خانه / *قرآن و معارف / مروری بر زندگی و بخشی از توصیه های علامه طهرانی

مروری بر زندگی و بخشی از توصیه های علامه طهرانی

دانش از مقولاتی است که در گستره تاریخ بشر، از اهمیت والایی برخوردار بوده و مکتب حیات بخش اسلام نیز برای فراگیری آن تأکید فراوان نموده و فراگیری آن را حتی در مناطق دور، سفارش کرده است.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، دانشمندان دینی را وارثان پیامبران معرفی فرموده و در جای دیگر، با سه بار تکرار، عالمان را جانشینان خود شمرده است. دراین صورت، تجلیل و معرفی بزرگان علم، از جمله ارزشمندترین کارهای فرهنگی خواهد بود.

مرحوم «آیت اللّه علامه سیدمحمد حسین حسینی طهرانی» از شمار بزرگان معاصر و گمنامی هستند که باید در پاسداشت مقام علمی، اخلاقی و عرفانی ایشان، کتاب ها نوشته شود و همایش های باشکوه برگزار گردد. بدین منظور به مناسبت سالروز ارتحال علامه آیت الله سید محمد حسین طهرانی(ره) بهانه ای شد تا در ادامه مروری بر زندگی و بخش هایی از بیانات این سالک سفر نماییم.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

تولد

«علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی» فرزند مرحوم آیت الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی در بیست و چهارم محرّم الحرام سال ۱۳۴۵ هجرى قمرى در تهران در خانواده‌اى اصیل و از اهل علم و تقوى دیده به جهان گشودند. ایشان از طرف مادرِ پدر از خاندان مجلسى که داراى ستارگان پر فروغى همچون آیات بزرگ الهى: علّامه ملّا محمّد تقى مجلسى و علّامه ملّا محمّد باقر مجلسى و آیه الله مجدِّد وحید بهبهانى و آیه الله علّامه سیّد مهدى بحرالعلوم و آیه الله بروجردى قَدّس اللهُ أسرارَهم مى‌باشد و از طرف مادرِ مادر از خاندان ارزشمند حاج ملّا مهدى و حاج ملّا أحمد نراقى رضوان الله علیهما می‌باشند.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

دوران نوجوانی و تحصیل

دوران کودکى و نوجوانى را تحت تربیت‌هاى دلسوزانه پدر بزرگوارشان گذرانیده پس از طىّ تحصیلات ابتدائى، دوره آموزش متوسّطه را در رشته مکانیک و ماشین‌سازى با درخششى فوق العاده به إتمام رسانیدند، و با وجود پیشنهادهاى بسیار براى ادامه تحصیل در خارج و پذیرش مسؤولیّت‌هاى مهم در رشته‌هاى مختلف، سربازى إمام زمان عجّل الله تعالى فرجَه الشّریف و تحصیل علوم دینى را برگزیدند.

عمامه گذاری ایشان توسط دائی پرشان

پس از آنکه در مشهد الرّضا علیه السّلام بدست مرحوم آیه الله آقا میرزا محمّد طهرانى؛صاحب «مستدرک البحار» که از بزرگان عصر و دائى پدرشان بود، عمامه گذارى نموده و به لباس علم و تقوى ملبّس گردیدند.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

عزیمت به قم و استفاده از محضر علامه طباطبایی

براى شروع علوم حوزوى در نوزده سالگى در سال ۱۳۶۴ هجرى قمرى عازم شهر مقدّس قم شده و در مدرسه حجّتیّه اقامت گزیدند.و در همان سالها به جمع اوّلین شاگردان علّامه طباطبائى رضوان الله علیه پیوسته و از خواصّ اصحاب ایشان گردیدند، و در عرفان عملى و تفسیر وحکمت از خرمن پر فیض این رَجُل الهى بهره‌ها بردند؛ که این ارتباط نزدیک و بهره‌ورى علمى و روحى تا پایان عمر نورانى ایشان استمرار داشت.

