خانه / در محضر بزرگان / استاد محمد شجاعی / بررسی شخصیت انسان حقیقی در بیان استاد شجاعی
جلسه انسان شناسی استاد محمد شجاعی این هفته با محوریت بررسی شخصیت انسان حقیقی برگزار شد که استاد در این جلسه شخصیت انسان حقیقی را بر اساس روایات بررسی نمودند و بیاناتی درباره انواع انسان ها،شخصیت مومنین، نعمت شیعه بودن در روی زمین،حجاب عادت،رعایت حرمت اطرافیان،بدبین نشدن به کسی سخن گفتند که در ادامه مشروح سخنانشان می آید.

بررسی شخصیت انسان حقیقی در بیان استاد شجاعی

سه جلسه توفیق شرکت در جلسه انسان شناسی استاد محمد شجاعی نصیبم نشد و بالاخره این هفته توفیق شد در شهر مقدس قم شامگاه سه شنبه ۲۷ بهمن ماه ۱۳۹۴ در جلسه انسان شناسی ایشان شرکت کنم و از مباحث این استاد بزرگوار بهره مند شم.

این جلسه استاد با پایان رسیدن بحث غفلت وارد یک مبحث جدید در سلسله مباحث انسان شناسی شدند، در این جلسه استاد ضمن معرفی شخصیت انسان واقعی به بررسی شخصیت انسان حقیقی در آیات و روایات پرداختند که در ادامه یاداشت هایم از این جلسه را تقدیم شما معارف جویان عزیز می نمایم:

ریاضیات خلقت و قدر و مقدار آن بدست خداست

خداوند تبارک و تعالی خالق و مالک انسان و جهان است و همه چیز را با قدر و مقدار آفریده است« کُلُّ شَیْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ »، « قَد جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدرًا» ریاضیات خلقت به دست خداست، هر چیزی نزد خدا یک عدد و رقمی دارد،هیچ چیز از نزولات الهی که ازالله جلوه می کند به اسم رحیم می رسد و می آید پایین تا مرحله ناسوت همه عدد دارد.

حقیقت خلق انسان

قدر و اندازه هر چیز نزد خداوند است و وقتی که به انسان می رسد، اول برای انسان بالاترین مقام را قائل است و حقیقت انسان اولین مخلوق خداوند تبارک و تعالی است، یعنی همان مثل اعلی یا نور محمد و آل محمد(ص) است.این حقیقت مثل اعلی که از اسمش معلوم است عالی ترین نمونه از خداوند و جلوه های الهی است، که وقتی این جلوه های الهی به زمین می آید دو مسیر روی آن باز می شود، که یک مسیر این که برگردد به جایگاه اولیه خودش و مسیر دیگر مسیر شقاوت است برای همین خداوند انسان های را به شش گروه تقسیم کرد.

تقسیم انسان ها بر اساس دلشان

استاد حوزه و دانشگاه با تقسیم بندی انسان ها بر اساس دلهایشان گفت: انسان ها اول بر اساس دلشان به چهار دسته تقسیم می شوند؛ یک مرحله حس و جسمانی ، مرحله دیگر وهم و خیال، مرحله بعدی مرحله عقل و مرحله دیگر مرحله فوق عقلانی یا فوق تجرد که آن را مرحله قلب انسان می گویند. مرحله ای که عشق و علاقه به طور عالی ترین مرحله در این بخش شکل می گیرد.

تقسیم انسان به شش گروه

بر همین اساس ارزش و قیمت انسان بر نوع هوس ها، خوابها،معشوق ها، دغدغه ها،آرمانهایش مشخص می گردد و انسان ها را بر اساس خواسته های قلبیشان به شش گروه تقسیم نموده اند؛اول گروه سنگ است که قرآن می فرماید: « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَهِ » ۷۴ بقره،گروه دوم بدتر از سنگ که قرآن می فرماید : « أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً »، سوم گروه مانند چهارپایان هستند که قرآن می فرماید: « أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ » ۱۷۹ اعراف، گروه چهارم مانند بدتر از چهار پایان که قرآن می فرماید: « بَلْ هُمْ أَضَلُّ »، پنجم گروه انسان هایی که باطن شیطانی دارند« شیاطین انس» ، و گروه ششم انسان هایی که انسان هستند.

