن / کسب علم و متذکر شدن بشر

خداوند در سوره ای دیگر می فرماید: « کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»؛ (آیه ۲۹ سوره صاد: این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!) در اینجا خدا می فرماید این قرآن مبارک است، یعنی برکت دارد. منظور از این مبارکی و برکت قرآن این است که اگر  شما یک آیه را ۷۰ سال بخوانید و با این که تکراری است اما اگر در همین آیه تکراری دقت کنید می بینید درهر دفعه که این آیه را می خوانید، یک علم جدید کسب می کنید.

ومعنی دیگر مبارک این است که این آیه به شما یک اصل و اصولی را بیان می کند، که شما با این اصل و اصول، بقیه علوم را هم از همین آیه کسب می کنید.

خدا می فرماید: « لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»؛  در اینجا قرآن دو هدف را بیان می کند. ابتدا علم ما را زیاد می کند، اینکه در قرآن حکایات پیامبران و امت ها را بیان کرده باعث می شود که علم ما زیاد شود. و هدف دوم نیز در این آیه تذکر پیدا کردن بشر است. علمی که فقط در دهان است و به دل ننشسته به درد نمی خورد، بنابراین علم و تذکر در کنار هم آمده است.

توصیه قرآن به رجوع به علما / ویژگی علمای مورد تاکید قرآن

خداوند سبحان مردم را  نسبت به علما امر می کند که مردم به علما رجوع کنند و می فرماید: « فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛ (آیه ۴۳ سوره نحل: پس اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید.) در اینجا قرآن مردم را به اهل ذکر ارجاع می دهد اما این اهل ذکر چه کسانی هستند؟ به چه عالمی می توانیم مراجعه کنیم؟

قرآن به مردم فرموده که دنبال اهل ذکر بروید آن هم نه هر عالمی، بلکه عالم ربانی که خودش متذکر شده است. هر عالمی گفت من چه هستم و چه کردم، شما نباید پای حرف و منبر و کتاب او بنشینید! بلکه کسی را پیدا کنید که وقتی نزد او می نشینید، همین دیدن جمال او و نورانیت او باعث شود که شما را به خدا نزدیک کند.

یک وقتی سفیر انگلستان اصرار می کرد و می خواست شیخ انصاری که فقها او را شیخ اعظم می دانستند را ملاقات کند!  شیخ نیز گفت بود: من کاری با او ندارم و اصلا می خواهد بیاید چکار؟  بعد از اصرار سفیر که قصد ملاقات با شیخ را داشت و شیخ هم نپذیرفت به سفیر گفتند شیخ جهت رفتن به درس و حرم از فلان مسیر عبور می کند، و تو می توانی در این مسیر شیخ را ببینی. سفیر هم در این مسیر عبور شیخ رفت و بالاخره توانست او را ببیند، فقط همین که نگاه سفیر به شیخ انصاری افتاد، گفت: سیمای او عینا شبیه عیسی بن مریم است، با اینکه سفیر حضرت عیسی(ع) را ندیده بود، نورانیت شیخ را چنین توصیف کرد.

بنابراین باید نزد عالم ربانی بروید، چنین علمایی یک زندگی ساده و خاکی دارند، به نحوی که سیره و سبک زندگی آنها همه اش خدایی است و ما را یاد خدا می اندازد و با وجود داشتن این همه علم و مرید و محبوبیت بین مردم او همچنان زندگی ساده ای دارد و دنیا برای او اصلا ارزش ندارد، و قرآن می فرماید شما نزد چنین عالمی بروید، که علم شما زیاد شود و زاهد شوید. پس چنین عالمی باید هم اهل علم و هم اهل ذکر باشد که وقتی از آیات قرآن استفاده می کنیم باید به حالت تذکر برسیم.

*دقت در آیات و سنجیدن آن ها با یکدیگر

خداوند می فرماید: « أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»؛ (آیه ۸۲ سوره نساء: آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟) باید در قرآن دقت کنید، پس وقتی در قرآن دقت کردید و این آیات را با هم بسنجید. این آیه آن آیه را با هم تصدیق می کند. عجیب است گاهی وقت ها بنده مقداری خدمت قرآن بوده ام، گاهی تفسیر یک کلمه را پیدا نکرده ام. مثلا کلمه ای در سوره بقره است و تصدیقش در جزءهای آخر قرآن آمده است و قرآن خیلی دقیق است.

علت نزول تدریجی قرآن

برمیگردیم به تدبر در آیه ۲۳ سوره انسان که خداوند فرمود: « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلًا »؛ ان حرف تاکید است و انا حرف تاکید متکلم مع الغیر است و نحن اضافه شده که تاکید سوم است. می فرماید ما قرآن را نه یک باره بلکه تدریجی حدود ۲۳ سال نازل شده است، چون هدف این نبوده که فقط آن را بخوانند، بلکه می خواستند که مردم متذکر شوند . البته یک بار هم قرآن دفعی نازش شده است.

لزوم رساندن قرآن به دیگران و مشکلات این راه

بعد وقتی ما قرآن را گرفتیم، یعنی یک نعمت بزرگ نصیب ما شد و با قرآن فهمیدیم که نجات بشر در چیست؟ اشتباهات مردم چه بوده است؟ پرتگاه ها کجاست؟ و با دانستن آن، مسئولیت پیدا کردیم که این قرآن را اولاً به دیگران برسانیم و دوماً سعی کنیم مردم را به عمل به قرآن دعوت کنیم. حالا وقتی به اینجا رسیدیم، تازه اول مشکل ما شروع شده و چند مشکل داریم.

اولین مشکلی که در رساندن قرآن به مردم داریم، مشکل با تبهکاران است. تبهکاران پایبند به دین نیستند و دنبال شهوت خود هستند و قرآن را مزاحم کار خود می بینند، پس جلوی آن می ایستند و شروع به شبهه افکنی می کنند.

مثلا می گویند اصلا نماز صبح هیچ جای قرآن نیامده است، یا اینکه در کجای قرآن به حجاب امر شده است! این افراد چنین شبهاتی را ایجاد می کنند در صورتی که نه اصلا قرآن را خوانده اند و نه اینکه ادبیات عرب را بلد هستند. و با این افکار ضد قرآن و ضد اخلاق در جامعه صف آرایی می کنند.

این ها چند گروه هستند که در مقابل قرآن صف آرایی می کنند که اولین گروه همین تبهکاران هستند که از همه مستضعف ترند، چون دنبال شهوات خود هستند و قرآن راه شهوات آنها را بسته پس بر علیه قرآن صف آرایی می کنند. گروه دیگر کسانی هستند که خطوط سیاسی دارند و این ها نیز در مقابل قرآن و اهل بیت(ع) و مومنین صف آرایی و جنگ می کنند.

لزوم صبر مراجع تقلید و علما در برابر صف آرایی بر علیه قرآن

و این مشکل بزرگ در ترویج قرآن است و اینجاست کسی که حامل قرآن است، یا وعاظ و مراجع تقلید و علما باید در مقابل چنین گروه هایی صبر کنند و دقت کنند که در برابر یک موجی قرار دارند. حتی خداوند در همین سوره انسان در این باره می فرماید: « فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ کَفُورًا»؛ (آیه ۲۴  سوره انسان: در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاسى اطاعت مکن.)

در اینجا به این مناسبت چند حکایت از صبر علما در این باره را نقل می کنم.

دسیسه انگلیس بعد از شکست در تحریم تنباکو و نقشه میرازی شیرازی

علما یک سری سلسله داشتند که تاریخ را بازگو می کردند. مرحوم والد ما آیت الله سید محمد کاظم مدرسی(ره) که از عرفا و فقها بود برای ما نقل کرد؛ گفتند:

 

 

ماجرای شهادت آیت الله العظمی سید محمد باقر صدر توسط صدام

 

 

فشارهای آمریکایی ها به آیت الله العظمی مدرسی برای فتوای حمله آمریکا به عراق

 

 

 

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

 

https://instagram.fgyd4-2.fna.fbcdn.net/vp/f9382f97fdfe52a66c24dc72a3180ea8/5D6E9815/t51.2885-15/e35/59267599_400532007200443_47872889884448208_n.jpg?_nc_ht=instagram.fgyd4-2.fna.fbcdn.net

صفحه اینستاگرام

https://www.instagram.com/soltanahmadi_ir

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme
error: Content is protected !!