خانه / *درس اخلاق / زنده هایی که مُرده اند / حد نصاب ایمان و نماز مقبول

زنده هایی که مُرده اند / حد نصاب ایمان و نماز مقبول

نماز مقبول نکته مورد بحث این هفته آیت الله جاودان بود که حضرت استاد در این جلسه با بیان اینکه برای سفر آخرت توشه نیاز است، نماز مقبول را بهترین توشه و سرمایه انسان دانستند و در ادامه با اشاره به حد نصاب ایمان در خصوص سکونت در مکان و محله ای که دین انسان به خطر می افتد تذکراتی فرمودند که مشروح در ادامه می آید.

بسم الله الرحمان الرحیم

چهارشنبه های حسینیه مرتضی شیخ مرتضی زاهد و پای درس اخلاق نوه شیخ مرتضی حال و هوایی دیگر دارد، همه اقشار خصوصا طلاب و جوانان حضور دارند. چهارشنبه این هفته ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۶ نیز طبق قرار چهارشنبه ها توفیق یار شد که در جلسه هفتگی درس اخلاق آیت الله جاودان در حسینه اسرار آمیز و نورانی شیخ مرتضی زاهد شرکت کنم.

این مراسم هفتگی بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء با سخنرانی حجت الاسلام کریمی، کارشناس احکام  آغاز شد، حجت الاسلام کریمی در این جلسه به بیان احکام نجاست لباس نماز گزار پرداخت و سپس به برخی از پرسش های حضار پاسخ داد، سپس در ادامه سخنرانی هفتگی حضرت آیت الله محمد علی جاودان، نوه مرحوم شیخ مرتضی زاهد و از شاگردان خاص مرحوم آیت الله حق شناس آغاز گردید.

حضرت استاد جاودان در این جلسه به سفر انسانها به آخرت و تهیه زاد و توشه در این دنیا اشاره نمودند و در ادامه ویژگی های نماز مقبول را بیان کردند و گفتند بهترین توشه آخرت نماز مقبول است، و در ادامه با اشاره به آیه ای از قرآن درباره زنده هایی که مُرده اند سخن گفتند و در پایان نیز توصیه کردند در شهر و محله ای که باعث می شود دینتان به خطر بیفتد زندگی نکنید.

اینک در ادامه گزیده یاداشت هایم از این جلسه را تقدیم شما معارف جویان عزیزی که امکان شرکت در این جلسه معنوی را نداشتید می نمایم.

گزیده بیانات حضرت استاد آیت الله جاودان به شرح زیر است:

آیت الله جاودان - نماز مقبول - حد نصاب ایمان - استاد جاودان - زنده هایی که مرده اند

لهو و لعب بودن حیات و زندگی در این دنیا

خداوند در آیه ۶۶ سوره عنکبوت می فرماید: « وَمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ »،حیات این دنیا چیزی جز لهو و لعب نیست و سر تا سر زندگی آدم بازی است ولی حیات اصلی و زندگی در آخرت است. در این دنیا هیچ چیز نیست جز اینکه همه آن یک فیلم است که آن را می بینید و وقتی هم این فیلم تمام شد هیچ چیزی نیست و دست آدم از این زندگی کوتاه می شود.

اما این آدم یک روز به یک سرزمین می رود که آنجا حیات و زندگی اصلی اش است و زندگی فقط آنجا است. حالا آدم باید ببیند در این دنیا آیا فقط سرگرم لهو و لعب بوده و بازی کرده است یا اینکه برای زندگی در آخرت چیزی تهیه نموده است.

حیات خالص و زندگی واقعی در آخرت

زندگی در آخرت همه چیزش زنده است و شعور دارد و اگر آدم با دست پر از سرمایه زندگی کردن به آخرت برود آنجا صدرنشین است، اما ای کاش این را در این دنیا می دانستیم، آنجا همه چیزش حیات خالص است و برای این حیات خالص باید از این دنیا چیزی با خود ببریم که از جنس آن حیات خالص باشد. پس اگر در طول زندگی در این دنیا چیزی برای زندگی از جنس حیات خالص چیزی کسب کرده باشیم دستمان پر است.

نماز مقبول چه نمازی است؟

مثلا اگر ما در اینجا یک نماز خوب خوانده باشیم، یعنی از اول تا آخر نماز داشته باشیم واقعا نماز بخوانیم، نمازی که وقتی گوشمان می شنود، چشممان می بیند و حتی بدنمان لمس می کند فقط نماز را بشنود و ببیند و لمس کند آن نماز یک نماز مقبول است. حتی اگر بخاری در نزدیکی گرمایی داشته باشد اگر نمازمان نماز باشد و یک نماز مقبول ما گرمای آن را لمس نمی کنیم و چون در نماز هستیم اصلا آن گرما را نمی فهمیم که بخواهیم لمس کنیم و فقط نماز را می فهمیم.

پس این نماز واقعی و نماز مقبول یک سرمایه برای حیات خالص در آخرت است و این نماز دست ما را آنجا می گیرد. پس اگر انسان خیلی قوی عمل کند نماز آدم می شود یک نماز خوب اما ما اینجور نیستیم و عادی نماز می خوانیم و حتی گاهی با دنیا و گاهی با خدا هستیم.

