خانه / *درس اخلاق / رسیدن به جسم و فراموش کردن روح در بیان آیت الله ضیاءآبادی

رسیدن به جسم و فراموش کردن روح در بیان آیت الله ضیاءآبادی

امیرمحسن سلطان احمدی در جدیدترین مطلبش یکی از جلسات درس اخلاق و تفسیر آیت الله ضیاءآبادی با موضوع بررسی ابعاد جسمی و روح انسان همراه با تفسیر آیه 85 سوره اسراء منتشر نمود که در ادامه آن را مطالعه نمایید:

ضیاءآبادی

چند هفته ای هست که جلسات درس اخلاق و تفسیر آیت الله سید محمد ضیاءآبادی عالم عامل پایتخت به علت بیماری ایشان برگزار نشده است و بی صبرانه منتظر بهبود کامل ایشان جهت برگزاری مجدد جلسات ایشان هستم، همواره سخنان ایشان چنان تاثیری عمیق بر دل و جانم گذاشته که مدتها با سخنان بیدار کننده این عالم فرزانه از لغزش در امان ماندم.

از این رو در ادامه یاداشت هایم را از یکی از جلسات ایشان که دوشنبه دوم بهمن ماه 1391 با موضوع بررسی روح انسان و وجه پرورش بعد جسمانی و روحانی انسان در تفسیر آیه 85 سوره اسراء در مسجد علی ابن الحسین(ع) شمیرانات محل ثابت جلسات آیت الله ضیاء آبادی برگزار شد را تقدیم شما همراهان گرامی می نمایم.

کلمه " روح " در قرآن

درخصوص كلمه روح در قرآن چند مورد به كار رفته است كه هركدام بر حسب قرينه يك منظور است يك‌جا در قرآن روح‌القدس آمده كه به حضرت جبرئيل تعبير شده است. جای ديگر به روح‌الامين اشاره شده كه باز هم به جبرئيل تعبير شده و گاهی هم روح تعبير شده؛ اما قيدی ندارد مانند (روح) در سوره قدر كه می‌خوانيم «تنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر» كه در اين آيه كلمه روح بعد از ملائكه ذكر شده است.

ملائكه نشان از يك موجود مستقل می‌دهد كه با روح در شب قدر پايين می‌آيند. يك جا هم مربوط به قيامت است كه قيدی ندارد و ملائكه و روح در صف می‌ايستند و فرمان خدا را اطاعت می‌كنند. به هر حال موارد مختلف با معانی مستقل از كلمه روح وجود دارد. يك‌جا هم روح را مربوط به روح انسان می‌دانند كه خدا به ملائكه می‌فرمايد «وقتی پيكر انسان را ساختم در آن روح دميدم» يعنی اين انسان خيلی موجود شريفی است كه خدا در آن روح دميده است.

روح انسان در آیه 85 اسراء

از قرآن و مفسران برمی‌آيد كه در آيه 85 سوره اسراء منظور همين روح انسان است که می فرماید:" وَ یَسئَلونَک عَن ِ الرّوحُ قُل الرّوحُ مِن اَمرِ رَبّی وَ ما اوتیتُم مِنَ العلم ِ الّا قَلیلًا " كه علمای يهود يا مشركين از پيامبر(ص) درخصوص روح انسان پرسش كردند و خداوند به پيامبر(ص) می‌فرمايد «جواب بده و بگو روح از عالم امر پروردگار من است آن خدايی كه مرا پرورش داده، او عالمی دارد و عالم امر، ايجاد و خلاقيت است كه بايد به آن علم داشته باشيد تا بدانيد چيست و شما نمی‌توانيد علم و قدرت خدا را احاطه كنيد. اصلاً شما ذات اقدس حق را هم نمی‌دانيد چيست؟ به شما اندكی علم داده‌اند پس خيال نكنيد چون انسان هستيد همه چيز را می‌دانيد علم شما اندك است».

ما حیات داریم و نمی دانیم حیات چیست؟

ما حيات داريم اما نمی‌دانيم اين حيات چيست؟ يعنی نمی‌دانيم چه داريم. وقتی كسی فوت شد می‌گوييم او مرده است؛ اما هرچه ما داريم اين فرد مرده هم دارد. چه داريم كه او ندارد و الان فوت كرده است؟ و آن چيز حيات است. يك عمر با حيات زندگی كرده‌ايم ولی نمی‌دانيم آن چيست؟، علم ما در اين دريای بی‌كران جهل و قطره‌ای بيش نيست. اين عالم معلومات زيادی دارد كه ما نمی‌دانيم.

خیلی چیزها را ما نمی فهمیم

امام علی(ع) در وصيتشان با امام حسن(ع) نيز فرموداند «دنيا جريان سير خلقتش بر يك سری مقرراتی است كه خالقش تنظيم كرده است. نعمت‌ها، بلاها، عمل‌ها و عكس‌العمل‌ها دارد كه بعضی از ما آن را می‌فهميم؛ لذا خيلی چيزها است كه ما نمی‌فهميم.مشيت الهی تعلق گرفته و خلق كرده است ولی ما نمی‌فهميم.

چیزی را نمی دانید با شهامت بگویید نمی دانم

مولا در اين نامه به فرزندشان تأكيد دارد كه اگر مسئله‌ای برايت دشوار آمد بگو من نمی‌دانم. متأسفانه بعضی‌ها خيلی مغرور هستند. چيزی كه نمی‌فهمند را نمی‌گويند نمی‌دانيم. بايد آنچه به فكر ناروا بود و نمی‌دانيم بگوييم نمی‌دانيم. ما كه دنيا آمديم بچه جاهلی بوديم.

از خدا بخواهید دانایتان کند

امام در اين نامه جنبه‌های بشری را به فرزندشان نشان می‌دهند. خيلی از مطالب است كه ما الان نمی‌دانيم ولی بعداً آگاه می‌شويم و خيلی از مطالب هم هست كه عمر انسان تمام می‌شود ولی آنها را نمی‌فهمد. بنا نيست همه چيز را بدانيم؛ لذا وقتی ديديد نمی‌فهميد با خدا باشيد و از او بخواهيد تا دانايتان كند. هميشه دست به دامن خدا بزنيد.

انسان یک موجود جامع در عالم / عقل و فکر امتیاز خاص انسان از دیگر موجودات

انسان يك موجود جامع است از هر نوع موجودات در عالم نوعی دارد. از نظر رشد و نمو با نباتات شريك است و مانند نباتات رشد و نمو می‌كند. از نظر حس و حركت، شهوت و غضب با حيوانات شريك است با جامدات هم شريك است؛ اما يك امتياز خاص دارد كه انسان را گل سرسبد كائنات كرده است. هرچند با جامدات، نباتات و حيوانات شريك است؛ اما عقل و فكر دارد كه مختص انسان است. با اين عقل و فكر مكارم اخلاق را ايجاد كرده و عاقبت نورانيت را به خالق جهان در خود ايجاد می‌كند.

انسان و منیت هایش

هميشه می‌گوييم باغ من، خانه من، همسر من، ماشين من، چشم من، گوش من و … يك عمر انسان با اين منيت زندگی می‌كند با مطلقات اين من‌ها بازی می‌كند. حالا خود من كجاست؟ همه كه ادوات شد يك عمر انسان دنبال ادوات می‌گردد.

خودتان را گم کرده اید

حال كسی كه چيزی گم كرده باشد دنبال آن می‌گردد. آيا مثلاً وقتی خودرو شما گم شده است دنبال آن نمی‌گرديد؟ اما خودتان گم شده‌ايد، چرا دنبال خودتان نمی‌گرديد؟ اين گفته مولای ماست كه تعبيرش چنين است تعجب می‌كنم از كسی كه دنبال گم شده‌هايش می‌گردد ولی خودش را گم كرده است و دنبالش نمی‌گردد.

 آيت‌الله سيدمحمد ضياءآبادی:
ما خوب داد و فرياد می‌زنيم، راه را خوب بلديم، دعای كميل را نيز خوب می‌خوانيم و حفظ می‌كنيم؛ اما نمی‌فهميم چه می‌گوييم. اصل در اين است كه چقدر از آن فهميده‌ايم به خواسته‌های نفس نباتی، حيوانی و ناطقه خوب جواب می‌دهيم؛ اما متأسفانه دنيای كنونی به نفس انسانی خوب لبيك نمی‌دهد.

دنبال اضافات می گردید اما دنبال خودتان نیستید

يك عمر است دنبال اضافات می‌گرديم دنبال خانه خوب، مركب خوب و غذای خوب؛ اما خودمان كجا هستيم؟ خودمان فقير و بيچاره است و اين جهل است. عمری دنبال گمشده‌های اضافه گشتيم اما بعد از 80 سال خودش مانده و قبرش خودش چيزی از خود ندارد.

محبوب و عشق اول و آخر ما خدا است

عاشق هم بی‌معشوق زندگی نمی‌كند؛ اما حالا بعد از عمری همه رفته‌اند. او تنهاست محبوب ما اول و آخر خداست. خانه من، همسر من، خودروی من و … اينها همه خوب است؛ اما مهم خدا است در قبر، برزخ و محشر فقط خدا با ما است در خواب و بيداری و مردن آنجا فقط خدا است؛ اما ما خدا را پيدا نكرده‌ايم و هيچ نفهميديم و اين سال‌ها با ديگران زندگی كرده‌ايم؛ اما آن كه از رگ گردن به ما نزديكتر است خداست كه با او نبوديم و بدبخت است كسی كه خدا را نشناخته است.

چهار نفس در انسان

در روايت است كه «كميل‌ابن‌زياد» از مولا در خصوص نفس پرسيد و مولا هم پاسخ داد بدين مضمون كه ما چهار نفس داريم. يك نفس نباتی كه با نباتات شريك است و حاصل آن رشد كردن و چاق شدن ما است. يك نفس حيوانی كه با حيوانات شريك است و می‌خورد و می‌خوابد و با ديگران می‌جنگد و شهوت دارد. يك نفس ناطقه قدسی كه با فكر كردن و فهميدن اين نفس راه انسانيت را به ما نشان می‌دهد و يك نفس الهی كه اين خوب است.

دوری از نفس الهی

با نفس نباتی و حيوانی خوب هستيم خوب می‌خوريم، می‌خوابيم و رشد و نمو می‌كنيم. با نفس ناطقه نيز راه‌های خوب و انسانيت را می‌شناسيم؛ اما اگر نفس آخری كه نفس الهی است را شناختيم آنگاه می‌گوييم تنها معبود من خداست، آن چه كمياب است و بسيار كم، همين نفس الهی است. «لا‌اله‌الا‌هو» بايد جز او كسی را نبينيم.

دعای کمیل را خوب می خوانیم اما نمی فهمیم چی میگوییم

ما خوب داد و فرياد می‌زنيم، راه را خوب بلديم، دعای كميل را نيز خوب می‌خوانيم و حفظ می‌كنيم؛ اما نمی‌فهميم چه می‌گوييم. اصل در اين است كه چقدر از آن فهميده‌ايم به خواسته‌های نفس نباتی، حيوانی و ناطقه خوب جواب می‌دهيم؛ اما متأسفانه دنيای كنونی به نفس انسانی خوب لبيك نمی‌دهد.

روی پرورش روح و اخلاق تلاش کنید/ فقط به فکر شکم نباشید روح را دریابید

در تمدن امروز تمام قوا می‌كوشند تا صدای انسانی از بين برود. برای غذا، بهداشت، گردش و ورزش جسم يك كودك خوب كار می‌كند؛ اما روی پرورش اخلاقی او هيچ دقتی نمی‌كنند. از لحاظ پرورش روحی و اخلاقی كودك هيچ كاری نمی‌كنند هيچ حرفی از صداقت و تقوا به اين كودك نمی‌زنند و اين كودك رفته رفته انسانی از لحاظ جسمی فربه و چاق می‌شود كه برای پركردن شكم و شهوتش دست به هر جنايتی می‌زند.

تمدن امروز انسان نمی پروراند بلکه موجود دو پای دور از انسانیت پرورش می دهد

پس دنيای تمدن امروز كه عاری از تدين انسان نمی‌پروراند، بلكه يك موجود دو پا را می‌پروراند و رشد و نمو می‌دهد كه اندام و هيكل خوبی داشته باشد؛ اما در اين موجود دو پا از انسانيت خبری نيست در او رحم، عاطفه و مروت نيست دنيای تمدن امروز نصف انسان را كشته است.

به روحتان برسید نه جسم

بدن ما الاغ ما است، كه بر آن سوار شده‌ايم و ما به جای رسيدن به روح و خودمان هدفمان رسيدن به اين الاغ باشد و آن را خوب چاق می‌كنيم. چراغ نفتی را برقی كرده‌ايم، آن حمام‌های عمومی را تبديل به دوش‌های منزلمان كرده‌ايم، الاغ‌سواری را تبديل به ماشين و طياره كرده‌ايم، بالاخره ترقی كردند شتر را تبديل به موتور كردند؛ اما برای خود انسان چه كرده‌ايد؟

دنیای امروز جسم را زنده کرده و انسانیت را کشته

ما كه فقط جسم و بدن نيستيم كه فقط به بعد جسمی رسيديد؛ اما از انسانيت هيچ خبری نيست بعد جسم را زنده كرديد و انسانيت را كشته‌ايد. تمام تأسيسات دنيای متمدن امروز همه اينها اگر بی‌تدين بوده به بشر خدمت نكرده است. چون علمی كه بشر بايد تحصيل كند اين نيست.

رسیدن به بعد جسمانی و فراموش کردن بعد روحانی

بد تعبير نشود اين علم‌ها لازم و خوب است؛ اما به شرطی كه انسانيت را هم در نظر بگيريد بايد در تربيت انسان خيلی چيزها فرق كند. تربيت انسان بايد با ايمان به خدا باشد انسان هم بعد جسمانی و هم بعد روحانی دارد. ما به بعد جسمانی خوب رسيديم اما بعد روحانی را فراموش كرده‌ايم اين بد است.

دین پیامبر(ص) تنها سازمانی که در دنیا هم روح و هم جسم را تربیت می کند

تنها سازمانی كه در دنيا تربيت همه جانبه انسان را برعهده دارد و روحی و جسمی او را تربيت می‌كند، سازمان دين است و آن هم دينی كه به دست پيامبر(ص) تأسيس شده است و به همه تقاضاهای جسم و روح پاسخ می‌دهد.

دين گفته است از من نيست كسی كه دنيا را رها كند و فقط به آخرت بپردازد و فقط در حال عبادت و سجود باشد و برعكس از من نيست كسی كه آخرت را رها كند و فقط به دنيا بپردازد. نبايد دنيا منهای آخرت و آخرت منهای دنيا باشد، بايد كارهايمان طبق شرع مقدس اسلام باشد.

با رفتارتان کاری نکنید که باعث بدبینی دیگران به دین شود

باید در دنیا زندگی کنید ،کار کنید انسان بیکار در دین ما ممنوع است اما آن کار هم باید طبق شرع مقدس باشد.ما را سفارش به تقوای الهی نموده اند پس دین را زیر پا نگذارید ، دین زنده کننده دنیا و آخرت ما است با مردم و حتی با مخالفین خود خوش رفتار باشید اگر شما ورع داشتید باعث می شود که دیگران به شیعه خوش بین باشند اما اگر بد کنید باعث بدبینی به شیعه می شود در حدیث آمده که شما باعث ننگ اهل بیت(ع) نشوید کاری نکنید که بگویند ساخته امام صادق(ع) این است و باعث بدبینی به دین شود.

به قلم: امیرمحسن سلطان احمدی

http://soltanahmadi.ir

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
error: Content is protected !!