حدود ساعت ۴ عصر بود که در حال خرید شب یلدا بودم که آقای محمودی از خبرگزاری ابنا تماس گرفت که امشب برای تهیه گزارش باید به  موسسه امام موسی صدر بروم و نشست خبری مهمی است.

ساعت را نگاه کردم و دیدم تا زمان شروع نشست خبری هم ۲ساعت و نیم وقت بیشتر ندارم و از آن طرف امشب هم شب یلدا بود و فقط هندوانه خریده بودم و بقیه خریدم انجام نشده بود که راهی منزل شدم و وسایلی که خریده بودم را گذاشتم و از خانواده خداحافظی کردم و رفتم.

هر چند خانواده دلخور شدن که شب یلدا هم باز کار خبری و مصاحبه می خواهی بروی! اما وقتی برای توضیح دادن نبود و زمان هم داشت به سرعت می گذشت آن هم در روزهای کوتاه پاییز و در آخرین ثانیه های پاییز ۱۳۸۹

خیابان های شهر زیر ترافیک سنگین شب یلدا قرار داشت و با موتور خودم را به میدان هفت تیر رساندم،آدرس موسسه را هم دقیق نداشتم با تماس تلفی با آقای محمودی و هماهنگی با موسسه آدرس دقیق که در یکی از کوچه های میدان هفت تیر بود گرفتم و به موقع به موسسه که محل برگزاری این نشست بود رسیدم و خوشبختانه اولین خبرنگاری بودم که وارد موسسه شدم.

موضوع چنان سریع بود که امکان هیچ هماهنگی قبلی و آمادگی برای پرسیدن سوال را نداشتم اصلا تا اون لحظه حتی نمیدانستم طرف مصاحبه شونده ام کیست؟ و موضوع چیست؟

کتاب هایی جهت مطالعه خبرنگاران گذاشته بودند و از فرصت استفاده کردم و یک مطالعه ای مختصر نمودم که متوجه شدم موضوع ربایش امام موسی صدر است، بعد هم اعلام کردند که نشست خبری به دلیل دادگاه پیگیری ربایش امام موسی صدر که در اسفند ماه در لبنان تشکیل می شود به صورت ویدیو کنفرانس آنلاین خبرنگاران با «دکتر شبلی ملاط » وکیل امام موسی صدر در نیویورک مصاحبه و وکیل امام موسی صدر در این نشست خبری شرکت می کند.

ساعت ۷ شب را نشان می داد که نشست رسمی شد و سیده حورا صدر دختر امام موسی صدر به اتفاق همسرشان آقای فیروزان وارد سالن شدند و جلسه رسما آغاز شد.

ابتدا دختر امام موسی صدر که مدیرعامل مؤسسه امام موسی صدر نیز بودند،توضیحاتی در خصوص این نشست ایراد کردند و این نشست خبری با بغض های در گلوی دختر امام موسی صدر آغاز شد، بغض هایی که در طول این جلسه به راحتی می شد در چهره او دید که چگونه دلخور از نامهربانی ها در پیگیری این ماجرا و انتظار از خبری از پدر دارد.

حورا نام دختر امام موسی صدر بود و وقتی متوجه شدم امام نام دخترش را حورا گذاشته خوشحال شدم چون من هم نام دخترم هم نام ایشان بود و کمتر این نام را جایی شنیده بود و شادمان شدم که همین انتخاب مرا امام موسی نیز نموده است.

بعد از سخنان کوتاه دختر امام موسی صدر ارتباط ویدیویی با دکتر شبلی ملاط وکیل امام موسی صدر که در نیویورک بودند برقرار شد و ایشان ضمن توضیحاتی در این زمینه خصوصا ترس قذافی از دستگیر شدنش ارائه و سپس به سوالات خبرنگاران نیز پاسخ داد.

شب یلدایی متفاوت بود،امشب در این بلندترین شب سال پایتخت نشین ها در یک سنت ایرانی دور هم جمع شده بودند و شب نشینی یلدایی داشتند اما در کوچ پس کوچه های این شهر غول پیکر در منطقه هفت تهران در یکی از کوچه های میدان هفت تیر در شب یلدا جمعی گرده هم آمده بودند که با شب نشینی یلدای های سال ۱۳۸۹ متفاوت بود.

سمت راست:دختر امام موسی صدر به اتفاق همسرشان

اینجا دختری بغض در گلو، نگران تمام حواسش به شنیدن خبری از پدر ربوده شده اش بود،تا وکیل امام موسی سخنی از پیگیری های پرونده می داد،سیده حورا دقیقتر به سخنانش گوش می داد و حتی دقیق تر از ما خبرنگاران مطالب و سخنان دکتر شبلی ملاط را یاداشت می کرد به امید اینکه شاید سرنخی از پدر بدست بیاورد،در این جمع او و همسرش از همه نگران تر بودند و منتظر تا شاید وکیل امام موسی خبری خوش و جدید از پدر به آنها بدهد و او بتواند بعد از ۳۲ سال بار دیگر پدر را ببیند.

