آیت الله العظمی سید محمد تقی مدرسی چنین مرقوم داشتند: روز هشتم ربیع الاول مصادف با یادبود شهادت امام حسن عسکری(ع) است، یازدهمین ستاره ای که در شهر سامراء توسط خلفای عباسی با زهر سم به شهادت رسید. ناگزیرم اعتراف کنم که ما درباره زندگی ائمه(ع) بعد از امام رضا(ع) با کمبود منابه و مآخذ روبرو هستیم.

بسم رب المهدی(عج)

به گزارش پایگاه اینترنتی دست نوشته های معارفی امیرمحسن سلطان احمدی (سلطان احمدی دات آی آر): در دیداری که شهریور ماه با مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله سید محمد تقی مدرسی از مراجع معظم کربلای معلی داشتم، معظم له مجموعه ای از کتاب های هدایتگران راه نور به همراه مجموعه شش جلدی تفسیر قرآن از تالیفات خود را به حقیر اهدا نمودم. که امشب در شب شهادت امام حسن عسکری(ع) توفیق شد بخشی از کتاب هدایتگران راه نور جلد مربوط به زندگی امام حسن عسکری(ع) تالیف معظم را مطالعه نمودم که بخش شهادت حضرت عسکری(ع) را  از این کتاب تقدیم شما معارف جویان عزیز می نمایم.

امام عسکری-آیت الله مدرسی-سید محمد تقی مدرسی-هدایتگر راه نور-سلطان احمدی-شهادت

نوشتار آیت الله مدرسی در این کتاب درباره شهادت امام عسکری(ع) به شرح زیر است:

سالگرد و شهادت ائمه(ع) بهانه ای جهت شناخت آن بزرگواران

وقتی سالگرد شهادت و یا ولادت یکی از ائمه هدی(ع) فرا می رسد، ما را به عمق شکافی که میان زندگی ما و حیاتی که وحی نوید آن را داده و در سیره پیغمبر(ص) و خاندان بزرگوارش تجلی یافته است، متوجه می سازد.

مصیبت بزرگتر در این نهفته که بسیاری از ما از زندگی ادمه(ع) آگاهی چندانی نداریم، با این وصف آیا پیروی از آنان و پیشه کردن سیره و شیوه آنان در زندگی برای ما امکان پذیر است؟

هشت ربیع الاول روز غمبار شهادت امام عسکری(ع)

روز هشتم ربیع الاول مصادف با یادبود شهادت امام حسن عسکری(ع) است، یازدهمین ستاره ای که در شهر سامراء توسط خلفای عباسی با زهر سم به شهادت رسید. ناگزیرم اعتراف کنم که ما درباره زندگی ائمه(ع) بعد از امام رضا(ع) با کمبود منابه و مآخذ روبرو هستیم.

روز هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری قمری، روز درد آلودی در شهر سامراء بود. خبر شهادت امام عسکری(ع) در عنفوان شباب همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شدند و مردم شتابان و گریان به سوی خانه امام رفتند.

مورخان این روز غمبار را به روز قیامت تشبیه کرده اند، جرا که چون توده های محرومی که مهر و محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام همیشه در خود نهان می داشتند، آن روز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند.

آن که اهل بیت نبوت(ع) در راه تحکیم شالوده های دین و نشر ارزشهای توحید چه رنجها که متحمل نشدند. چه خونها که از آنان نریختند و چه حرمتها که ندریدند و حقوق و قرابت آنان را به رسول خدا(ص) رعایت نکردند.

عمر کوتاه امام و آزار واذیت های فراوان حاکمان جبار

براستی محبت اولیای خدا در طول اعصار چه بی شمار بوده و پاداش آنان در پیشگاه پروردگار چه بزرگ است. این امام بزرگواری که اینک از دنیای آنان رخت بر می بندد در حالی که هنوز از عمر مبارکش ۲۸ سال نگذشته، با انواع محنتها دست و پنجه نرم کرده است.

ایمان آوردن زندانبان امام به حضرت

از عهد متوکل ستمکار و فرومایه که دشمنی علیه اهل بیت رسالت را سرلوحه کار خویش قرار داد و مزار ابی عبدالله الحسین(ع) را ویران کرد تا دوران مستعین که به خاطر کینه ورزیدن به خاندان پیامبر(ص) آن حضرت را نزد یکی از سر سخت ترین مردانش زندانی کرد.

این مرد سر سخت اوتاش نام داشت که بعدا پس از دیدن پاره ای از کرامتهای امام عسکری(ع) به امامت آن حضرت ایمان آورد. همین خلیفه در دوران خویش نزدیک بود امام را بکشد اما خداوند او را فرصت نداد و وی از خلافت بر کنار شد.

همچنین معتز در روزگار خویش می کوشید امام را دربند کند لیکن آن حضرت به درگاه خداوند تضرع کرد تا آنکه معتز نیز از دنیا رفت.