پنج گروه انسان های فاسق و یک گروه انسان و مومن

خداوند برای این پنج گروه اول لفظ فاسق را بکار برده است، کسانی که از حالت طبیعی خارج هستند و به سوی کمال مطلق حرکت نمی کنند؛ اما دسته ششم که انسان حقیقی است نامش را خداوند مومن نهاده است و قرآن می فرماید :« أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لَّا یَسْتَوُونَ » . پس آن ۵ گروه فاسق هستند«وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا» و این یک گروه انسان و مومن هستند.

انسان واقعی چه کسی است؟

انسان کسی است که در مسیر انسانی به سمت کمال مطلق حرکت می کند، یعنی شخص روز به روز اسماء و کمالات بیشتری از الله جذب می کند و تخلق بیشتری نسبت به اخلاق الهی پیدا می نماید.بنابراین انسان حقیقی کسی است که اله خود را می شناسد و می داند از کجا آمده و به کجا می رود و در این مسیر به سمت هدف خلقتش حرکت می کند.

سه نشانه و معشوق اصلی هر مومن

با اشاره به آیه ۲۴ توبه مومن کسی است که سه معشوق در راس همه عشق هایش قرار دارد پس مومن این سه معشوق «الله» ، «اهل بیت (ع) » و «جهاد در راه خدا » را دارد، و دلی که این سه معشوق در راس همه عشق هایش نباشد فاسق است.

علامت تشخیص این سه نشانه در هر فرد

علامت داشتن این سه عشق این است که روز به روز به حجم شادی ، آرامش ، مهربانی ، رافت ، رحمت و رحمانیت فرد بیشتر می شود و این علامت خروجی آن است پس فکر نکنید که اگر نماز شب می خوانید و حافظ قرآن هستید، کارتان درست است بلکه زمانی کارتان درست است که روز به روز به اسماء الهی نزدیکتر شده باشید.

حقیقت انسان فرد مومن است

ما در بحث انسان شناسی درباره حقیقت انسان که مومن است صحبت می کنیم، انسان حقیقی مومن و غیر حقیقی فاسق است،بنابراین غیر از مومن کسی باطن انسانی ندارد و هر چه دارد کمالات نقش های دیگر از جمله جمادی، گیاهی یا حیوانی است و پیامبر(ص) نیز فرمودند: امت من به صورت حیوان مختلف در قیامت محشور می شوند.

بعد از اسم الله اولین اسم اسم شریف رحمان است و تمام اسماء الهی از اسم رحمان گرفته می شود و در بازگشت و معاد انسان هایی موفقند که از رافت ومهربانی بیشتری برخوردار هستند، غیر ممکن است کسی که عصبانی است بتواند اسم الهی را دریافت کند.

در امان بودن مردم از مومن

پیامبر(ص)  می فرمایند« آیا من به شما خبر بدهم برای چه به مومن مومن می گویند؟ این که مردم از او در مورد جان خودشان احوال خودشان در امان هستند» مومن تجاوز به کسی ندارد،به جان و ناموس کسی نه حسادت می کند نه چشم داشت دارد،همه چیز دیگران از دست او در امان است، چون سه تا معشوق اصلیش در دستش است و دیگر رغبتی به چیزی ندارد و آدم ای کاشی نیست،همچنی مومن حسرت و عقده و کینه ندارد چون همه چیزی که لازم دارد با او هست.

مومن چشم ودلش سیر است

اساسا مومن آدم عقده ای نیست، چشم و دلش اینطرف و آن طرف هرزگی نمی کند که بگوید این و آن را می خواهم، چون خودش همه چیز را دارد و جلوه های کمال مطلق را داراست، چیزی نیست که بخواهد در دلش عقده کند. مومن حسرت ندارد برای همین تجاوزی به کسی ندارد و بقیه از دست او در امان هستند و چیزی نیست که بخواهد گرگ صفت سمت آن برود. و اصلا چیزی از دنیا مومن را ناراحت نمی کند کسی که دنیا او را به گریه بیندازد جهنم در انتظارش است برای همین پیامبر(ص) می فرماید: مردم از دست مومن در امان هستند.

