خانه / *درس اخلاق / چرا انسان از فرمان خدا سرپیچی می کند/ علت حواس پرتی در نماز

چرا انسان از فرمان خدا سرپیچی می کند/ علت حواس پرتی در نماز

آیت الله جاودان در جلسه این هفته درس اخلاقشان در خصوص آزاد خلق شدن انسان ، راه رسیدن به حیات طیبه، علت حواس پرتی در نماز سخنانی بیان نمودند و در ادامه به حکایت سعد بن معاذ اشاره کردند که گزیده بیانات ایشان در ادامه می آید.

به نام خداوند لوح و قلم

جلسه درس اخلاق هفتگی آیت الله جاودان شب گذشته چهارشنبه ۱۹ مهرماه ۱۳۹۶ در حسینیه مرحوم شیخ مرتضی زاهد برگزار شد و توفیق شد در این جلسه حضور یابم و از مباحث معظم له بهره مند گردم.

این جلسه طبق روال قبل همزمان با نماز مغرب و عشاء آغاز شد و بعد از نماز ، حجت الاسلام کریمی به مسئله گویی در خصوص مسئله خمس پرداختند و سپس آیت الله جاودان به ایراد سخن پرداختن که در ادامه یاداشت هایم از این جلسه را تقدیم شما معارف جویان عزیز می کنم تا کسانی که امکان حضور در این جلسه را نداشتند از این طریق از آن بی نصیب نباشند.

دو فایده مسئله ( دانستن احکام و رساله ) گوش کردن و آموختن

آیت الله جاودان در ابتدای سخنانشان با توجه به سخنان حاج آقا کریمی که در ابتدای جلسه به بحث مسئله گویی پرداخت، فرمودند: مسئله، گوش کردن به شرط دقت کردن و دانستن بسیار خوب است و شما در مجلسی نشستید که امام زمان عج حتما راضی هستند ، چون تقریبا در آن هچی هوا و هوسی نیست.

و در این مورد مسئله گوش کردن دو قدم است: که قدم اول شنیدن و آموختن و قدم دوم همت کردن و عمل نمودن است.

فرمانبرداری همه موجودات و ذرات

ما بعد از این عالم به عالمی می رویم که در آنجا همه ذره ذره آن عالم در برابر خداوند تسلیم هستند و خداوند را سجده می کنند و فرمانبر خدا هستند.

همه موجودات هم الان، هم در آینده و هم در گذشته در برابر خداوند سر تسلیم بر خاک نهاده اند، فقط انسان است که سر از فرمان بیرون می برد.

علت چرایی اینکه برخی انسانها از فرمان خدا سرپیچی می کنند

انسان که از فرمان خدا سرپیچی می کند این سرپیچی کردنش نیز به فرمان خداوند است و طبق خواسته و اراده خدا انسان از خدا سرپیچی می کند. یعنی خداوند متعال انسان را آزاد خلق کرده که می تواند فرمانبری خداوند را انجام دهد یا اینکه از فرمان خدا سرپیچی کند و هر طرفی را انتخاب کند و برود به خواست خداوند است.

انسان تنها موجودی است که خداوند خواسته او آزاد باشد و هر کاری که خودش دلش خواست انجام دهد. بنابراین انسان می تواند به خواست خود راه راست یا راه کج را انتخاب کند و انتخاب هر کدام به خواست خداوند بوده که او را آزاد خالق کرده است.

بنابراین ما هیچ کاری خلاف خلقت و خواست خدا انجام نمی دهیم و چون خلقت ما آزاد است می توانیم خوبی یا بدی را انتخاب کنیم و این انتخاب دست خودمان است.

بهشت و جهنم به انتخاب خودمان

بهشت و جهنم را خودمان انتخاب می کنیم، هیچ کس بهشت و جهنم نمی رود مگر به خواست و اراده و انتخاب خودش آن را انتخاب می کند.

