خانه / امامزادگان / معرفی امامزاده طاهر بن زین العابدین(ع) در شهرری

معرفی امامزاده طاهر بن زین العابدین(ع) در شهرری

Print Friendly, PDF & Email

http://s6.picofile.com/file/8244781700/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B1%DB%B1%DB%B2%DB%B7_%DB%B1%DB%B6%DB%B5%DB%B7%DB%B4%DB%B4.jpg

هر ساله میلیون ها نفر از دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) از اقصی نقاط کشور با حضور در جوار امامزادگان شهرری خصوصا امامزاده حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) آنها را زیارت کرده و از معنویات این مکانها بهره ها می برند.

در قسمت شمال شرقی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) آستانی با گنبدی فیروزه ای می درخشد که قرن ها ناشناخته بوده و کسی از مدفن این امامزاده جلیل القدر حضرت امامزاده طاهر(ع) با خبر نبوده است.

شجره نامه امامزاده طاهر(ع) / با ۸ واسطه به امام سجاد(ع) می رسد

مشهور است که امامزاده طاهر(ع) با هشت واسطه به امام زین العابدین(ع) می رسد بدین ترتیب: طاهر بن محمد بن محمد بن حسن بن حسین بن عیسی بن یحیی بن حسین بن زید بن امام زین‌العابدین علیه‌السلام.

آقای محمد قنبری پدید آورنده کتاب “امامزادگان و زیارتگاه های شهر ری” در معرفی شخصیت حضرت امامزاده طاهر(ع) به نقل از کتاب زندگانى حضرت عبدالعظیم علیه السلام در خصوص این امامزاده مى نویسد:

شخصیت امامزاده طاهر(ع)
امامزاده طاهر از جمله علما و مصنّفین اوایل قرن چهارم هجرى بوده و در شهر رى وجه و شخصیّت تامى داشت و رتق و فتق امور اهالى رى به دست با کفایت او بود ، وى سیّدى بزرگوار و جلیل القدر بوده و داراى کرامت مى باشد و در بزرگى مقام و جلالت قدر و عظمت شأن او همین بس که پس از گذشت هزار سال در موقع بناى گنبدش قبرش نبش شد ، و بدن شریفش را که ابدا تغییرى در آن صورت نگرفته بود سالم یافتند؛ گویا خوابیده است ، که مشهور است و بسیارى آن را دیده اند . ( زندگانى حضرت عبدالعظیم علیه السلام ، رازى ، ص ۱۳؛ اختران فروزان رى و تهران ، ص ۱۵۳۰؛ کرامات صالحین ، ص ۳۲۱)

بنای بقعه امامزاده طاهر علیه السّلام
بنای بقعه امامزاده طاهر علیه السّلام در زمان ناصر الدین شاه قاجار و مظفر الدین شاه و به دستور ظل السلطان و به سعی رضا قلی خان ، معروف به سراج الملک در سال ۱۳۰۴ ه.ق شروع و تا سال ۱۳۲۰ ه.ق ادامه داشت .
طول و عرض روضه مطهره ۶*۶ متر تقریبی می باشد که در وسط روضه مقدسه هم ضریحی فولادی بر روی قبر امامزاده به چشم می خورد .
بر دیوار روضه مطهر نقاشی و گچ بری وجود دارد و اشعاری نیز در مدح آن حضرت به چشم می خورد که بعضی از عبارت های آن ناخوانا نبوده لذا از ذکر آن خودداری شده است .
بر بالای روضه منوره ، گنبدی به ارتفاع پانزده متر به چشم می خورد که به دلیل فرسوده شدن کاشی های آن ، آستان حضرت عبد العظیم علیه السّلام به تعمیر آن اقدام نموده است .

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/14562837-6444-l.jpg

بینا شدن چشمان ظل السلطان بواسطه کرامتی از امامزاده طاهر(ع)

مسعود میرزا معروف به ظلّ السّلطان فرزند ناصر الدّین شاه قاجار، که در اصفهان حکومت مستقلی داشت، برای زیارت حضرت سلطان علی فرزند حضرت امام باقر ـ علیه السلام ـ برادر امام صادق ـ علیه ا لسلام ـ و معروف به امام زاده قالی شوران یا مشهد اردهال که در هفت فرسخی کاشان واقع است، می رود و از تولیت آن در خواست می کند که راه و در سرداب را به او نشان دهد تا برود و بدن آن حضرت و یارانش را که به دست دشمنان دین و اهل بیت ـ علیه السلام ـ شهید شدند، زیارت کند.
به ظل السلطان می گویند: ما مکرّر شنیدیم که هر که به سرداب برود و بدن ها را ببیند، نابینا و کور می شود.
او اصرار می کند و می گوید این حرف ها خرافی است. چون با استبداد او رو به رو می شوند، راه سرداب را به او نشان می دهند، او متهورآنه پایین رفته و مشاهده می کند که تابوت هایی روی هم قرار دارد. پس یکی از آنها را باز نموده و می بیند که تروتازه است.
ترس و وحشت بر او غالب می شود و تصمیم می گیرد از سرداب بیرون بیاید. اما چشمش جایی را نمی بیند. به هر زحمتی است از آن مکان بیرون می آید و به اصفهان می رود و اطبا را جهت مداوا احضار می نماید، ولی همه آنها اظهار یأس می نمایند. به ناچار به تهران آمده و در آن جا هم نتیجه ای عایدش نمی شود، لذا به فرانسه می رود. در فرانسه هم با وجود اطبای حاذق جواب رد می شنود.
پس شبی در خواب می بیند که به شهر ری آمده و بعد از زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی ـ علیه السلام ـ به زیارت امام زاده طاهر ـ علیه السلام ـ، که در آن وقت گنبد و حرم و ضریح این چنین نداشت مشرف شده، و در گوشه ای محزون و غمگین می نشیند. در آن موقع احساس می کند که آقایی با او سخن می گوید: چرا در این مکان با حال محزون نشسته ای.
ظل السلطان می گوید: من کورم، منتظرم نوکرها بیایند و مرا ببرند.
پس آن شخص دستی به چشم او کشیده و فرمود: چشمت می بیند و دیگر نیاز به کسی نداری، برخیز و ما را هم فراموش مکن!

