خانه / *درس اخلاق / سه راه تقرب به خدا در بیان آیت الله جاودان

سه راه تقرب به خدا در بیان آیت الله جاودان

راه تقرب به خدا راه های مختلفی دارد که حضرت آیت الله جاودان شب گذشته در جلسه هفتگی خود به استناد روایات به شرح سه راه تقرب به خدا پرداختند که در ادامه بیانات معظم له می آید.

بسم الله الرحمان الرحیم

چهارشنبه های حسینیه نورانی و اسرار آمیز مرحوم آیت الله شیخ مرتضی زاهد، محل اجتماع نورانی مشتقاقان به تهذیب نفس و علاقمندان به معارف اسلامی است که پیر و جوان، طلبه و افراد عادی خود را به این مکان نورانی می رساند تا پای جلسه درس اخلاق نوه مرحوم شیخ مرتضی، عالم بزرگوار حضرت آیت الله شیخ محمد علی جاودان بنشینند.

قطعا تاثیری گذاری این جلسه و بیانات حضرت استاد برگرفته از این فضای نورانی و این مکان مقدس که بیش از صد سال سابقه دارد و این نکات اخلاقی از لسان عالمی بر زبان جاری و بر قلب مستمعین می نشیند که معظم له خودشان در گام نخست عالم به سخنانشان هستند و این دو ویژگی مهم و شاخص این جلسات است.

شب گذشته چهارشنبه ۱۶ اسفندماه ۱۳۹۶ نیز در این جلسه آیت الله جاودان در ادامه جلسه هفته قبل به شرح راه های تقرب به خدا و ثمرات اخلاق خوب پرداختند و به سه راه تقرب به خدا به استناد روایات اشاره نمودند که در ادامه گزیده یاداشت هایم از این جلسه را تقدیم شما معارف جویان عزیزی می نمایم که امکان شرکت در این جلسه را نداشید، امیدوارم که از این طریق شما عزیزان نیز از این جلسه بهره مند شود. و چنانچه اگر نکته ای از بیانات معظم له از قلم افتاده و یا اینکه حقیر آن را خوب نتوانستم بیان نمایم این قصور از ناحیه قلم حقیر است.

گزیده بیانات آیت الله جاودان در این جلسه به شرح زیر است:

راه های تقرب آیت الله جاودان درس اخلاق‬‎ تقرب جاودان

آیت الله جاودان در این جلسه فرمودند:

در نماز جماعت تا دیدید صفوف جلویی شما آماده نماز هستند سریع اقتدا کنید و نگذارید یک کلام هم از نماز جماعت را هم از دست ندهید و سریع اقتدا نمایید.

کسب درجات بهشتی با اخلاق خوب

انسان با اخلاق خوب به درجاتی می رسد که اصلا تصورش را هم نمی توانسته بکند. در مرتبه اول انسان با عمل خوب می تواند به درجاتی برسد که در مرتبه عمل بالاترین عمل شهادت است که بالاتر از شهادت عملی نداریم، اما اخلاق خوب بالاتر از این عمل است.

این اخلاق خوب راحت به دست نمی آید، انسان برای بدست آوردن آن باید زحمت بکشد و اگر این اخلاق خوب را تحصیل کرد به درجاتی می رسد و انسان را به جایی می برد که آنهایی که عمل خوب هم دارند آن جا در خاطرشان خطور هم نمی کند. پس اخلاق خوب کسب کردن زحمت دارد همانطور که بهشت را هم بدون زحمت به کسی نمی دهند.

مثال

مثلا یک خانم در خانه از طرف خانواده شوهرش اذیت می شود و برایش حرف درست می کنند و این خانم هم می تواند در مقابل این حرفها ۲ حرف یا ۱۰ حرف جواب بدهد و یا اینکه اصلا جواب آنها را ندهد، این جواب ندادن آن اخلاق خوب است که در آدم اخلاق خوب درست می کند. یا اینکه شوهر نسبت به خانمش بد اخلاقی می کند و یا برعکس اما اگر در مقابل این بداخلاقی صبر کرد آن اخلاق خوب بدست می آید.

یا اینکه مثلا پدر و مادر یا شوهر بر یک خانم حق دارد اما شوهرش نمی تواند به خاطر حق پدر و مادرش حق زن و بچه اش را زیر پا بگذارد که اگر گذاشت جایش جهنم است، یا برعکس به خاطر حقوق زن و فرزندش پدر و مادرش را فراموش کند و حقوق واجب آنها را زیر پا بگذارد. انسان باید این حقوق را مراعات کند  و هر جا نمی تواند یا نمی داند برود شرایطش را بپرسد تا بداند در این وضعیت وظیفه اش چیست؟

اولین راه تقرب به خدا با پرهیز از گناه

در بحث هفته قبل به چگونگی تقرب به خدا پرداختیم. در روایتی از امام صادق آمده که خداوند به حضرت موسی فرمود: بهترین وسیله تقرب به من ورع و ترک گناه است. اگر کسی ورع داشته باشد او را در بهشت های عدن جای می دهم.

