خانه / * یاداشت ها / آخرین سفارشات امام سجاد(ع) در لحظه شهادت

آخرین سفارشات امام سجاد(ع) در لحظه شهادت

امام سجاد (ع) در سال ۹۴ ق. به تحریک ولید بن عبد الملک مسموم گردید و به شهادت رسید و در کنار امام مجتبی(ع) در بقیع مدفون شد. شیخ کلینى به سند معتبر از حضرت صادق(ع) روایت کرده که حضرت على بن الحسین(ع) را در وقت وفات ۵۷ سال بود، و وفات آن حضرت در سال ۹۵ واقع شد. و بعد از امام حسین (ع) ۳۵ سال زندگانى کرد.
شیخ ثقه جلیل على بن محمد خزاز قمى در کتاب کفایه الأثر از عثمان بن خالد روایت کرده که گفت : مریض شد حضرت على بن الحسین علیه السلام همان مرضى که در آن وفات فرمود، پس جمع کرد اولاد خود محمد و حسن و عبد اللّه و عمر و زید و حسین را، و در میان همه، فرزندش محمد بن على علیه السلام را وصى قرار داد، و نامید او را به باقر و امر سایر فرزندان خود را به آن جناب واگذار فرمود. و از جمله مواعظى که در وصیت خود به آن حضرت فرمود این بود : یا بنىّ، انّ العقل رائد الرّوح، و العلم رائد العقل (الى ان قال) و اعلم انّ الساعات یذهب عمرک، و انّک لا تنال نعمه الّا بفراق اخرى. فإیّاک و الامل الطّویل، فکم من مؤمّل املا لا یبلغه، و جامع مال لا یأکله الخ.
فرمود: بدان که ساعت‏ها بر تو مى ‏گذرد و عمر تو را مى ‏برد، و تو نمى ‏رسى به‏ نعمتى مگر بعد از مفارقت نعمت دیگر. پس بپرهیز از آرزوى دراز چه بسیار آرزومندان بودند که به آرزوى خود نرسیدند و چه بسیار کسان که جمع کردند مالى را و آن را نخوردند، و منع کردند مردم را از چیزى که زود آن را بگذاشتند و بگذشتند و شاید آن مال را از راه باطل فراهم آورده و از حقّش منع کرده، به حرام آن را دریافته و ارث گذاشته و وزر و وبال و سنگینى و اثقال آن را بر دوش خود برداشته. این است زیان روشن و خسران مبین.

همچنین در  کتاب چهل داستان وچهل حدیث از امام سجاد علیه السلام ، تالیف حجت الاسلام والمسلمین عبدالله صالحی آمده که زُهرى که یکى از راویان حدیث و از اصحاب امام سجّاد، زین العابدین علیه السّلام است، گوید:
در آخرین لحظات عمر شریف امام سجّاد علیه السّلام به محضر مبارکش ‍ شرفیاب شدم، همین که کنار حضرت نشستم مقدارى نان و سبزى کاسنى آوردند، حضرت خطاب به من کرد و فرمود: میل کن .
اظهار داشتم : یابن رسول اللّه ! غذا خورده ام و میل ندارم .
حضرت فرمود: از آن میل نما، که آن سبزى کاسنى است و روى هر برگش ‍ قطره اى از آب بهشت ریخته و شفاى هر دردى است .