شب یلدای عجیبی را در تاریخ عمرم ثبت می نمودم،شب یلدایی که به خوبی می توانستی در چهره بغض آلود دختری چشم انتظار پدر این انتظار و بی خبری را ببینی،پیش خودم گفتم واقعی درد جانگذار فراق و مرگ عزیز اینچنین درد آور نیست تا اینکه انسان نداند که عزیزش زنده است یا دیگر او نیست،این بلاتکلیفی و بی خبری واقعا درد آور بود لحظاتی خودم را جای سیده حورا گذاشتم و اصلا نتوانستم حتی تصورش را نمایم واقعا خداوند صبر عجیبی به این خانواده عزیز که از سادات هم بودند داده بود.

اولین نفر از سمت چپ من هستم

تا کنون چنین نشست و مصاحبه خبری متفاوتی و این چنینی را تجربه نکرده بودم،در کنار سیده حورا همسرشان جناب آقای فیروزان نیز به شدت از وضعیت دیپلماتیک و مصالح سیاسی که باعث عدم پیگیری شده بودند عصبانی بود،او نیز در کنار همسرش سخت نگران سرنوشت پدر خانمش بود.

ساعت هشت و نیم شب بود که این نشست خبری تمام شد، و طبق برنامه قصد داشتم با دختر امام موسی یک مصاحبه اختصاصی تهیه کنم،منتظر شدم خبرنگارانی که داشتند از ایشان خداحافظی می کردند بروند و کمی دور ایشان خلوت تر شود و سپس جلو رفتم و درخواست مصاحبه را با ایشان در میان گذاشتم، از چهره ایشان کاملا مشخص بود که حسابی خسته و غصه دار پدر هست و تمایلی به مصاحبه نداشت و گفت آنچه نیاز بود در ابتدای نشست بیان کردم، اما من اصرار کردم و از همسرشان نیز درخواست نمودم که ایشان موافقت کنند چند لحظه کوتاه این مصاحبه انجام شود که عاقبت پذیرفتند و توانستم یک مصاحبه اختصاصی نیز با ایشان انجام دهم، مهمترین نکاتی هم که ایشان در این مصاحبه مطرح کردن خواستار نقش رسانه ها در انعکاس آثار و افکار امام موسی صدر شدند.

مشروح مصاحبه ام با دختر امام موسی صدر:

سیده حوراء صدر” مدیرعامل مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر در حاشیه نشست خبری وکیل پرونده امام موسی در لبنان، در گفت‎‏وگویی اختصاصی با خبرنگار ابنا، خواستار برجسته‌‏تر شدن نقش رسانه‌ها در معرفی آثار و افکار امام موسی صدر به عنوان رهبری بزرگ که شیعیان مظلوم و محروم لبنان را مدیریت می‏‌کرد، شد.

دختر امام موسی صدر افزود: «رسانه‏‌ها عملا زبان مردم هستند و زبان مردم هم وقتی فعال باشد، می‏‌تواند نتیجه‌‏بخش باشد.»

حوراء صدر ادامه داد: «رسانه‏‌ها مهم‌ترین نقش را در مطرح کردن یک قضیه دارند؛ وقتی قضیه‌ه‏ای پیوسته مطرح شود، بالاخره به نتیجه می‌‏رسد.»

دختر امام موسی صدر در پاسخ به این سؤال که تا چه اندازه علایق خانودگی خود را در پیگیری قضیه امام موسی صدر دخیل می‏‌دهید، گفت: « ما به هیچ وجه این قضیه را یک قضیه خانوادگی نمی‏دانیم. این مسأله فقط متعلق به خانواده امام موسی صدر نیست. واقعیتش این است که امام موسی صدر متعلق به تمام شیعیان است.»

صدر در ادامه سخنان خود در بیان ذوب بودن امام موسی صدر در حل مشکلات شیعیان و مسلمانان لبنان و خاورمیانه افزود: «در دوران فعالیت امام موسی صدر در جنوب لبنان، کمتر کسی ایشان را میان خانواده‌‏اش می‏دید. بنابراین طبیعی است کسانی که به ایشان علاقه دارند و پیروشان هستند، فعالیت بیشتری برای رهایی امام از زندان‏‌های لیبی کنند.»

خانم حوراء صدر در پایان با تأکید بر اینکه پیگیری این قضیه، مسئله‌ی است که در راه حق و برای روشن شدن حقیقت است، گفت: « باز هم این انتظار وجود دارد تا مطبوعات و رسانه‌‏هایی که پیگیر حق هستند و به خصوص رسانه‏‌هایی که برای تبلیغ تشیع گام برمی‏دارند، بیشتر پیگیری کنند.» صدر اضافه کرد: «چند نفر که نمی‌‏توانند یک مسأله رابه نتیجه برسانند؛ باید حرکت و موجی به راه بی‌افتد و همه با هم همکاری کنند تا إنشاءالله به نتیجه برسیم.»

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

انتشار در ابنا http://fa.abna24.com/cultural/archive/2010/12/23/218102/story.html

پی دی افپرینت