نجات از ظلمات و تاریکی ها در اتصال به نور حضرت زهرا (س) است که آیت الله میرباقری در ظهر روز شهادت حضرت زهرا (س) در حسینیه شیخ مرتضی زاهد ضمن تشریح انواع حجاب ها و موانع مسیر انسان به شرح حجاب های ظلمانی و تنها راه عبور از آن پرداخت.

بسم الله الرحمان الرحیم

توفیق نصیبم شد که در پیش از ظهر امروز سه شنبه در اولین روز از ماه اسفند ۱۳۹۶ و در روز شهادت حضرت زهرا (س) جهت شرکت در مراسم عزاداری مادر سادات حضرت زهرا (س) به حسینیه مرحوم شیخ مرتضی زاهد رفتم.

حسینیه اسرار آمیز و معنوی مرحوم شیخ مرتضی زاهد، پدربزرگ استاد حضرت آیت الله جاودان امروز در روز شهادت حضرت زهرا (س) پذیرای عزادارن فاطمی بود، که این عزاداران از ساعت ده صبح در این مکان نورانی و معنوی حضور یافته بودند و این مراسم با قرائت زیارت جامعه آغاز شد. آیت الله سید محمد مهدی میرباقری سخنران این مراسم بودند که سخنرانی ایشان با حضور آیت الله جاودان برگزار شد.

آیت الله میرباقری در این مراسم در خصوص فرصت اندک دنیا و هدف از این فرصت سخن گفتند، و بخش مهم سخنانشان در خصوص انواع موانع و حجاب ها و چگونگی نجات از ظلمات بود که به شرح حجاب ظلمانی و راه نجات از ظلمات پرداختند و بیان نمودند که گناهان یک فرع از حجاب ها و موانع ظلمانی است ولی حجاب ظلمانی از گناهان نیز سخت تر است و در ادامه به راه های نجات و عبور از این حجاب بیاناتی فرمودند و اظهار کردند که تنها راه نجات و سریع ترین راه رسیدن به قرب الهی و عبور از حجاب های ظلمانی اتصال به نوز حضرت زهرا (س) و ائمه (ع) است.

اینک در ادامه شما را نیز مهمان این جلسه معنوی و بهره از سخنان آیت الله میرباقری می نمایم، تا کسانی که نتوانستم در این جلسه شرکت کنند از این طریق بتوانند ماعسل این جلسه را دریافت نموده و از آن بهره مند گردند. بدین منظور در ادامه گزیده یاداشت هایم از این جلسه را تقدیم شما معارف جویان عزیز می نمایم.

ضمنا بعد از سخنان آیت الله میرباقری تا اذان ظهر عزدارای و سینه زنی با مداحی پیرغلام اهل بیت (ع) حاج ماشاالله عابدی و دیگر نوحه خوانان برگزار و سپس با اقامه نماز ظهر و عصر این مراسم به پایان رسید و عزاداران مهمان سفره فاطمه زهرا (س) شدند.

گزیده بیانات آیت الله میرباقری به شرح زیر است:

نجات از ظلمات - انواع حجاب ها - تنها راه نجات - آیت الله میرباقری - حضرت زهرا

فرصت کوتاه دنیا و مغتنم شمردن آن

خداوند متعال در فرصتی که در دنیا برای ما فراهم کرده زمینه تمام خیرات را در همین فرصت دنیایی قرار داده است، فرصت دنیا با اینکه بسیار کوتاه است که با یک چشم به هم زدن تمام می شود،ولی فرصت بسیار فوق العاده و استثنایی جهت کسب خیرات است.

نقل شده بدین مضمون که وقتی حضرت عزرائیل جهت قبض روح حضرت نوح (ع) تشریف آوردند و گفتند فرصت تمام است، حضرت نوح (ع) گفت می شود فرصتی داده شود تا به زیر این سایه بنشینم، عزرائیل هم گفت بله می شود و وقتی حضرت نوح (ع) رفتند از ایشان پرسید که عمر دنیا را چگونه دیدید و حضرت نوح (ع) گفتند به اندازه همین آمدنم زیر این سایه بود.