حتی در روزگار مهتدی، امام از آزار وی در امان نبود؛ او می کوشید امام را در تنگنا قرار دهد تا آنجا که زندانی اش کرد و قصد کشتن را نمود، لیکن امام به یکی از اصحابش به نام ابوهاشم اطلاع داد که ابوهاشم این مرد ستمگر قصد کرده مرا امشب بکشد اما خداوند عمر او را کوتاه گرداند. مرا فرزندی نیست و خداوند به زودی مرا فرزندی عطا خواهد فرمود.

دلایل به شهادت رساندن امام با زهر

بالاخره آنکه آن حضرت در دوره معتمد همواره تحت آزار و اذیت قرار داشت تا آنکه به دست وی به زندان افتاد. آری امام عسکری(ع) بیشتر مدت رهبری خویش را در دشواری و سختی گذراند و اکنون زمان وفات آن حضرت رسیده است، و زهر یکی از مشهورترین ابزارهای ترور در نزد زمامداران آن عهد بوده و ترس آنان نسبت به وجود رهبران محبوبی مثل امام، آنها را وامی داشته که با اتخاذ این روش ایشان را از سر راه بردارند.

دلیل دیگر ما بر اتخاذ این شیوه از سوی خلیفه، طرز برخورد آنان با امام به هنگام بیماری اش می باشد. خلیفه به پنج تن از افراد مورد وثوق خویش گفته بود که در طول مدت بیماری حضرت همواره با او باشید. وی همچنین عده ای پزشک به خاطر آن که حضرت طلبیده بود تا وی را شبانه روز همراه باشند….

دو علت می توان برای چنین رفتار شگفت آوری پیدا کرد: نخست برائت جستن از مسئولیت ترور امام در برابر توده ها بر حسب ضرب المثلی که در میان سیاستمداران معروف است که او را بکش و زیر جنازه اش گریه کن. و دوم اینکه همه مردم و به ویژه زمامداران می دانستند که اهل بیت(ع) همواره از احترام بسیار توده های مردم برخوردارند وشیعه بر این باور است که امامت در میان آنان یکی پس از دیگری منتقل می شود.

شهادت حضرت و توطئه ها برای شناخت جانشین امام عسکری(ع)

و اینک این امام عسکری(ع) است که می خواهد از دنیا رخت بربندد. بنابراین باید حتما او را جانشینی باشد اما این جانشین چه کسی است؟ خلفای عباسی پیوسته می کوشیدند به هنگام شهادت یکی از ائمه اطهار(ع) پی ببرند که جانشین او کیست؟ به همین علت ائمه(ع) نیز به هنگام احساس خطر بر جانشین خود او را پنهان می کردند تا وقتی که خطر از بین برود.

از دیگر سو احادیثی که درباره حضرت مهدی(عج) وارد شده، از خاور تا باختر را فرا گرفته است و دانشمندان می دانند که مهدی دوازدهمین جانشین است و اگر بگوییم که زمامداران عباسی چیزی از این احادیث نمی دانستند، نا معقول می نماید. از همین روست که می بینیم آنان پیوسته و با هر وسیله ای می کوشند تا نور الهی را فرو نشانند اما هیهات….

به این دلیل است که معتمد عباسی، به هنگام شدت گرفتن بیماری امام عسکری(ع) تدابیری استثنایی می اندیشد. پس از آنکه امام چشم از جهان فرو می بندد، معتمد دستور می دهد خانه او را بازرسی کنند و کنیزانش را زیر نظر بگیرند، اما او نمی دانست خداوند خود رساننده فرمان و کار خویش است و امام منتظر بیشتر از پنج سال است که به دنیا آمده و از دید جاسوسان مخفی شده اس و برگزیدگان شیعه حتی با وی بیعت هم کرده اند.

بدین گونه امام عسکری(ع) در چنین شرایطی به واسطه زهر معتمد به شهادت رسید.

پس از شهادت و غسل و تکفین آن حضرت، ابو عیسی بن متوکل از جانب حکومت و به نیابت از خلیفه بر آن حضرت نماز گزارد و پس از فراغت از نماز، صورت امام را نمایان ساخت و آن را به ویژه به هاشمیها و علویها و مسئولان بند مرتبه و قاضیان و پزشکان نشان داد و گفت: این حسن پسر علی پسر محمد پسر رضا است که به مرگ طبیعی در بستر خویش مرده است و به هنگام رحلتش فلانی و فلانی از خادمان و محرومان امیرالمومنین(ع) و فلانی و فلانی از قاضیان و فلانی و فلانی از پزشکان بر بالین او حضور داشته اند، آنگاه چهره مبارک آن حضرت را پوشاند.

بدینسان امام عسکری(ع) رحلت کرد و از پس خویش راهی درخشان بر جای نهاد تا نسلها از روشنی آن هدایت گردند. آن حضرت را در همان اقامتگاه شریفش در شهر سامراء در کنار مزار پدر بزرگوارش به خاک سپردند که تا امروز نیز زیارتگاه مسلمانان است.

درود خدا بر او باد روزی که زاده شد و روزی که به شهادت رسید و روزی که زنده بر انگیخته خواهد شد و درود خدا بر هواخواهان و پیروان او تا روز رستاخیز.

پدیدآورنده:

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

www.soltanahmadi.ir

پی دی افپرینت