مومن میوه باغ خلقت الهی

وجود مقدس امام صادق(ع) جوری دیگر مومن را معنا می کند و می فرماید: «مومن میوه خلقت خداست.»، از زمین و درخت و چیزهای دیگر که باغبان می کارد تا به ثمره آن که میوه است برسد ، حال زمینی که زحمت بکشند و بکارند ولی درخت جان نداشته باشد تا میوه بدهد دیگر بدرد نمی خورد. خوب میوه است که به یک چیزی معنا می دهد و خلقت خداوند هم با میوه مومن معنا می گیرد.

مومن میوه هشتاد میلیارد انسان روی زمین

هشت میلیاد جمعیت در روی کره زمین میوه آن مومن است و مومنین میوه های این هشت میلیارد هستند در باغی که خدا کاشته است.

عزیز بودن مومن نزد خداوند

این قدر مومن برای خدا عزیز است که خدا از اسم خودش برای او می گذارد، مومن از خدا امان می خواهد و خدا به او امان می دهد، در روایت داریم وقتی چهل مومن روی یک کفن را امضا می کنند خدا حیا می کند از آن،اینقدر مومن عزیز است.مومن میوه باغ خداوند تبارک و تعالی است و آنقدر مهم است در مورد دیگران هم شفاعتش مورد قبول است و این قدر مومن حرمت دارد و عزیز است.

مومن کیست و سه معشوق اصلی او

مومن یعنی: کسی که سه تا معشوق در راس همه معشوق های زندگیش است، الله که می گوید« لااله الا الله»، اهل بیت(ع) و جهاد در راه خدا« یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ».

گرفتار شدن مومن در برابر مومن حسود / حجاب عادت

درباره عظمت مومن امام صادق(ع) فرمود: مومن حرمتش عظیم تر از کعبه است؛ یک مشکلی که ما داریم که پیامبر(ص) نیز فرمود: مومن بین پنج شدت قرار دارد که اولینش این است که مومن گرفتار مومن حسود می شود، که چشم دیدن مومن و موفقیت او را ندارد؛ این خیلی بد است که انسان این گرفتاری را پیدا کند و علت آن نیزحجاب عادت است و این حجاب باعث می شود که ما امور را عادی بنگریم، و قیمت واقعی و حقیقت هر چیز را نبینیم.

علت و راه مقابله با حجاب عادت

نظام قیمت گذاری و غصه و شادی باید همانجور باشد که خدا تایید می کند، برای چیزی عصبانی شویم که قیمت داشته باشد؛ بنابراین مومن نیز همه چیز را آنجور خدا می بیند مینگرد،سعی کنید با چشم خدا و اهل بیت(ع) بنگرید تا درست و واقعی همه چیز را ببیند، اما حجاب عادت نمی گذارد همه چیز را ما آن جور که واقعیت دارد ببنیم، مثلا در مورد یک عالم بی رقبترین مردم نسبت به یک عالم خانواده او هستند، چون به عنوان یک عالم از علمش خوب نمی توانند استفاده کنند، چون حجاب عادت دارند و با این عالم عادت کرده اند و نمی توانند او را خوب ببنید.

ندیدن نعمت های خدا با حجاب عادت

یا نعمت های خدا برای ما خوب دیده نمی شود، منفی بافی و ناشکری در زندگی زیاد داریم، اگر کسی حجاب عادت را کنار بزند همیشه شاکر خداست. قور زدن ها، عصبانیت ها، ناراحتی ها، افسردگی ها، احساس پوچی ها همه مال ناشکری است و ناشکری معلول عادت است و ما به خیلی چیزها عادت می کنیم و نعمت های زیاد و عظیمی داریم چون عادت به آن کرده ایم آن را نمی بینیم و چون نمیبینمش احساس بدبختی می کنیم.

نعمت داشتن ولایت اهل بیت(ع)

فردی آمد نزد امام صادق(ع) و گفت: فقیر هستم و کمکی می خواست، اما امام فرمود: تو فقیر نیستی! تو حاضری دنیا را داشته باشی ولی ولایت ما را نداشته باشی؟ این سوال از همه ماست ، فرد گفت نه اصلا حاضر نیستم. امام گفت: تو یک چیزی داری که فوق اینهاست.