۱۸ سال فرصتی کافی برای رسیدن به مقصد الهی

در روایات تاکید شده و در قرآن می فرماید: « وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ  …. ؛ و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود …»(آیه ۱۳۳ سوره آل عمران)، فرصت ها را از دست ندهید و اهل سرعت باشید و خود را محیا کنید که این فرصتها کوتاه و کار زیاد است، اما با کوتاهی این فرصتها فرصت برای رسیدن به مقصد در عین کوتاهی کافی است.

رسیدن به مقام ذکر مقام فوق العاده ای است که انسان را از غفلت بیرون می آورد و به مقام حضور می برد. عده ای در قیامت عذر می آورند که فرصت دنیا کافی نبود، اما قرآن در جواب می گوید آن فرصتی که به اهل تذکر دادیم آن فرصت را به شما ندادیم و فرصت آنها تنها ۱۸ سال بود و هر کس به ۱۸ سال رسید فرصت به مقصد رسیدن را به او داده اند.

بالاترین مقام و بالاترین عذاب

مقصد هم رسیدن به مقام معرفت، قرب و محبت الهی است و تا آن مقام به تعبیر روایات آمده که گاهی ۷۰ هزار حجاب وجود دارد که باید از کنار آنها در این فرصت کوتاه عبور نمود. اگر کسی این فرصت کوتاه را مغتنم شمارد به مقصد می رسد، و اگر کسی در رسیدن به این مقصد به مقام لا اله الا الله مقام توحید راه پیدا کند ثوابش نظر به وجه الله است و اگر کسی در این فرصت دنیا این قدم را بر ندارد دیکر هرگز نمی رسد و در قیامت هم امکان برداشتن این قدم وجود ندارد و این بدترین عذاب است کما اینکه بالاترین ثواب هم رسیدن به آن مقام توحیدی است.

این خیلی گرفتاری است که کسی ریز و درشت دنیا را پیدا کند و خود را به آن برساند اما خدا را گم کرده باشد، کسی که تمام عمرش خدا را گم کرده و چیز دیگری را پیدا کرده و در دنیا به خدا نرسیده باشد، عیش او عیشی تلخ است، و برعکس آن کسی که خدا را پیدا کرده باشد دیگر گم شده ای ندارد و در سخت ترین حالات هم در آرامش است، الا بذکر الله تطمئن القلوب.

انواع حجابها و موانع رسیدن: حجاب ظلمانی و حجاب نورانی / راه نجات از ظلمات

بنابراین این فرصت دنیا خیلی مغتنم است که خیلی از کارهای بزرگ را در آن می شود انجام داد، پس اینجا باید با سرعت و سبقت کار کرد و موانع رسیدن به قرب الهی را از سر راه برداشت، در برخی از معارف ما این موانع به عنوان حجوب تعبیر شده است که گاهی به حجب ظلمانی و گاهی به حجب نورانی تقسیم می شود.

انسان وقتی از حجاب ظلمانی بیرون آمد تازه وارد حجاب نورانی می شود که باید ازاین حجاب نیز رسد شود و به حقیقت راه پیدا کند. لذا باید در این فرصت دنیایی از این دو حجاب ظلمانی و نورانی عبور کنیم

گناه یکی از فروعات حجاب ظلمانی

شاید در بین معانی که در خصوص حجاب ظلمانی شده است یکی از این معانی عبارت است از گناهان انسان که باعث حجاب ظلمانی می شود و انسان را به تاریکی می برد. اما گناه یکی از فروعات این حجاب است. گناهان که شامل صفات بد، افکار بد، اعمال بد انسان هستند باعث این حجاب ظلمانی می شود.

انسان وقتی گناه می کند یک نقطه تاریک در قلب او پیدا می شود و اگر توبه نکند این نقطه تاریک تمام قلب او را میگرد و قلب او را ظلمانی و تاریک می کند، لذا باید انسان از اعمال، رفتار، افکار، صفات بد فاصله بگیرد.

لذا از معارف استفاده می شود که این گناهان فرع هستند اما حجاب ظلمانی این گناهان نیست، هر چند نجات از اعمال و افکار و صفات بد کاری سخت است اما حجاب ظلمانی از این سنگین تر است.