پس اگر کار خوب انجام دهید به جایی می رسید که هیچ موجود دیگری آنجا را حتی خیال هم نمی کند. جایگاهی که برای انسان آماده و تقدیر شده هیچ کس دیگری به آن جایگاه راه ندارد ، حتی فرشتگان هم به خیالشان خطور هم نمی کند. در نقطه مقابل هم انسان در بدی سه حالت دارد یا مثل حیوان است ، یا حیوان است و یا اینکه از حیوان هم بدتر است و تا بی نهایت می تواند بد باشد.

بی اختیار شدن انسان بعد از رفتن از این دنیا

در این عالم به انسان آزادی داده اند اما بعد از اینکه از این عالم بروید یک ذره هم دیگر اختیار ندارید و طبق قانون قطعی آن عالم اداره می شود. تا جان از بدن خارج شد دیگر تحت اختیار خودتان نیستید و در آن عالم همه اش فرمانبری است.

حکایت عبرت آموز سعد بن معاذ

سعد بن معاذ مرد بسیار خوبی بود که در جنگ خیبر زخمی و سپس شهید شد و پیامبر (ص) شخصا او را دفن نمود و در مراسم تشیع به احترامش با پای پیاده آمد و احترام زیادی به وی نمود تا جایی که مادر سعد بن معاذ گفت: گوارا باد بر تو بهشت. که پیامبر (ص) در پاسخ وی گفت: چه حرفی بود که زدی همین الان قبر او را فشار داد چون در منزل با زن و بچه اش بد اخلاق بوده است.

با اینکه سعد بن معاذ شهید بود و در تشیع جنازه اش فرشتگان هم آمده بودند و پیامبر (ص) هم چنین احترامی به وی نمود اما چون یک اخلاق ناپسند داشت و با زن و بچه اش بد اخلاق بود دچار فشار قبر شد. این یک قانون است که اگر کسی با زن و بچه اش بد اخلاق باشد ، فشار قبر می کشد و اگر توبه کند و خوش اخلاق شود این قانون عوض می شود و فشار قبر نمی کشد.

حالا کسی سراسر عمرش را در این دنیا به نافرمانی خداوند سپری کرده و با مرگ به عالمی دیگر وارد می شود که آن عالم همه فرمانبردار خداوند هستند، در آن عالم کسی او را نمی شناسد و آن عالم هم او را نمی شناسد و کاملا در آنجا غریب است و مثل یک غریبه با او برخورد می کنند. اما کسی که در این دنیا صاحب شعور و فرمانبردار بوده در آن عالم دیگر غریبه نیست و همه او را می شناسند.

فرق چشم و گوش طبیعی با باطنی

در بدو تولدمان یک حداقل حیاتی به ما داده است از جمله گوش ، چشم ، زبان و …. که این حداقل را حیوانات هم دارند اما اینها همه طبیعی است. اما برخی با تلاش و کار کردن چشم و گوشی باطنی برای خود می سازند که آنچه را دیگران نمی بینند آنها می بینند و می شنوند.

در روایات هم هست که شیعیان ما دو چشم در سر و دو چشم در دل دارند که با چشم هایی که در دل دارند چیزهایی را می بینند که دیگران نمی بینند و گوش هایی دارند که چیزهایی را می شنوند که دیگران نمی شنوند.

راه رسیدن به حیات طیبه

راه رسیدن به حیات طیبه را کسب عمل صالح است،هر کس که عمل صالح انجام بدهد به حیات طیبه می رسد و به عالمی می رود که همه پاک و صاحب شعور هستند و بین مرد و زن هم فرقی ندارد ، آنجا به عمل صالح نگاه می کنند.

چرا سر نماز حواسمان پرت می شود؟

عمل صالح یعنی درست رفتار کردن است. با زن و بچه، با پدر و مادر، با همسر درست رفتار کنیم. نگفتند صبح تا شب نماز بخوانید بلکه گفتند کار درست انجام دهید.
اگر سر نماز حواستان پرت است بدانید در بخشهای دیگر زندگی حواستان پرت بوده و کارتان را درست انجام ندادید، نماز عصاره و خلاصه زندگی شماست که اگر در زندگی درست عمل کرده باشید در نماز حواستان پرت نخواهد شد.

پدیدآورنده

به قلم:امیرمحسن سلطان احمدی

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!