زُهرى گوید: سپس آن طبق غذا را بردند و مقدارى روغن آوردند، حضرت فرمود: از این روغن استفاده کن .
عرض کردم : نیازى به آن ندارم .
فرمود: این روغن بنفشه است و خواصّ بسیارى در آن هست و بر تمامى روغن ها برترى دارد.
در همین بین فرزند امام سجّاد، حضرت باقرالعلوم علیهماالسّلام وارد شد؛ و آن دو بزرگوار مدّتى با یکدیگر راز گفتند و من تنها یک جمله از صحبت ایشان را متوجّه شدم که فرمود: پسرم ! خوش اخلاق و خوش برخورد باش .
و من احساس کردم که حضرت مشغول سپردن اسرار امامت به فرزند خود مى باشد؛ پس کمى جلوتر رفته و عرضه داشتم : مولاى من ! اگر پیش آمدى شود، بعد از شما به چه کسى مراجعه کنیم ؟
امام سجّاد علیه السّلام اشاره به فرندش نمود و اظهار داشت: به این پسرم، محمّد علیه السّلام که او جانشین و وارث من مى باشد، او مخزن علوم و اسرار الهى است، او باقرالعلوم مى باشد.
عرض کردم : معناى باقرالعلوم چیست؟
فرمود: به همین زودى دانشمندان و دوستان ما گرد او تجمّع مى نمایند و او تمام علوم و فنون را تشریح و تفسیر مى نماید.
پس از آن، حضرت، فرزندش را براى انجام کارى بیرون فرستاد وچون بازگشت به حضرت عرض کردم : چرا به فرزند بزرگ خود وصیّت ننمودى ؟
فرمود: امامت به کوچکى و بزرگى سنّ و سال نیست ، بلکه رسول گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله ، این چنین ما را از لوح مکتوب آگاه ساخته است .
گفتم : اوصیاء و خلفاء حضرت رسول چند نفر مى باشند؟
حضرت سجّاد علیه السّلام فرمود: آنچه در صحیفه و لوح یافته ام ، تعداد اوصیاء دوازده نفر هستند، که اسامى آن ها با خصوصیّاتشان ثبت شده است .
و سپس افزود: از صُلب هفتمین فرزندم محمّد باقر، دوازدهمین خلیفه و حجّت خدا به نام مهدى (عجّ) متولّد خوهد شد.(بحارالا نوار: ج ۴۶، ص ۲۳۳، ح ۱) و امام سجّاد علیه السّلام همچون دیگر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام از شرّ خلفاء و سلاطین جور در امان نبود؛ بلکه هر روز و هر لحظه مورد انواع شکنجه هاى روحى و جسمى قرار مى گرفت .
و در نهایت ، توسّط هشام بن عبدالملک مروان به وسیله زهر، مسموم گردید،
و چون به فیض عظماى شهادت نائل آمد، بدن مطهّر و مقدّسش توسّط فرزندش امام محمّد باقر علیه السّلام تجهیز و غسل داده شد؛ وپس از تکفین و إ قامه نماز، در قبرستان بقیع ، در جوار قبر شریف عمویش امام حسن مجتبى علیه السّلام دفن نمود. ((صَلَواتُ اللّه و سَلامُهُ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ اسْتُشْهِدَ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیّا)) .

شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت فرمود : چون پدرم را وقت وفات رسید، مرا به سینه خود چسبانید و فرمود: اى فرزند گرامى! تو را وصیّت مى‏ کنم. با آن چه وصیّت کرد مرا پدرم در هنگام شهادت خود و گفت که پدرش او را وصیّت کرده بود به این وصیت در وقت وفات خود که: زنهار ستم مکن بر کسى که یاورى بر تو به غیر از خدا نداشته باشد.
و نیز امام باقر(ع) فرمود: هنگامى که پدرم لحظات آخر عمر را مى پیمود، مرا به سینه اش چسبانید و فرمود: (پسر جان ! تو را به همان چیزى که پدرم (امام حسین علیه السلام) هنگام شهادت به آن وصیت کرد، سفارش مى کنم و آن اینکه: «یا بنى اصبر على الحق وان کان مرا» اى پسر جان ! در راه حق، استقامت کن، گرچه تلخ باشد).
و در بحار از بصائر الدرجات نقل کرده که چون آن حضرت را حالت موت رسید، رو کرد به اولاد خود که در نزدش جمع بودند و از میانه توجه فرمود به پسرش حضرت امام محمّد باقر علیه السلام فرمود: اى محمد! این صندوق را ببر به منزل‏ خود، پس فرمود معلوم باشد که در این صندوق دینار و درهمى نیست لیکن مملو از علم است.
و در روایت دیگر است که آن صندوق را چهار نفر حمل کردند و مملو بود از کتب و سلاح رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم). در روایتی از امام باقر(ع) چنین آمده است: هنگامى که وقت شهادت امام حسین(ع)، فرا رسید، دختر بزرگش بنام فاطمه (س) را به حضور طلبید و نوشته اى پیچیده و وصیتى آشکار را به او سپرد، زیرا على بن الحسین امام سجاد(ع) در آن وقت به سخنى بیمار بود، به گونه اى که گویا در حال احتضار است. فاطمه(س) آن وصیتنامه را گرفت و بعدا آنرا به برادرش على بن الحسین(ع) داد. امام باقر(ع) پس از نقل ماجراى فوق فرمود: سوگند به خدا، آن وصیتنامه و طومار پیچیده به ما رسید. یکى از حاضران پرسید: فدایت گردم، در آن طومار، چه نوشته شده بود؟ امام باقر فرمود: سوگند به خدا، آنچه از زمان آدم(ع ) تا پایان دنیا، مورد نیاز انسانهاست در آن وجود دارد و به خدا احکام حدود و مجازاتهاى مرتکبین جرائم، حتى جریمه خراش ، در آن، ثبت است.
به کوشش:امیرمحسن سلطان احمدی
پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme