خانه / *قرآن و معارف / شرح کلمه اهل و اهلیت داشتن در بیان استاد شجاعی

شرح کلمه اهل و اهلیت داشتن در بیان استاد شجاعی

Print Friendly, PDF & Email

به نام خدای لوح و قلم

عصر پنج شنبه ۲۲ تیرماه ۱۳۹۶ شمسی توفیق شد بعد از زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) و امامزادگان همجوارشان ، در محضر درس استاد بزرگوارم آقای محمد شجاعی در حسینیه اثنی عشری شهر ری حاضر شوم و از دو درس خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره بهره مند شوم.

طبق روال همیشه جلسه اول استاد موضوع خانواده آسمانی بود که در پست قبلی گزیده یاداشت هایم از آن جلسه آمد، در جلسه دوم استاد به شرح زیارت جامعه کبیره پرداختند که در شرح فراز اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّهِ به شرح کلمه اهل و اهلیت داشتن پرداختند که در بحث اهلیت فاصله فیزیکی و نزدیکی شرط نیست بلکه شرط رابطه قلبی است، همانطور که خیلی از نزدیکان و خانواده پیامبر (ص) با وی اهلیتی نداشتند اما سلمان و ابوذر غریبه اهلیت داشتند تا حدی که پیامبر (ص) فرمودند: « سَلْمانُ مِنّا أَهْلَ الْبَیْتِ. » سلمان، از ما اهل بیت است. اینک در ادامه گزیده ای از یاداشت هایم از سخنان استاد در این جلسه را تقدیمتان می نمایم.

استاد شجاعی در این جلسات فرمودند:

 زیارت جامعه کبیره زیارت همه ائمه (ع) 

در زیارت جامعه کبیره همانطور که از اسمش مشخص است زیارت همه ائمه (ع) است. زیارتی است که به ملاقات هر یک از معصومین بروید می توانید آن را بخوانید.

 مثلا اگر به مشهد زیارت امام رضا(ع) رفتید یا به کربلا زیارت امام حسین (ع) هر کجا رفتید می توانید این زیارت را بخوانید.

خطاب این زیارت ، زیارت جمعی است ، یک خطاب جمع است ولی می توان با همان خطاب با یک امام یا با هر دوازده امام سخن گفت.

 آیا زیارت جامعه کبیره را باید حتما در حرم خواند؟

سوال مهمی مطرح می شود و آن این که آیا باید حتما زیارت جامعه کبیره را در حرم معصومین خواند؟ این درست است که باید این زیارت را در حرم معصومین خواند اما می توان آن را در خانه هم خواند.

 چون اهل بیت (ع) همه جا حضور دارند و در زیارت جامعه خواندن شرط حرم بودن لازم نیست همانطور که ما از را دور امام حسین (ع) را زیارت می کنیم می توانیم زیارت جامعه را هم بخوانیم.

تقریبا یکی از عبادت های واجب در رحم زمانی که انجام آن مستحب است زیارت امام حسین (ع) است که از راه دور هم می توان با رفتن بر پشت بام حضرت را سلام  داد. چون حضرت همه جا هستند.

قلب ما نزدیکترین حرم به اهل بیت (ع)

نزدیکترین حرم ائمه (ع) به ما دل ما است و نزدیکترین قبر ائمه (ع) در دل های ما است. بنابراین شما امام را همیشه در قلبتان با یک حضور زنده و واقعی دارید.

 یک موقع انسان یک کسی را دوست دارد ولی از او دور است یا اینکه آن فرد مرده است ولی یادش در دل انسان است. اما یک وقت یک حضور زنده است که امام بر دل شما احاطه کرده است.

رابطه قلبی با امام زمان (عج) و کنار رفتن پرده ها بر اساس سطح معرفت

خیلی ها می گویند کاش پرده ها کنار برود و با امام زمان (عج) حرف بزنیم در صورتی که امام پشت پرده نیست ، امام حاضر و ناظر و شاهد بر اوضاع قلب ما هستند. این جور نیست که نیازی به یک رابطه فیزیکی یا یک سفر جهت رسیدن به وی باشد ، هر چقدر سطح معرفت ما بیشتر باشد این پرده بیشتر برداشته می شود، این فاصله را باید با قلبمان برقرار کنیم.

نزدیکی فاصله قلبی تا فاصله فیزیکی

یک وقت فردی در آمریکا است اما هیچ فاصله ای با مشهد امام رضا(ع) یا کربلای امام حسین (ع) ندارد چون این فاصله را با قلبش برقرار کرده است و با امام اتصال کامل دارد. اما در مقابل کسی در حرم امام رضا (ع) یا امام حسین (ع) هست اما حجاب دارد و نمی تواند با امام ارتباط برقرار کند.