یک مومنی که ولایت اهل بیت(ع) را دارد باید پیروی این نعمت هر روز شکر کند، به هشت میلیارد جمعیت به همه خدا این نمعت ولایت را نداده خدا می توانست ما را بگذارد جای یکی از این افراد در کشورهای مختلف تا در اوج دنیا و ثروت باشیم اما نعمت ولایت اهل بیت ع را نداشته باشیم، حالا کسی حاضر است این نعمت را بدهد دنیا را بگیرد؟ حال ما متوجه نمی شویم و این نعمت را نمی فهمیم و شاکر نیستیم که خدا به ما چه نعمتی داده است؟ خدا قشنگترین نعمتها و زیباترین انسانها و مخلوقاتش را به ما داده است ولی ما کافی است یک ذره دنیامان دست بخورد با خدا می ریزیم به هم!

بی نهایت به ما نعمت داده است در کشور شیعه متولد شده ایم و به اینها عادت کرده ایم و قدر آن را نمی دانیم که خدا به ما چه داده؛ مسجد، نماز جماعت، دیدن مومنین که دل انسان را چقدر شاد می کند ولی قدر نمی دانیم،انسان وقتی چهار روز برود مسافرت خارج کشور تازه می داند چه چیزهای با ارزشی داشته که قدرش را نمی دانست.

رعایت حرمت دیگر مومنین / با بقیه با بی حرمتی حرف نزنید قیمت آنها را بدانید

چون عادت کرده و خودمان را هم مومن می دانیم حرمت بقیه مومنین را نمی دانیم، در دریای مومنین زندگی میکنیم اما به انها حرمت نمی گذاریم، به انها حرف بد می زنیم، بی احترامی می کنیم و بد اخلاقی میکنیم، همسر تو مومن است، این نفس اینقدر شریف است که الله و قرآن و معصومین را پذیرفته است هر کس را چنین نعمتی نداده اند،حرمت دارد عادت نکنید با یکدیگر با بی احترامی و بی حرمتی برخورد کنیم، قیمت بقیه رو هم در نظر بگیرید.

رعایت حرمت اطرافیانمان / زود عصبانی نشوید

اگر کسی خودش را بهتر از بقیه بداند مستکبر است،حرمت اطرافیان بر ما واجب است، وقتی این واقعیت برای ما پذیرفته شد آن وقت یک جامعه ای داریم که نفرت و تکبر و حسادت و تحقیر دیگران و اذیت دیگران در آن نیست،بدانید یک بار عصبانی نسبت به زن و بچه ات بشوید خدا خشمش می گیرد، نمی توان راحت نق و قور بزنید، به خانواده اش توهین کنید، خیلی خطرناک است که عادت کنید به دیگران حرف بد بزنید.

بالاتر بودن عظمت مومن از کعبه

کسی به کعبه تف بینداز چه می گوید،قطعا می گویید باید خونش را بریزید اما مومن حرمتش بالاتر است؛ پیامبر(ص) به کعبه نظر کرد و گفت: مرحبا و افرین بر تو ای خانه چقدر تو محترمی و عزیزی پیش خدا و حرمتت بالاست اما به خدا مومن از تو عزیزتر است، پیامبر به کعبه می گوید و قسم می خورد که مومن عظمتش از تو بالاتر است. خداوند یک چیز را درباره تو حرام کرده که باید انسان با احرام وارد شود، اما درباره مومن سه چیز را حرام می داند :مالش، خونش و این که انسان به او بدبین باشد.

راحت به کسی بدبین نشوید

ما خیلی راحت به همدیگر بدبین می شویم و بقیه را زیر سوال می بریم،کافی است حواله ایمانی اش با شما نخواند به او میگوید کافر و فاسق است،روی چه حسابی چنین می گوید، چون فهمی از ایمان آنها ندارید خیلی راحت می گوید او کافر است.

شخصیت مومن آسیب ناپذیر است

امام باقر (ع) می فرماید : خدا به مومن سه خصلت داده است، مومن عزیز در دنیاست، مومن شخصیتی است که آسیب پذیر نیست و به احساس پوچی و گریه نمی افتد، اگر مومن را تکه تکه هم کنند اما شخصیتش آسیب پذیر نیست، زیبنب کبری فرمود: ما رایت الا جمیلا جز زیبایی چیزی ندیدم. به مومن اگر کسی فحش هم بدهد شخصیتش نفوذ ناپذیر است، استحکام دارد و شکسته نمی شود و به التماس و حقارت نمی افتد.

 

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

*برای شنیدن و دانلود فایل صوتی این جلسه اینجا را کلیک نمایید.

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

bigtheme
error: Content is protected !!