تعبیر و تشبیه ظلمات و تاریکی

قرآن کریم گاهی با بیان بسیار سنگین از این حجاب ظلمانی حرف می زند و تکلیف ما را روشن می کند و می فرماید: « أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا ۗ وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ ؛ یا (مثل اعمال کافران) به ظلمات دریای موّاج عمیقی ماند که امواج آن (که شک و جهل و اعمال زشت است) بعضی بالای بعضی دیگر دریا را بپوشاند و ابر تیره (کفر) نیز فراز آن برآید تا ظلمت‌ها چنان متراکم فوق یکدیگر قرار گیرد که چون دست بیرون آرد آن را نتواند دید، و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز (جان) روشنی نخواهد یافت.». ( آیه ۴۰ سوره نور).

ظلمات یک دریای عمیق و مواج است که انسان در اوج این دریای تاریک و ظلمانی گرفتار می شود، آن هم دریایی که بر فراز آن موج هایی تاریک و ابرهایی تیره است و این ظلمات متراکم و دارای طبقاتی است که آن قدر سنگین که مومن هم اگر بتواند پرده ها را کنار بزند و دستش را از آستینش بیرون بیاورد نمی تواند دست خود را ببیند، آن هم مومنی که سراسر نور است. حالا اگر در این تاریکی خدا برای انسان نوری قرار ندهد هیچ نور دیگری نیست و او تا ابد در این تاریکی می ماند.

توصیفی از صحنه قیامت در سوره حدید

در سوره حدید خدای متعال صحنه قیامت را توضیح می دهد و می فرماید: « یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَىٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ (ای رسول ما یاد آر) روزی که مردان و زنان مؤمن شعشعه نور ایمانشان پیش رو و سمت راست آنها بشتابد (و آنان را مژده دهند که) امروز شما را به بهشتی که نهرها زیر درختانش جاری است بشارت باد که در آن بهشت جاودان خواهید بود. این همان سعادت و فیروزی بزرگ است.» (آیه ۱۲ سوره حدید).

پیامبر در آن روز ثمره دست خودش یعنی مومنان و مومنات را می بیند که نور آنها پیش روی آنهاست و آنها به دنبال آن نور حرکت می کنند که آن نور هم امام آنها است.

و در احوال منافقین نیز می فرماید: «یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَهُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ ، و باز آن روز مردان و زنان منافق به اهل ایمان گویند: مشتابید و به ما فرصتی دهید تا ما هم از نور شما روشنایی برگیریم. در پاسخ به آنها گویند: واپس گردید (یعنی اگر می‌توانید به دنیا بازگردید) و از آنجا نور طلبید. در این گفتگو باشند که بین آن دوزخیان با اهل بهشت حصاری حایل گردد و بر آن حصار دری باشد که باطن و درون آن در، بهشت رحمت است و از جانب ظاهر آن عذاب جهنم خواهد بود.» (آیه ۱۳ سوره حدید).

بعد احوال منافقان را ذکر می کند و می گوید منافقان و منافقات کسانی که به امام نرسیده اند حتی اگر عبادتی هم انجام داده باشند باز منافق هستند به مومنین خطاب می کنند به ما مهلت بدهید و فقط یک شعله از نور خود را به ما بدهید، و مومنین هم می گویند ما اجازه نداریم و این نور را قبلا در دنیا کسب از امام خویش کسب کردیم و شما هم بایست در دنیا که بودید آن را کسب می کردید دیگر اینجا نمی شود آن را کسب کرد.

 لذا کسانی که در دنیا از این فضای ظلمانی بیرون نیامده اند در آخرت هم راه نجاتی ندارند. عبور از موانع خودمان و گناهانمان هر چند سخت است اما ظلمات از آن سخت تر است ولی باید از آن عبور کرد که اگر عبور نکنیم تا ابد در این فضای ظلمانی می مانیم و فرصت دنیا برای عبور از این فضای ظلمانی است.

نمونه ای از فضای ظلمانی

ابن ابوالحدید نقل می کند که در زمان معاویه در ۷۰ هزار منبر وجود مقدس امیرالمومنین (ع) را لعن می کردند، به نحوی که اگر خطیب نماز جمعه این لعن کردن را یادش می رفت، نماز را اعاده می کرد. حالا آیا از فضا، فضایی تاریک تر و ظلمانی تر است، و این تاریکی هم به حدی که صبح عاشورا در مقابل کلمه نور صف می کشند و ازن هم فضا تاریک تر که ۳۰ هزار لشکر امام را محاصره می کند و به خیال باطل خود فکر میکند به طرف خدا هم حرکت کرده اند. دیگر گناهان در مقابل چنین فضای ظلمانی هیچ است.

