خانه / اهل بیت ع / شب چهارم محرم/روضه طفلان حضرت زینب(س)

شب چهارم محرم/روضه طفلان حضرت زینب(س)

روز عاشورا هنگامی که ناگزیر بودن کارزار مسجّل شد، اصحاب نگذاشتند که تا زنده هستند فرزندان رسول خدا (ص) به میدان روند و کشته شوند. اما هنگامی که تمامی یاران امام علی (ع) جانفشانی کردند و به شهادت رسیدند، نوبت اهل بیت پیامبر (ص) شد که خود را فدای حق و حقیقت نمایند.

در این لحظات سخت فرزندان علی (ع)، جعفر طیار، عقیل، امام حسن (ع) و سید الشهداء (ع) گردهم آمدند، یکدیگر را در آغوش کشیدند و با هم وداع کردند.

در حدیثی است از رسول خدا (ص) روزی به چند تن از جوانان قریش نگریست که صورتهایی زیبا و نورانی داشتند. پیامبر(ص) با دیدن آنان اندوهگین شد. پرسیدند : «یا رسول الله! تو را چه شد؟» فرمود : «ما خاندانی هستیم که خداوند، آخرت را برای ما برگزیده است نه دنیا را. یه یاد آوردم آنچه را که امت من بر سر فرزندانم خواهند آورد و آنان را می‌کشند یا آوراه می‌سازند».

از بین افراد خاندان نبوت که در کربلا به دست لشگر یزید به شهادت رسیدند سه نفر فرزندان عبدالله بن جعفر طیّار (همسر حضرت زینب) و سه نفر دیگر از آنان برادران تنی حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) (یعنی برادارن حضرت زینب) بودند.

  • فرزندان زینب (س)

«عون»، «محمد» و «عبیدالله» سه پسر عبدالله بن جعفر (شوهر حضرت زینب سلام الله علیها) بودند که به همراه مادر خویش در رکاب امام (ع) به کربلا آمده بودند.

آنان وقتی که تنهایی دایی و امام خویش را دیدند یک به یک به میدان رفتند و جان خود را فدای اسلام کردند.

«عون» در مقابل چشمان نگران مادرش زینب به سوی میدان تاخت در حالی که می‌خواند :

إن تنکرونی فانا ابن جعفر

شهید صدق فی الجنان ازهر

یطیر فیها بجناح اخضر

کفی بهذا شرفا فی المحشر

یعنی : اگر مرا نمی شناسید بدانید که من پسر جعفر طیارم؛ همان که در راه حق و حقیقت به شهادت رسید و در فردوس برین می درخشد؛ و همو که بر فراز بهشت با بال‌هایی سبز به پرواز در می‌آید، و همین نسب و شرف برای روز محشر کافی است.

عون سه سوار و هجده پیاده از لشگریان دشمن را کشت تا اینکه سر انجام به دست لشگر یزید به شهادت رسید.

پس از وی، دو برادرش محمد و عبیدالله نیز در راه حق جنگیدند و شهید شدند.

ای سلیمان نگاه کن به مور

هدیه آورده ام به مقدم تو

من هم امروز با همین دو پسر

سهم دارم در این محرم تو

رد احسان مکن خدای کرم

اذن میدان بده به طفلانم

بس بُوَد داغ اکبرت به دلم

بیش از این جان من، مرنجانم

گر بمانند این دو بین حرم

جان به لب میشوند از غیرت

گر ببیند خیمه ی خورشید

شود آماج آتش و غارت

حتم دارم که هر دو می میرند

گر ببیند دست بسته ی من

جای سیلی به روی طفل تو و

سیل خون از سر شکسته ی من

گریز روضه طفلان حضرت زینب(س)

از صبح که اذن جهاد داده شد هزارتا فکر تو سر زینب بود، هزار نوع دل شوره داشت بی بی، یکی از دل شوره هاش این بود نکنه نوبت بچه های من بشه اجاز نده، پسر بزرگ کردم برا چی، این دو تا بچه که می خواستن برن، اول دو تایشون تو خیمه لباس تنشون کرد، روی لباس شون یه چیزی مثل زره انداخت، شمشیر براشون تهیه کرد، کفشاشون سفت کرد اول هم مو هاشون شونه کرد، گفت: خواستین برین جلو دایی سرتون پایین ولی سینه ستبر باشه.

حسین نگاه کرد دید از خیمه زینب دو تا ماه پاره اومدن بیرون، زینب داره می بینه از لای خیمه، هی می بینه این بچه ها گردن کج کردن، هی اینار بغل کرد گفت: نه، معلوم بود حسین اجازه نمی ده، راهیشون کرد رسیدن تو خیمه گفتن: نمیزاره بریم یه کاری بکن؛ زینب اومد جلو و از حسین اجازه گرفت.

ای سلیمان نگاه کن به مور

هدیه آورده ام به مقدم توین

من هم امروز با همین دو پسر

سهم دارم در این محرم تو

رد احسان مکن خدای کرم

اذن میدان بده به طفلانم

بس بُوَد داغ اکبرت به دلم

بیش از این جان من، مرنجانم

گر بمانند این دو بین حرم

جان به لب میشوند از غیرت

گر ببیند خیمه ی خورشید

شود آماج آتش و غارت

حتم دارم که هر دو می میرند

گر ببیند دست بسته ی من

جای سیلی به روی طفل تو و

سیل خون از سر شکسته ی من

 هر کی می رفت تو میدون زینب می ایستاد جلوی خیمه نگاه می کرد، آماده بود یه جایی که می شد کمک حسین کنه، بره کنار بدن کمک کنه بدن بیارن،  اما تا بچه هاش رفتن، عمه سادات رفت توی خیمه نشست، تا صدای هلهله بلند شد فهمید کار تموم شده هی گفتن: زینب بلند شو بچه ها تو دارن میارن.

 

روضه طفلان حضرت زینب ۱ ۲,۷۶۸ ۰:۰۷:۵۰
روضه طفلان حضرت زینب ۲ ۲,۹۵۵ ۰:۰۸:۲۲

 

منابع :

  1. سید بن طاووس ؛ اللهوف فی قتلی الطفوف ؛ قم: منشورات الرضی، ۱۳۶۴ .
  2. شیخ عباس قمی ؛ نفس المهموم ؛ ترجمه و تحقیق علامه ابوالحسن شعرانی ؛ قم: انتشارات ذوی‌القربی، ۱۳۷۸ .
  3. چهارده روضه صحیح تالیف حسینی عارف

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!