دستور ساخت گنبد و ضریح امامزاده طاهر(ع) توسط ظل السلطان
در آن وقت قبر امام زاده طاهر ـ علیه السلام ـ در سردابی بود که هیچ کس به زیارتش مشرف نمی شد. چون ظل السلطان بیدار می شود و مشاهده می کند که به کرامت آن بزرگوار بینایی اش برگشته است، همان روز از فرانسه به تهران، که دارالخلافه بود، تلگرام می فرستد و به شهردار و فرماندار تهران، رضاقلیخان سراج الملک فرمان می دهد، فوراً مهندس و معمار برده و برای آن حضرت گنبد و حرم و ضریحی فولادین ترتیب دهد.

سالم بودن بدن مطهر امامزاده طاهر(ع) بعد از گذشت صدها سال

هنگامی که ظل السلطان دستور ساخت گنبد و ضریحی برای امام زاده طاهر داد، در هنگام تخریب بنای قدیمی، به قبر شریف رسیدند و آن را نبش کردند، دیدند جسد شریف آن بزرگوار پس از صدها سال تر و تازه و سالم است، گویی امروز به خاک سپرده شده است.

در فرازى از زیارت نامه امامزاده طاهر(ع) چنین می خوانیم:«لَقَدْ اَظْهَرَ اللهُ جَسَدَک الطَّیِّبَ، وَ بَدَنک الطاهرَ، بَعْدَ مُضیِّ قُرُون متطاوله و سِنینَ مُتکاثِرَه، بَعدَ ارتحالِکَ إلى جوارِ الله»خداوند پیکر پاک و بدن پاکیزه‌ات را پس از گذشت قرن‌های متمادى و سالیان فراوان از ارتحالِ توبه جوار حق تعالى، نمایان ساخت.

قبر شریف تعمیر و حرم ساخته شد و بر صندوق قبر، ضریح فولادی بزرگی نهاده شد و گنبد کاشی بر آن بنیان گردید.( اختران فروزان ری و طهران: ۵۳ ـ ۵۵؛ زندگانی حضرت عبدالعظیم ـ علیه السلام ـ، رازی: ۱۳۳؛ کرامات صالحین: ۳۲۱؛ اجساد جاویدان: ۱۰۸ ـ ۱۱۰).

کرامتی دیگر از امامزاده طاهر(ع)

حجت الاسلام محمد مهدی فقیه بحر العلوم در سایت مزارات ایران و جهان اسلامی کرامتی دیگر از امامزاده طاهر(ع) را نقل نموده است:شهر رى از دیرباز اقامتگاه علما و مشاهیر بزرگ و تاریخ ساز بوده است.در سال‌های آغازین عصر منحوس پهلوى، زمانى که رضا خان براى پیچیدن نسخه غرب، دستور العمل اشاعه بى حجابى را به اجرا گذاشته بود، موجى از اعتراض و خشم از طرف علما و مردم مسلمان به وجود آمد که منجر به سرکوب، شهادت یا تبعید تنى چند از علماى بزرگ گردید. مرحوم علاّمه حاج شیخ محمّد تقى بافقى (رحمهم الله)، از علما و مراجع بزرگوارى است که در آن سال‌ها به شهر رى تبعید شده و در آنجا زندگى پربرکت خود را سپرى می‌کرد. مرحوم شیخ در سال‌های تبعید همواره تحت نظر مأموران شهربانى بود، اما این محدودیت‌ها هیچ گاه نتوانست مردم را از فیوضات و کرامات ایشان محروم کند.

آنچه می‌خوانید از جمله همین کرامت‌هاست که توسّط مرحوم محمّد اسماعیل، خادم ایشان نقل شده است. او از اهالى ورامین بود که سال‌های تبعید در خدمت مرحوم شیخ محمّد تقى بافقى (رحمهم الله) بود.