تنها راه نجات از ظلمات اتصال به حضرت زهرا (س)

تنها راه نجات از ظلمات اتصال به حضرت زهرا (س) و ائمه (ع) است، حالا اگر کسی به شعاع نور امامان و حضرت زهرا (س) متصل شود، در پرتوی نور آنها راه می رود و این ظلمات با او کاری ندارند و اگر با امام هم همراه باشد به حیاتی می رسد که با آن نور حتی می تواند در این فضای ظلمانی زندگی در نور داشته باشد. پس تنها راه عبور از حجب ظلمانی نور مقدس فاطمه زهرا (س) است که این نور در ائمه (ع) تجلی کرده و ما از طریق ائمه (ع) با حضرت زهرا (س) همراه می شویم و ساحت حضرت زهرا (س) ساحتی است که از طریق ائمه (ع) باید به ایشان وارد شد.

شاید یک علت اینکه امام باقر (ع) در حدیثی می فرماید لیله القدر یعنی حضرت زهرا (س)، یعنی کسی که حضرت زهرا (س) را درک کرده باشد شب قدر را درک کرده است بدین معنا باشد.

این تنها راه نجات از ظلمات است، حالا اگر کسی توانست در پرتوی نور حضرت زهرا (س) از ظلمات عبور کرد عالم برایش روشن می شود و گرنه عالم قبل از آن تاریک و ظلمانی بوده است. حتی زمین و آسمان، ماه و خورشید و قوای خودش را می بیند و آن ها هم حجاب هستند، اما اگر از ظلمت بیرون آمده باشد آنها دیگر حجاب نیستند و وقتی به زمین و آسمان، یا ماه و خورشید و حتی قوای خودش می نگرد آیات الهی را می بیند.

رسیدن به نور، تازه اول و آغاز ایمان

پس اگر انسان به نور رسید امام برای انسان طلوع و ظهور دارد و دیگر همه عالم برای او آیات الهی است و دیگر کار انسان به خدا است و دیگر حجابی وجود ندارد. تازه این اول و آغاز ایمان است که در و دیوار و نفس خودش همه آیات الهی هستند و او را به سوی بندگی خدا دعوت می کنند.

علامه طباطبایی می فرمود: یکی از چیزهایی که امام رضا (ع) به من عنایت کرده بودند این بود که تسبیح موجودات را می شنیدم. پس کسی که با امام همراه شد همین عالم که تا دیروز برایش حجاب و تاریکی بود دیگر حجاب نیست بلکه او را به سوی خدا دعوت می کند ولی تازه این اول راه است و او به مقصد نرسیده است و تازه راه آغاز شده است.

طی مسیر در این نور تا رسیدن به مبدا نور

حالا تازه انسان به وادی ایمان، به بیت النور، به مقام ذکر رسید این آغاز راه او است و او به مقصد هنوز نرسیده است، باید در این نور طی مسیر کند تا به مبدا نور برسد.

چهار مقام تنزل نور در سوره نور

این سیر را قرآن در آیات متعددی توضیح داده که واضح ترین آن در آیات نور است که چهار مقام تنزل نور الهی توضیح داده شده است. و در این سوره می فرماید: « اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ  الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ….، خدا نور (وجودبخش) آسمانها و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن روشن چراغی باشد و آن چراغ در میان شیشه‌ای که از تلألؤ آن گویی ستاره‌ای است درخشان،…. »، (آیه ۳۵ سوره نور).

مثل نور و حقیقت نور پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع) است که آن دو یک نور در صلب عالم بودند، لذا ذکر همان مثل نور است که در آیات قرآن مکرر آمده که پیامبر (ص) حقیقت ذکر هستند و خود حضرت ذکری است که نازل شده است.