نماز معیار سنجش انسان

درباره نماز روایات زیاد است که در یک روایتی نماز را ترازو تعبیر کرده اند که صلاه المیزان. یعنی اینکه نماز ترازویی است که همه شخصیت انسان را با آن می سنجند، مثلا اگر فردی کاسب است و از صبح ساعت ۸ صبح به مغازه اش می رود و تا ۱۰ شب آنجا است و کار می کند اما این نماز است که نشان می دهد که کارهایی که این کاسب کرده است درست بوده یا درست نبوده است؟ یا اینکه فردی معلم است، نماز کارهای این معلم را می سنجد که آیا او درست تعلیم داده است یا نه؟ و همینطور دیگر کارها بر معیار سنجش و میزان نماز است که این نماز است که نشان می دهد ما چکار کرده ایم.

بنابراین ما به دنیایی خواهیم رفت که همه اش حیات است، پس همه اش شعور و حیات است. و شعور هم یعنی اینکه آدم در دنیا سر دو راهی قرار می گیرد که یک راه آن گناه است و راه دیگر طاعت خدا است و آدم باید در سر این دو راهی بتواند راه گناه را ترک کند و راه طاعت خداوند را انتخاب کند.

زنده هایی که مُرده اند؟

خداوند در آیه ۱۲۲ سوره انعام می فرماید: « أَوَمَنْ کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ »، موجودات عالم به دو دسته تقسیم شده اند که یک دسته از آنها زنده و دسته دیگر با اینکه زنده اند اما مرده هستند. و اینجا در ترازوی قرآن کسی که مُرده یعنی ایمان ندارد بلکه یک حیات حیوانی دارد اما از حیث انسانی مرده است. ما چقدر با دیگران که اهل قرآن و نماز نیستند فرق داریم این فرق ما با آنها نشان از حیات برتر ما است. پس هر چه فهم بالاتر، اراده بالاتر و قدرت عمل بیشتر است.

گناه نکردن حداقل و حد نصاب ایمان

پس کسی که ایمان ندارد اگر هم زنده باشد در اصل مُرده است، اما کسی که ایمان آورده است به همان حداقل ایمان هم که آورده او زنده است. و حداقل ایمان که نصاب ایمان را نشان می دهد این است که این فرد دیگر گناه نمی کند، و حداقل ایمان همین است که فرد اصلا هیچ گناهی نمی کند و اگر هم احیانا اشتباهی بکند زود آن را جبران می کند. پس کسی که ایمان آورده زنده است.

حالا بعد از اینکه فرد ایمان آورد، ایمان هم درجاتی دارد که خود آدم باید دنبال آن برود و آن را کسب و تحصیل کند. لذا به درجه ایمانی که هر فرد دارد آن فرد زنده است. و منظور از این زنده بودن آن زنده بودن مادی که متولد شدیم و یک حیات حیوانی است نیست بلکه زنده بودن انسانی است.

حاکم شدن ایمان بر انسان

ایمان اگر به یک حدی برسد که تمام زندگی شما با ایمان باشد و بر اساس حکم ایمان زندگی کنید، این ایمان است که بر شما حکومت می کند و شما نیز طبق حکومت ایمان عمل می کنید. دیگر چشم، دل، گوش شما هر چیزی را نمی بیند و نمی شنود، هر طرف را نمینگرد، اصلا ایمان به او اجازه نمی دهد چون حکومت با ایمان است و اجازه نمی دهد. لذا انسان های با ایمان با نور ایمانشان زندگی می کنند و افراد بی ایمان در ظلمت و تاریکی زندگی می کنند و این ظلمت افراد بی ایمان علاوه بر دنیا در برزخ سپس قیامت و در آخر در جهنم پایدار و ادامه دارد.

میثم تمار بالای دار

میثم تمار را به دار آویختند، بعد دار آویختن آن موقع یک پایه بود که یک چوب هم رویش قرار داشت و فرد را به آن پایه می بستند ویک دست و یک پایش را هم می بریدند، حالا با این وضع میثم تمار به دار آویخته شده است و دخترش او را می بیند و می گوید: پدر الان به تو چگونه می گذرد؟ و میثم هم می گوید: مثل این است که در یک راهروی شلوغ عبور میکنم و تحت فشار هستم اما این فشار نمی ماند و دست و سینه مرا له نمی کند بلکه یک شلوغی معمولی است. معلوم می شود میثم به یک درجه شعور راه یافته که دریافت بالاتری دارد.

در هر مکان و محله ای که دینتان به خطر می افتد سکونت نکنید

اگر در جایی زندگی می کنید و می بینید دینتان در خطر است باید دست زن و بچه خود را بگیرید و آنجا را ترک کنید، اصلا رفتن به بلادی که دین آدم به خطر می افتد حرام است. حتی محله ها هم همینطور است، در محله ای که هیچ چیز وجود ندارد و دین مفهومی ندارد فرضا خودتان ۴۰ سال از عمرتان گذشته و دیگر برای شما خطری نیست یا خطر کمتر است ماندن در این محله شاید برای خودتان طوری نباشد اما فرزندانتان چطور؟ آنها در معرض خطر هستند. در گذشته دخترتان چادری بوده است اما در این محله که آمده اید دیگر چادر از سر دخترتان رفته است، اصلا اگر هم می خواسته چادر سر کند نمی توانسته در این محله چادر سر کند. پس نباید به چنین جاهایی رفت.

پدید آورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

 

نماز ترازوی سنجش شخصیت انسان است/ ویژگی نماز مقبول چیست؟

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!