اساتید ایشان در قم

علاوه بر علامه طباطبایی ایشان در حوزه مقدّسه قم از محضر بزرگانى مانند آیه الله حاج شیخ عبد الجواد سدهى و آیه الله حاج سیّد رضا بهاءالدّینى و آیه الله حاج شیخ مرتضى حائرى و أعلامى همچون آیه الله سیّد محمّد داماد و آیه الله سیّد محمّد حجّت و آیه الله حاج آقا حسین بروجردى رضوان الله علیهم أجمعین در سطوح مختلف استفاده‌هاى شایانى بردند و پس از هفت سال تلاش علمى و مجاهدات عملى به کسب درجات بالاى علم و معرفت و رشد روحى نائل آمدند.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

عزیمت به نجف جهت ادامه تحصیل

در آغاز سال ۱۳۷۱ هجرى قمرى در بیست و شش سالگى با نظر و توصیه بزرگانى چون علّامه طباطبائى و آیه الله شهید شیخ محمّد صدوقى یزدى أعلى الله مقامهما براى تکمیل تحصیلات خود عازم شهر عشق و ولایت، مدفن پاک باب علم نبوى: نجف اشرف گردیده و به آستان بوسى و استضائه از دریاى بى‌کران نور مولى الموحّدین أمیر المؤمنین علیه و على أولاده أفضل صلوات المصلّین نائل آمدند، و در فقه و اصول و حدیث و رجال از بزرگان والا مقامى همچون آیه الله حاج شیخ حسین حلّى و آیه الله حاج سیّد أبو القاسم خوئى و آیه الله حاج سیّد محمود شاهرودى و آیه الله حاج شیخ آقا بزرگ طهرانى قدّس اللهُ أسرارَهم استفاده‌هاى فراوانى برده و کمال علمى خویش را رشدى عظیم بخشیدند.

در محضر استادان عرفان و سلوک در نجف

در همین دوران بنا به سفارش علّامه طباطبائى که اوّلین استاد سلوکى ایشان بود با آیه الله حاج شیخ عبّاس قوچانى وصىّ مرحوم آیه الحقّ و العرفان حاج سیّد على آقاى قاضى قدّس الله نفسه الزّکیّه در مسائل سلوکى حشر و نشر داشتند و به مؤانست و مراوده با آیه الله حاج سیّد جمال الدّین گلپایگانى و تثبیت پایه‌هاى عرفان عملى خویش پرداختند، و در طول مدّت اقامت در نجف اشرف از بیتوته هر شب پنجشنبه در مسجد سهله بهره‌ها بردند.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

کسب مقامات عرفانی در محضر مرحوم سید هاشم حداد

مجاهده‌ها و مراقبه‌هاى مستمرّ و ریاضتهاى شرعیّه تحت فیوضات حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام و عنایات خاصّ حضرت سیّد الشّهداء سلام لله علیه سرانجام ایشان را به حضور انسان کامل و روح مجرّد و نادره دهر مرحوم «حاج سید هاشم موسوى حداد رضوان الله علیه» که از اقدم و افضل شاگردان مرحوم آیه الله حاج سیّد على آقاى قاضى أعلى الله مقامه الشّریف بود، رسانید و فصل نوینى در زندگیشان پدید آورد که موجب به ثمر نشستن زحمات و مجاهدت‌هاى سلوکى و تحقّق به حقیقت توحید و ولایت إلهیّه بود.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

بازگشت به تهران و آغاز نشر معارف اسلامی در مسجد قائم در خیابان سعدی

در سال ۱۳۷۷ هجرى قمرى در سى و سه سالگى پس از اتمام تحصیلات عالیه و رسیدن به درجه اعلاى اتقان در علوم عقلى و نقلى و کسب فضائل ظاهرى و باطنى، جهت اداى تکلیف و اقامه شعائر الهى و ترویج و گسش توحید و ولایت در امتحانى سخت و دشوار به اشاره مرحوم حضرت حدّاد رضوان الله تعالى علیه و امر حضرت آیهالله حاج شیخ محمّد جواد انصارى همدانى رحمه الله علیه به تهران بازگشتند و در مسجد قائم خیابان سعدى در سنگر محراب و منبر به نشر أحکام اسلام و ارشاد مردم و تهذیب و تزکیه نفوس مستعدّه و تبیین معارف الهیّه و دعوت به توحید و ولایت و تصحیح و تعمیق ارتباط مردم با قرآن و عترت پرداختند.

اسوه شدن مسجد ایشان در بین دیگر مساجد تهران در زمان طاغوت

تلاش مخلصانه و مستمرّشان با توجّه به ابعاد گسترده عملى و شدّت درجه اخلاص و نظم و پشتکار خستگى ناپذیر و روحیّه تشکیلاتى کار کردن و ابتکاراتى که در اداره مسجد بکار میگرفتند و جلسات پر بارى که شخصا اداره مى‌نمودند تأثیرى شگرف در یاران و شاگردانشان بجا گذاشت و مسجدشان را در آن سالهاى سرد و سیاه حکومت طاغوتى همانند پناهگاهى روشن و پر فروغ‌ و زنده و پویا اسوه مساجد دیگر ساخت.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

استمرار ارتباط با استادان عرفان از طریق مکاتبه

در خلال این سالها ارتباط خود را با مرحوم آیه الله شیخ محمّد جواد أنصارى و مرحوم حضرت آقاى حدّاد از طریق مکاتبات و مسافرتهاى متعدّد استمرار بخشیدند و در سایه دستورات إلهى این بزرگواران مراحل ترقّى را یکى پس از دیگرى پیمودند تا نهایهً به بالاترین درجات معنوى رسیده و در اوج قلّه توحید استقرار یافتند.

همراهی با نهضت امام خمینی(ره)

ایشان در آغاز ورود به تهران و استقرار در سنگر هدایت مردم اساسى‌ترین کار را تشکیل حکومت اسلام دانسته و در راستاى حرکت به سمت تحقّق آن به ایجاد جلسات همفکرى با علماى بزرگ و طرح و پى‌گیرى مسائل مختلف و مشکلات این مسیر طولانى پرداختند که با رحلت آیه الله بروجردى و تحرّکات اسلام ستیزانه حکومت شاه و قیام مردم به زعامت عالمان دینى و درخشش فوق‌العاده بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت آیه الله العظمی خمینى در این صحنه علامه طهرانی که با ایشان سابقه آشنائى داشتند ارتباطى دقیق و محکم را پى‌ریزى نموده قدم به قدم در مسیر شروع و اوج‌گیرى نهضت به هم فکرى و همکارى گسترده پرداختند، و ضمن جذب یاران مطمئن و متعهّد براى فداکارى در مسیر حذف حکومت طاغوت و تحقّق حکومت اسلام از هیچ تلاشى دریغ نکردند، و در مواقع حسّاس براى نجات رهبرى نهضت از زندان و اعدام فعّالیّتى وسیع و همه جانبه و مؤثّر را طرّاحى و اجرا نمودند.

در ادامه نهضت با توجّه به اصرارشان بر لزوم کار تشکیلاتى و منسجم و به دنبال تبعید رهبر فقید انقلاب به نجف اشرف، حرکات روشنگرانه و مبارزات سیاسى خویش را در قالبى دیگر و با پوشش‌هاى لازم ادامه داده و سالهاى تلخ و نفس‌گیر دوره حکومت سیاه طاغوت را با جنگى فرهنگى علیه طاغوتیان بسر آوردند و با ناکام گذاشتن نیروهاى اطّلاعاتى دشمن و نهایت استفاده از فرصت‌هاى مناسب، اهداف معرفتى و تربیتى خویش را به کرسى نشاندند.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

مهاجرت به مشهد مقدس

بارى ایشان پس از بیست و سه سال تلاش مستمرّ و مخلصانه در سال ۱۴۰۰ هجرى قمرى به امر استاد سلوکیشان مرحوم حدّاد قدّس الله سرّه به منظور مجاورت و آستان بوسى حضرت ثامن الحجج علىّ بن موسى الرّضا علیه آلاف التّحیّه و الثّنآء به مشهد مقدّس مهاجرت نموده و در مدّت پانزده سال پایانى عمر نورانى و پر برکت خویش لحظه‌اى از تلاش بى‌دریغ براى ترویج‌ توحید و ولایت و تربیت نفوس مستعدّه، و دستگیرى از شوریدگان و عاشقان کوى دوست و تربیت طلّاب فاضل و عامل، و تدوین و نشر «دوره علوم و معارف اسلام» فروگذار ننموده است.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

«نور ملکوت قرآن»؛اثر مکتوب قرآنی علامه طهرانی

قرآن، کتاب وحی و هدایتگر انسان ها به راه سعادت و رضوان الهی است. عالمان اسلامی همواره در گسترش معارف والای آن و جلوگیری از تحریف معنوی و کج فهمی آیات، زحمات بسیاری را متحمل شدند. علامه سیدمحمدحسین حسینی تهرانی با نگارش کتاب «نور ملکوت قرآن» با تفسیر برخی از آیات شریفه این کتاب عزیز، دستورات و احکام اسلامی را با بیانی شیوا و رسا مطرح نمودند. بخش هایی از مطالب این کتاب ارزشمند عبارت اند از: قرآن راهنما به بهترین آیین هاست، قرآن ورود در صراط مستقیم و گرایش از ظلمت به نور است، رابطه انسان کامل با قرآن و قرآن با انسان کامل، چگونگی وحی، خلقت انسان و سیارات، و تأثیر قرآن در تمدن عظیم اسلامی.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

 برخی از آثار ایشان

آثار گرانقدرى در زمینه علوم و معارف اسلام از ایشان بجا مانده است از جمله:الله شناسی (سه جلد)، امام شناسی (هیجده جلد)، معاد شناسی (ده جلد)، تحقیق و شرح «رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم»، رساله لبّ اللباب در سیر و سلوک اولى الألباب‌، توحید علمی و عینی، مهر تابان‌، روح مجرد، رساله بدیعه‌، رساله نوین‌، رسالهٌ حولَ مسأله رؤیه الهلال‌، وظیفه فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام‌، ولایت فقیه در حکومت اسلام (چهار جلد)، نور ملکوت قرآن (چهار جلد)، نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوریک شریعت دکتر سروش‌، رساله نکاحیه: کاهش جمعیّت ضربه‌اى سهمگین بر پیکر مسلمین‌، نامه نقد و اصلاح پیش نویس قانون اساسى‌، لَمعاتُ الحسین‌، هدیّه غدیریّه: دو نامه سیاه و سپید، فقهای حکیم، رساله مودّت و …

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

ارتحال

آرى، این عالم ربّانى و بزرگ مرد الهى با پشت سر گذاشتن چندین بیمارى سنگین و خطرناک که آثار برخى از آنها تا پایان عمر مبارکشان استمرار داشت، لحظه‌اى از تلاش خدائى خود آرام نگرفت و سرانجام پس از هفتاد و یکسال مجاهده فى سبیل الله در صحنه‌هاى مختلف، در روز شنبه نهم ماه صفر سال ۱۴۱۶ هجرى قمرى قالب بدن را رها کرده و به ملکوت اعلى پیوست.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

پیکر مطهر علامه طهرانی، در میان حزن و اندوه شیفتگان علم و فقاهت در مشهد مقدس تشییع و پس از طواف دور ضریح نورانی مولایش امام رضا علیه السلام ، و اقامه نماز توسط عارف وارسته آیت اللّه العظمی بهجت، در صحن انقلاب حرم رضوی به خاک سپرده شد.

%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2%d8%ae%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d9%88%da%a9-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af

گزیده هایی از بیانات علامه طهرانی از کتاب آیین رستگاری

آیت الله سید محمد محسن حسینی طهرانی مصاحبات مرحوم علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی(ره) با بعضی از اصدقاء در رابطه با سیر و سلوک الی الله را در کتابی با عنوان « آیین رستگاری » گردآوری نموده است، که در مقدمه ی این کتاب آمده است: این کتاب سخنان و افاضات یک ولی خدا و عارف کامل و مجتهد اعلم و فیلسوف صاحب رای و نظر و مفسری قدرتمند و ناقدی بصیر یم باشد و بنده بهترین و رساترین عنوانی که جهت تسمیه کتاب به نظرم رسید« آیین رستگاری» بود که برای آن انتخاب نمودم.از این رو در سالروز ارتحال این عالم فرزانه بخش هایی از این کتاب که از لسان مرحوم علامه طهرانی(ره) می باشد را مرور می نماییم.