در این روایت خدا به حضرت موسی که کلیم الله بودند می فرماید کسانی که می خواهند به من نزدیک شوند و تقرب بجویند هیچ کس کاری مانند پرهیز از گناه انجام نداده است. پس اولین راه تقرب به خدا پرهیز از گناه است.

ایجاد صفات رذیله با مدامت بر انجام گناه

چیزی بهتر از پرهیز گناه برای تقرب به خدا نیست، اما اگر از گناه پرهیز نکنیم و این گناهان تکرار بشود باعث ایجاد صفات بد در انسان می شود، و این صفات بد را انسان خود آن را برای خود می سازد و اگر با این اعمال بد انسان از دنیا برود جایگاه سختی در جهنم خواهد داشت.

یک نمونه از خوش اخلاقی

در قدیم خدمت یک آقای بزرگواری در مشهد می رسیدیم، این آقا برای مردم مشهد استخاره می کرد. ایشان از این تلفن های قدیمی آن زمان داشت که وقتی زنگ می خورد خودشان گوشی را بر میداشتند و بدون مقدم یک سلام علیک گرم می کردند، بعد هم که صحبت ادامه می یافت در پایان می گفتند چشم، مشخص بود که آن سوی تلفن فرد تماس گیرنده درخواست استخاره داشته و ایشان هم بعد از آن سلام علیک گرم یک چشم خوب هم می گفت و سپس قرآنی دم دست داشتند و با آن استخاره می کردند و بعد از آن جواب استخاره را می دادند.

شاید این آقا در تمام عمرش بیش از میلیون ها بار آن سلام گرم و با ادب را کرده باشند که این خوش برخوردی باعث شده برای وی یک باغستان در آخرت درست شده باشد و این سلام با این اخلاق خوب تکرار شده که در نتیجه همه این باغستان در اثر این اخلاق خوب بوده است، حالا هر چه در درجه بیشتری از بهشت بالا برود به خدا نزدیک تر می شود و تقرب بیشتری دارد. بنابراین انسان با پرهیز از گناه به درجه از تقرب می رسد که هیچ کس نمی تواند به آن درجه برسد، اصلا بدون پرهیز از گناه تقرب ممکن نیست.

فرق کسی که در گناه غرق شده با کسی که گاهی از او خطایی سر می زند

آدمی که در گناه غرق است اصلا تصور تقرب را ندارد، اصلا برایش ممکن نیست که تصور تقرب را داشته باشد چون او غرق در گناه است، اما کسی که مثلا گاهی گناهی از او سر می زند و سریع از این گناه ناراحت می شود و سریع آن را جبران می کند واز انجام این گناه ناراحت است و غصه می خورد، این فرد حسابش با آن کسی که در گناه غرق است فرق می کند، آن فرد که در گناه غرق است اصلا برای گناهی که مرتکب شده غصه نمی خورد و ناراحت هم نمی شود چون این فرد بی ایمان است اما آن فردی که سریع از گناه غصه می خورد و جبرانش می کند هنوز یک ذره ایمان دارد. پس اگر کسی ایمانی در دلش بود گناه برای او زهر مار است.

وقتی گناه لذت بخش زهر مار می شود

انسان در غلبه غرائز یک گناهی از او صادر می شود و به خاطر آن غریزه یک لذتی می برد اما همزمان با آن لذت این گناه بر او زهر مار می شود، این نشان می دهد که او هنوز یک ذره ایمان دارد. اما اگر خیلی راحت فردی بدون غصه و ناراحتی گناه می کند و اصلا دغدغه ای هم ندارد که چرا گناه کرده است این نشان می دهد که این فرد اصلا ایمان ندارد.

هدف اصلی خلقت / چگونگی کسب پر پرواز به آسمان

تقرب به خدا هدف اصلی خلقت است، الان که من و شما اینجا در گِل هستیم و همه را در گِل خلق کرده اند اما هدف خلقت این است که شما را برای آسمان خلق کرده اند، در اینجا به شما پر داده اند تا با آن پرواز کنید و به آسمان برسید و این هدف اصلی خلقت است. حتی اگر از از ۷ آسمان هم بالا بروید باز هم کم است، آدمی زاد این پر را برای پرواز به آسمان دارد و این کسب این پر برای پرواز با پرهیز از گناهان بدست می آید، اگر از گناهان پرهیز کنید این پرهای شما می روید و اگر بعد از پرهیز از گناه، واجبات را خوب انجام دهید این پرهای شما قوت هم میگیرد، با انجام واحبات است که فرد می تواند قوی پرواز کند.