سیر و رسیدن به مقامات نور

یک موقع زبان انسان ذکر می گوید ولی این طور نیست که فقط ذکر به زبان باشد، اما یک موقع وجود انسان همه اش ذکر می شود به حدی که خواب او نیز ذکر است، و قلبی که پر از ذکر شد و قلب خودش ذکر می گوید دیگر آرام می شود چون به سرچشمه ذکر رسیده است، اما کار تمام نیست. هر چند به بیوت ذکر رسیده و از غفلت بیرون آمده است اما تازه اول سیر او آغاز شده است و باید این رشته نور و ذکر را بگیرد و سیر کند تا به مقامات ذکر که وجود مقدس پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع) است برسد.

این سیر لوازم نیاز دارد و در هر مرحله باید سجده متناسب با آن مرحله اتفاق بیفتد تا باب آن مرحله باز شود، باید دائم صلوات فرستاد و تواضع کرد، این صلوات کار سجده ملائکه را می کند، صلواتی فوق صلوات قبلی و حضوری فوق حضور قبلی است تا با این سیر به سرچشمه نور برسد و وقتی به سرچشمه نور پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع) رسید دیگر بارش بسته شده و این کمال نور است.

بنابراین سیر در درجات نور، سیر در ایمان و ولایت امام تا رسیدن به حقیقت وجودی امام است. ابتدای آنچه به عنوان ایمان داریم یک نازله برای آغاز راه از نور امام است، که اگر مومن، مومن شود همه وجودش از امام پر می شود و امام قلب مومن را روشن می کند و این مقام بعد از تطهیر و تسلیم کسب می شود.

پس اگر کسی نورانی شد وجودش پر از شجاع وجودی امام می شود و اگر کسی به اینجا رسید تازه در درجات نورانی حرکت می کند و هر قدم که می رود تازه می فهمد این امام بی نهایت کیست؟

این مقام را باید در همین فرصت کوتاه دنیا کسب کرد و آدم باید همه هستی اش را بگذارد تا به امام برسد، باید انسان از خودش جدا شود تا به امام برسد و همسفر شدن با امام نیاز به وسیله دارد.

نتیجه اینکه در این فرصت کوتاه دنیا تمام عبور و رفتن جزء از راه حضرت زهرا (س) امکان پذیر نیست، چراغ راه و عوالم نور همه ائمه (ع) و حضرت زهرا (س) هستند و ورود به این وادی جزء با حضرت زهرا (س) امکان پذیر نیست. حالا اگر این امت خود را به حضرت زهرا (س) برساند دیگر کار تمام است، شب آنها در این فرصت کوتاه دنیا می شود لیله القدر و یک شب هزار ماهه است.

مجالس فاطمی را دست کم نگیرید

پس اگر انسان خودش را به حضرت زهرا (س) رساند هم از ظلمات بیرون آمد و هم اینکه در این فرصت کم دنیا راه او کوتاه شده است. همین مجالس عزاداری حضرت زهرا (س) باعث می شود ما به حضرت زهرا (س) نزدیک تر شویم، این مجالس را کم نگیرید، اکنون در عالم دنیا هستید نمی دانید این مجالس چه هستند و قدر نمی دانید. در این عالم ظلمانی اگر نور زهرا (س) نبود کسی دوام نمی آورد.

هیچ کس در حرم امام رضا (ع) نیست که به حرم امام برود و بوی امام رضایی نگیرد، همانطور وقتی که به بازار عطرفروشان می رود حتی اگر عطر هم نخرید بوی عطر می گیرید.

حضرت زهرا (س) راه را بر ما کوتاه می کند

خلاصه اینکه حضرت زهرا (س) لیله القدر است که راه را برای ما کوتاه می کند و راه نجات از این ظلمات است، و شاعر این شعر چه زیبا گفته است:

ای بهشت قرب احمد فاطمه / لیله القدر محمد فاطمه

فرصت دنیا برای رسیدن به حضرت زهرا (س)

حضرت در این عالم آمد که ما را عبور دهد و خودش وسط آتش رفت. پس بدانید فرصت این دنیا برای این است که در این فرصت دنیا خود را به حضرت زهرا (س) برسانید و وقتی رسیدید بدانید که به مطلع الفجر رسیده اید و حضرت ما را به پیامبر (ص) و امیرالمومنین (ع) وصل می کند و تنها راه نجات از ظلمات است.

پدید آورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

پی دی افپرینت