چگونگی پیمودن راهی که به خدا می رسد؟
پیمودن راه پروردگار از طرفی مشکل ترین کار و از طرفی آسان ترین کار است. اما مشکل ترین کار است، برای اینکه نفس انسان به امور متکثره ی این عالم عادت کرده، به شهوت و غفلت و رنگ و بوی دنیا عادت کرده، و انسان باید از همه ی اینها برای خدا ببُرد و این مشکل است.
و اما آسان ترین کار است، برای اینکه این عادت و اُنسی که انسان به این امور متکثره ی دنیا دارد، اینها سعادت انسان نیست،اینها وبال است، اینها گرفتاری است، اینها ظلمت و ناراحتی است و پیوستن به خدا، گذشت از اینها، رفتن به عالم سعه و اطلاق است و رفتن به روح و رحمت است، مضافا به اینکه خدا دستگیر است و ارتباط با خدا است پس آسان ترین کار است.

داشتن همت بلند در پیمودن راه خدا

در این راه چند چیز مهم است و انسان باید همیشه آن را در نظر داشته باشد و تا آخر سلوک ممد و معد کار کند و نیاز دارد که محاسبه ،ذکر و عبادت کند.یکی از آن امور همت بلند است ، یعنی انسان در این راه فقط باید خدا را در نظر بگیرد و بس. و برای خدا کار کند ، از خدا تنازل نکند، به چیزی مادون خدا قانع نشود و کاری برای غیر خدا نکند.

مزد هر عمل انسان هدف و مقصود ذهنی اوست

چون انسان هر کاری که برای غیر خدا بکند،نفسش آرام نمی گیرد و در مقابل عملی که انسان برای غیر خدا انجام داده،آن مقصد و مقصود انسان که به او رسیده انسان را اشباع نمی کند، چون مزد انسان همان هدف و مقصدی است که انسان عمل را برای او انجام می دهد.
مثلا اگر کسی عملی انجام داد برای اینکه به او بگویند عالم،او در روز قیامت از خدا چه بهره ای دارد؟ می گویند که در دنیا به تو گفتند،برای ما چه آوردی؟اگر کسی انفاق کند،سفره بیاندازد برای اینکه بگویند:آقا این شخص متذینی است،اهل انفاق است،به مستضعفین کمک می کند،پولذار است،خُبا اینها را گفتند،انسان برای خدا چه برده؟و اما اگر انسان کار را برای خدا انجام داد،مقصد از این عمل خدا بود،پس مزد انسان پیست؟ خوب مزدش خود خدا است.
انسان آنچه که خودش را با آن معاوضه می کند فقط خداست، فقط محبت خداست و عشق خدا و ذکر خدا و یاد خدا که قرآن در سوره رعد می فرماید: الا بذکر الله تطمئن القلوب.

انجام هر کار غیر خدایی در آن سیری نیست
انسان به هر چه مادون خدا تنازل کند و قانع بشود و کاری را برای غیر خدا انجام بدهد،نفس انسان اشباع نمی شود،گرسنگی و تشنگی اش از بین نمی رود و به هدف هم نمی رسد.سالک باید کار را برای خدا انجام بدهد.نماز می خواند،روزه می گیرد،انفاق می کند،ذکر می گوید فقط برای خداست.

نفس انسان که تزکیه شد خواب خوب می بیند اما نباید به آن اکتفا کرد و دنبالش برود

چون او گفته انجام بده،من عبدم باید انجام بدهم،نه برای اینکه من این کارها را می کنم تا خواب خوب ببینم،چون طبعا نفس انسان که تزکیه می شود خواب خوب می بیند،ولی به این قصد انسان نباید کار کند که من مکاشفه پیدا کنم،در بیداری از بعضی از معانی اطلاع پیدا کنم،یا حالی پیدا کنم که از افکار و اذهان و خاطرات مردم خبر بدهم، ذهن مردم را بخوانم و امثال اینها.

راه عرفان الهی چیست؟

این ها در سیر و سلوک و راه عرفان خدا نیست،چون اینها همه مقاصدی کوچک و مادون خدا است،و در راه عرفان مقصد فقط لقاء خدا و فناء در ذات خدا و عرفان خداست.

دانستن برخی علوم غیبی تاثیری بر کمال انسان ندارد

فرض کنید که انسان یک زحمتی کشید و اطلاع پیدا کرد که مثلا این کبوتر ماده و نر که الان در هوا می پرند با هم چه می گویند؟خبر هم داد،درست هم بود حال این برای نفس انسان چه کمالی دارد؟این برای نفس انسان کمال نیست، این یک کمالی است مانند سایر علومی که مردم در دنیا دارند و مال دنیاست،انسان که از اینجا رفت نفسش به واسطه آن کمال پیدا نکرده و قرب به خدا ندارد.