زیارت جامعه کبیره از برکات وجود امام هادی (ع)

یکی از برکاتی که از وجود امام هادی (ع) به ما رسیده همین زیارت جامعه کبیره است که ما می توانیم هر وقت و هر زمان که خواستیم به محضر هر ۱۲ امام برویم و با آنها حرف بزنیم. این چیز کمی نیست که از امام هادی (ع) به ما رسیده است.

حداقل ماهی یک بار دورهمی زیارت جامعه بخوانید

سعی کنید حداقل ماهی یکبار دور هم جمع بشوید و زیارت جامعه کبیره را بخوانید و با همه ائمه معصومین (ع) حرف بزنید.

ما خیلی مدیون ائمه (ع) هستیم ولی ما چون معرفت نداریم متوجه نمی شویم که الان در چه بهشتی هستیم که هر موقع اراده کردیم می توانیم با ائمه (ع) حرف بزنیم و آنها را خطاب قرار بدهیم.

شجاعی اظهار کرد: در فرازی از زیارت جامعه کبیره می خوانیم « اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّهِ » یعنی سلام بر شما ای اهل خانه نبوت.

 شرح کلمه اهل /  اهل یعنی انس همراه با وابستگی و تعلق

کلمه « اهل » در قرآن ، روایات و ادعیه زیاد آمده است. در کتاب التحقیق شرح واژه های قرآنی در شرح کلمه « اهل » آمده است که اهل به معنی انس همراه با وابستگی و تعلق است.

 مثلا ما به همسر ، فرزند ، پدر و مادر ، داماد و عروس که  اهل ما هستند و ما با آنها انس همراه با وابستگی داریم به آنها اهل می گوییم.

چون در اهل تعلق و وابستگی شرط است این یک قاعده اهل است که اهلیت چقدر است.

مثال: اهل بهشت چقدر اهلیت با بهشت دارند؟

مثلا می گوییم اهل الله کسی که اهل بهشت است ، اما این بهشت درجاتی دارد و درجات آن به حدی است که فاصله  بین دو بهشت به اندازه فاصله ما تا ستارگان است، این قدر فاصله است. بالا و پایین این طبقات بهشت را اهل بهشت می گویند. اما نکته مهم این که ما چقدر اهل بهشت هستیم یعنی این اهلیت ما با بهشت خیلی مهم است.

گفتیم که اهل شرطش وابستگی است، پس یک فرد چقدر اهل یک چیز است؟ به اندازه ای که به آن چیز وابستگی و انس دارد به همان اندازه اهلیتش به آن چیز بیشتر است.

بی تعلق بودن نزدیکان فیزیکی به پیامبر (ص) و تعلق و اهلیت داشتن ابوذر و سلمان غریبه به پیامبر (ص)

ما کسانی را داریم که از نظر فیزیکی به پیامبر (ص) نزدیک بودند و از نظر عرف همسر پیامبر (ص) بودند اما انس و تعلقی به پیامبر (ص) نداشتند. ولی یک موقع سلمان فارسی از گرد راه می رسد یا ابوذر غریبه از راه می رسد به قدری به پیامبر(ص) نزدیک می شود که می فرماید: منا اهل البیت (ع) سلمان و ابوذر از ما اهل بیت (ع) هستند.

شدت علاقه اویس قرنی از راه دور به پیامبر (ص)

یک کسی مثل اویس قرنی که پیامبر (ص) را اصلا ندیده است وقتی پیامبر(ص) به مدینه می آید می فرماید بوی اویس می آید. شدت علاقه و انس اویس هم به پیامبر (ص) به قدری است که در جنگ دندان پیامبر (ص) می افتد داندان اویس هم در آن فاصله می افتد، ببینید تعلق و وابستگی چقدر است؟

تعلق یعنی رابطه حقیقی غیر ملموس

تعلق یعنی یک رابطه و ارتباط حقیقی که ملموس نیست اما حقیقت ارتباط است و این رابطه برقرار است. می گویند نماز بخوانید به خدا وصل می شوید یعنی اینکه یک ارتباط حقیقی بین تو و غیب به وجود می آید.

برخی می گویند اصلا غیب چیست ما تا نبینیم چیزی را باور ندارم، در صورتی که ۹۰ درصد زندگی ما بر اثر چیزهایی است که دیده نمی شود. همین کینه ، علاقه ، محبت ، حسادت اینها هیچ کدام دیده نمی شود اما وجود دارد، پس ما داریم با غیب زندگی می کنیم.

نزدیکی و رابطی فیزیکی دلیل بر انس و علاقه نیست

اگر دو نفر به هم از نظر فیزیکی نزدیک هستند دلیل نمی شود که بین آنها علاقه و انسی وجود داشته باشد. همسر امام هست و از نظر فیزیکی به امام خیلی نزدیک است اما  این زن قاتل امام است، اهل امام نیست.

پدر و فرزندانی که عرفی جز اهل حساب می شوند اما اهلیت ندارند

ما چقدر پدر و فرزند داریم که از نظر تعریف عرفی اهل حساب می شوند اما حقیقتا اهل نیست. حضرت نوح (ع) وقتی سوار کشتی شد پسرش سوار نشد و داشت غرق می شد. نگران پسرش بود تا اینکه موجی آمد و او را غرق کرد.