مرحوم محمّد إسماعیل این ماجرا را بنا به دستور شیخ پس از وفات ایشان نقل کرده است: در مدتى که در خدمت آقا بودم، بر حسب یک عادت همیشگى نماز مغرب را در حرم حضرت عبدالعظیم حسنى (علیه السلام) به جا می‌آوردم، سپس زیارتى کرده و به منزل باز می‌گشتم. یکى از همین شب‌ها، وقتى از حرم به منزل آمدم، خدمت آقا رفتم تا اگر کارى دارند برایشان انجام بدهم. ایشان پرسیّدند:

محمّد إسماعیل کجا بودى؟

گفتم: آقا! حرم بودم، براى نماز و زیارت.

فرمود: وقتى به زیارت می‌روی آیا امامزاده طاهر (علیه السلام) را هم زیارت می‌کنی یا نه؟

عرض کردم: بله، همیشه از جلوى ایوان، سلامى عرض می‌کنم و حمد و سوره اى تلاوت می‌کنم.

فرمود: چرا داخل نمی‌روی؟

عرض کردم: آقا! از جلوى ایوان که مسافتى نیست.

فرمود: این بار برو داخل حرم و امامزاده طاهر (علیه السلام) را زیارت کن. یادت نرود هنگام زیارت، سلام مراهم خدمتشان برسان.

شب دیگر، مطابق معمول به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنى (علیه السلام) رفتم. هنگام مراجعت، جلویایوان امامزاده طاهر (علیه السلام) سفارش حاج شیخ به یادم آمد، کفش‌هایم را در آوردم و به داخل رفتم. به جز خانمى که در گوشه حرم مشغول نماز بود، کس دیگرى نبود. جلوى ضریح ایستادم و حمد و سوره اى قرائت کردم و زیارت نامه را خواندم. زیارتم که تمام شد کنار ضریح رفتم و در قلب خود نجوا کردم که: یابن رسول الله (صلى الله علیه وآله)، حاج شیخ هم سلام می‌رساند.

به محض آن که این صحبت در قلبم گذشت، شنیدم صدایى بلند و رسا از داخل ضریح فرمود: و علیک السلام، و علیک السلام، و علیک السلام.

این صدا به شدّت مرا متوحش کرد، بى اختیار دور ضریح گردیدم.

اما، از صاحب صدا خبرى نبود. باهمان حالت اضطراب از حرم بیرون آمدم. وقتى به منزل رسیّدم، بلافاصله خدمت آقا رفتم. ایشان که مرا دید پرسیّد، چه شده آقا اسماعیل؟ چرا رنگ پریده اى؟ جریان را که براى ایشان نقل کردم. تبسّمى کرد و فرمود: یادت باشد همیشه امامزاده طاهر (علیه السلام) را در داخل حرم زیارت کن و مطلب را تا من زنده‌ام به کسى مگو.( سرزمین کرامت: ۳۵-۳۸)

زیارتنامه حضرت امامزاده طاهر علیه السّلام

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیم ِ
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّیِّدُ الطّاهِرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّنَدُ الظّاهِرُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا التَّقِیُ الرَّضِیُّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُتَّقِیُّ الْمَرضِیُّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعابِدُ الصّالِحُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الزّاهِدُ الفاتِحُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَلیلَ الْاَئِمَّهِ الْمَعصوُمینَ الْهادینَ الْمَهدِیّینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلَفَ الْاَوصِیاءِ الْمَرضِیّینَ ، اَشهَدُ اَنَّ لَکَ عِنْدَ اللهِ قَدْراً عَظیماً وَ شَأْناً رَفیعاً لِاَنَّهُ تَعالی اَظْهَرَ جَسَدَکَ الطَّیِّبَ وَ بَدَنَکَ الطّاهِرَ بَعْدَ مُضِیِّ قُروُن
ٍ مُتَطاوِلَهٍ وَ سِنینَ مُتَکاثِرَهٍ مِنْ حینِ ارْتِحالِکَ اِلی جَوارِ اللهِ لِیُبَیِّنَ قَدْرَکَ وَ مَنْزِلَتَکَ وَ مَنْزِلَهَ ابائِکَ الطّاهِرینَ وَ اَجدادِکَ الْمَعْصُومینَ عَلی مَنِ التَّبَعَکُم مِنْ شیعَتِکُمُ الْمُخْلِصینَ اِرْغاماً لِلْجاحِدینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَیِّدی وَ مَوْلایَ یا طاهِرَبْنَ الْاِمامِ زَیْنِ الْعابِدینَ وَ عَلی رُوحِکَ وَ بَدَنِکَ وَ عَلَی الطّاهِرینَ مِنْ آبائِکَ وَ اَجْدادِکَ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُه .

به کوشش: امیرمحسن سلطان احمدی

۱ دیدگاه

  1. بسمه تعالی
    سلام
    من بعنوان یک سید شیفته وعاشق امامزاده طاهر ع هستم هروقت زیارتش میرم انگارخدادنیارابمن داده خیلی باصفاست

    تشکر سیدعلیرضارضائی ازنوادگان قمربنی هاشم ع تهران

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!