کارتان فقط برای رضای خدا باشد

انسان باید برای خدا کار کند، بنده باید برای مولا کار کند،بنده اختیارش برای خودش نیست،بنده ملک خداست، باید برای خدا کار کند، و کاری که برای غیر خدا انجام بدهد قیمت و ارزشش مساوی با همان مقصدش است.

طالب خواب خوب و مکاشفه نباشید خودشان باید بدهند

در عالم عرفان و سیر و سلوک باید کار برای خدا باشد،انسان خواب خوب دید یا ندید نباید دنبالش برود،مکاشفه پیدا کرد،خدا داده اگر نداد نباید دنبالش برود آنچه خدا خودش بدهد قیمت دارد ، نه آنکه انسان طلب کند، پس از اول طلب غیر خدا کنار می رود، آن خواب خوبی که انسان می بیند، بدون اینکه انسان در ذهن خوددنبال کرده باشد، آن مکاشفه ی خوب، آن برخود با ارواج مجرده ی خوب ، آن مشاهده ی عالم انوار خوب ، که انسان دنبال نکرده و نخواسته باشد و خود به خود پروردگار برای انسان آورده باشد قیمت دارد.

از اول تا آخر سلوک غیر خدا را نباید در نظر داشته باشید

پس سالک از اول سلوک تا آخر سلوک، غیر از خدا را نباید در نظر داشته باشد،برای غیر خدا نباید کار کند،چیزی را معادل خدا نباید قرار بدهد،عمل خودش را به مادون خدا نباید عوض کند،هر چه در راه پیدا شد، شد؛اگر هم پیدا نشد ، نشد؛نه پیدا شدن علامت قرب است و نه پیدا نشدن علامت بُعد است.

علامت قُرب و بُعد

علامت قُرب توجه به خداست، ذکر خداست، وارد شدن در حرم خداست ؛ و علامت بُعد عدم میل به عبادت است، عدم میل به ذکر خداست، عدم میل به یاد خداست، میل به امور متکثره و شهوانیه و غفلت و اعراض از خدا و حب جاه و مال و ریاست و … یا اینکه حب همان انوار قاهره و نورانیه، که حجاب های نورانی است. اینها همه از بین می رود و فقط خدا می ماند و بس، این علامت قرب است.۶۲

بیداری و مناجات در سحر از دستورات مهم سیر و سلوک

یکی از دستورات مهم در سیر وسلوک شب زنده داری و بیداری سحر است.انسان قبل از اذان صبح یک قدری ، یک چند دقیقه ای باید بیدار باشد که موقع اذان صبح و بین الطلوعین خواب نباشد، یعنی بین اذان صبح تا طلوع آفتاب خواب کراهت دارد.در این زمان قرآن و ذکر بخواند.

مگر اینکه انسان عذری داشته باشد ، یا حالش مساعد نیست و خسته است یا مریض می باشد نمی تواند بیدار شود یا مثلا شب خوابش نبرده،پس بیداری آخر شب و بین الطلوعین هم از چیزهای مهم است.

ریاضت روحی

انسان نفس و جان خود را باید در دست خود داشته باشد و گوشمالی بدهد و او را در هر صراطی وارد نکند.به مشتهیات نفسانی، نفس خود را وارد نکند.مجالس ، محافل، صحبت های زیاد، گفتار زیاد اینها همه اش مضر است و به طور کلی انسان را ساقط می کند، گردش ها، مسافرت های بیجا انسان را خسته می کند.

مرحوم قاضی می فرمودند که اصلا مسافرت برای سالک مضر است،و باید به حداقل و ضرورت اکتفا کند و الا آن دورانی انسان مسافرت می کند، خواهی نخواهی آن سکون و طمانینه اش از دست می رود .مضافا به اینکه در دوران مسافرت کسبی نمی کند،جلو نمی رود، تازه عند المُراجعه مدت ها باید زحمت بکشد تا آن حالات از دست رفته برگردد.۱۶۰

به کوشش:امیرمحسن سلطان احمدی

پی دی افپرینت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!