اهلیت نداشتن پسر حضرت نوح (ع) به ایشان

نوح نگران پسرش بود ، پدر و مادر های مومن هم نگران فرزندشان هستند اما فرزند اهل نیست فاسق است با آنها انسی ندارد. قرآن هم می فرماید:«الَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الْخَاسِرِینَ.» آیه۴۷ هود. یعنی: (نوح عرض کرد: بار الها، من پناه می‌برم به تو که دیگر چیزی که نمی‌دانم از تو تقاضا کنم، و اگر گناه مرا نبخشی و بر من ترحم نفرمایی من از زیانکاران عالم خواهم بود). پسرت اهل تو نیست چون انس و تعلقی بین شما نیست تو مومنی او کافر است.

سلمان و ابوذر غریبه اهلیت دارد اما عضو خانواده پیامبر (ص) اهلیت ندارد

یک سلمان و ابوذر غریبه جز اهل بیت (ع) می شوند اما کسانی که عضو آن خانواده هستند جز اهل نمی شوند چون تعلق و وابستگی بین آنها وجود ندارد.

ساکن آمریکا و اروپایی اهل امام و ساکن ری و قم غیر اهل

ما چقدر آمریکایی یا اروپایی داریم که اهل امام زمان (عج) هستند اما چقدر کسانی که در ری و قم زندگی می کنند اهل امام زمان (عج) و اهل بیت (ع) نیستند.

چرا فلان کس از گرد راه رسید مورد توجه استاد قرار گرفت!

نگویید چرا فلان کس از گرد راه رسیده و این قدر مورد توجه ولی خدا یا فلان استاد قرار گرفته اما ما که بیش از ۲۰ سال با استاد هستیم ما را تحویل نمی گیرد ولی غریبه را تحویل می گیرد.

بد حجابانی که اهلیت دارند و پوشیه زنانی که ندارند

مثلا خیلی از بد حجاب ها قلب و وجودشان به ما تعلق دارد اما کسانی هستند که پوشیه می زنند اما اهل جهنم هستند. میزان را انس و علاقه قلبی مشخص می کند. پس با ریا کاری یا چسباندن خودمان به یک نفر یا یک جا آن ارتباط برقرار نمی شود باید در سینه و دل ارتباط برقرار شود و وابستگی وجود داشته باشد.

مکه و کربلا رفته ای که اهلیتی با آنجا ندارد و مکه و کربلا نرفته ای که اهلیت دارد

در سیر و سلوک و حرکت به سمت ایمان و قرب الهی آن چیز تعیین کننده این نیست که مثلا ۴۰۰ مرتبه مکه و کربلا بروید ، خیلی ها مکه و کربلا می روند اما اصلا سنخیتی و اهلیتی با آنجا ندارند اما کسی اصلا مکه و کربلا نرفته ولی اهلیت دارد.

 آن چیزی که تعیین کننده است قلوب است ، خدا به دلتان نگاه می کند. فرد مکه و مدینه نرفته اما تا چشمش به عکس و فیلمی از مکه و مدینه می افتد اشکش جاری می شود.

به جای سرمایه گذاری ظاهری سرمایه گذاری قلبی کنید

اگر می خواهید اهلیت پیدا کنید به جای اینکه سرمایه گذاری ظاهری کنید باید روی قلبتان سرمایه گذاری کنید. باید این دل به آنجا تعلق پیدا کند.

نگویید پدر و همسر و فرزندم مذهبی نیستند پس ما اهلیت نداریم

آسیه در خانه فرعون است اما به خدا می گوید یک خانه پیش خودت در بهشت برایم بساز. این آسیه در خانه فرعون به خاطر دفاع از حضرت موسی (ع) به شهادت می رسد پس نگویید بابایم یا همسرم مذهبی نیستند پس من نمی توانم مذهبی بشوم، شرایط خارجی را نبینید روی دلتان سرمایه گذار کنید.

حافظ قرآنی که اهل قرآن نیست اما بیسوادی که اهل قرآن است

کسانی را داریم که حافظ قرآن هستند اما اهل قرآن نیستند، اما کسانی را داریم که یک خط از قرآن بلد نیستند اما اهل قرآن هستند و قرآن در قلبشان است، نورانیت و پاکی دارند. هستند حافظان قرآنی که وقتی قرآن می شنوند هیچ حسی به آنها دست نمی دهد اما کسانی هم هستند حافظ قرآن نیستند اما تا صدای قرآن را می شنوند به بالا وصل می شوند پس اهلیت داشتن خیلی مهم است.

 میزان شرافت ، قرب و نورانیت و نزدکی هر کس به خانواده آسمانی خود به این بستگی دارد که در ذات و درون خود چقدر به غیبت و خدا انس دارد.

پدیدآورنده:

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!