فرصت پاک کردن گناه تا ۷ ساعت بعد از ارتکاب آن

در روایات دارد که تا ۷ ساعت گناه را نمی نویسند، اگر انسان در این فاصله آن گناه را درست و جبران کرد که نامه اعمالش پاک است و آن را نمی نویسند، اما اگر آن را پاک نکرد آن گناه را می نویسند، حالا اگر فردا آن را حل کرد و اصلاح نمود باز زودتر پاکش می کنند اما اگر این گناه ماند و فرد به فکر اصلاح و جبرانش نبود و تازه بعد از آن گناهی دیگر و گناهانی دیگر مرتکب شد و گناهان بعدی روی هم آمد آن وقت دیگر هیچ.

انجام واجبات دومین راه تقرب به خدا

بنابراین بعد از پرهیز از گناه، دومین راه تقرب به خدا انجام واجبات است که اگر این واجبات را هر چه دقیق تر انجام دهیم تقرب بیشتری خواهیم داشت، مثلا خمس یکی از واجبات است که اگر روزی که سر سال خمسی ما است فرا رسید و ما آن روز صبح زود سریع حساب خمسی خود را انجام داده و خمس آن را به مرجع تقلید ما بدهیم و نماز و روزه قضایی هم نداشته باشیم راه قرب به خدا به روی ما باز شده است.

انجام نافله، کارهای خوب سومین راه تقرب به خدا

در روایت نافله را هم به عنوان سومین راه تقرب بیان نموده اند و این نافله انجام دادن هر کار خوبی است که هزاران نوع کار خوب وجود دارد و کسی نیست آنها را جمع کند. بنابراین با انجام کارهای خوب نیز انسان به خدا نزدیک می شود و این آخرین وسیله تقرب است که فرد هیچ کار خوبی را از دست نمی دهد و آن را انجام می دهد.

هیچ کار خوبی را کوچک مشمارید

باز در روایات است که خداوند رضایت خود را در انجام کارهای خوب پنهان نموده است، و هیچ کار خوبی را کوچک مشمارید که شاید همین کار کوچک رضای خدا در آن باشد. حالا اگر من هیچ کار خوبی را کوچک نشمارم و کوشیدم آن را از دست ندهم و هر چه از توان من بر می آمد در انجام آن تلاش نمودم این کرا باعث می شود راه قرب خدا به سوی من باز شود.

هر چند خیلی آدمی می خواهد که چنین باشد در حالی که ما در وقتی همین واجبات را انجام می دهیم از خودمان راضی می شویم که این راضی شدن از خود کار درستی نیست، چون وقتی راضی شد دیگر دنبال بعدش نمی گردد و نباید از خود راضی شویم بلکه هر کار خوبی را دیدیم باید آن را هم انجام دهیم، شاید رضای خدا در آن کار خوب ولو کوچک باشد.

ثمره رسیدن به رضای خدا

حالا اگر به رضای خدا رسیدیم دیگر خدا ما را عذاب نمی کند و عاقبت بخیر می شویم و بر اعمالمان مهر عاقبت بخیری می خورد. و خدا چنین بنده ای را دوست دارد و در این مرحله خود خدا دست و گوش و زبان آن فرد می شود که اگر خدا را بخواند خدا هم جوابش را می دهد. دیگر ولایت اعضا و بدن او با خدا است، پس دیگر اشتباه نمی کند و دستش در ولایت الهی است و خدا بالای سر این دست ایستاده است. و یا اینکه زبانش هر حرفی را نمی زند و چشمش هر چیزی را نمی بیند و کاملا در ولایت الهی است و اگر کسی به این مقام برسد به بالاترین مقام انسانی رسیده و او به مقصد رسیده است.

توصیه ای از مرحوم آیت الله حق شناس

مرحوم حاج آقا حق شناس می فرمود: شاگرد در ابتدا برای همه چیزش استاد می خواهد و همه چیزش را باید به استاد عرضه کند که کارهایش درست است یا درست نیست، اگر بعد از این به دقت حرف استاد را عمل کند، الهام برای او به وجود می آید که  این الهام یقین را به همراه دارد اما باز هم به استاد احتیاج دارد و بعد از آن در مرحله سوم همه چیز او را الهام اداره می کند و دیگر تحت ولایت کامله الهی قرار می گیرد که همه جایش را مراقبت می کنند، مثلا اگر ده تا لقمه بر میدارد تا لقمه یازدهم را می خواهد بر دارد به او می گوید بس است.

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!